دکتر احمد بهشتی در سال 1314 در روستای میاند  شهرستان فسا زاده شد.این بزرگ مرد با گذراندن تحصیلات مقدماتی در سال 1328 رهسپار شیراز گردید و از محضور استادان برجسته در مدرسه های علمیه ی شیراز بهره های فراوان برد.در سال 1338 با دریافت دیپلم متوسطه به قم رفت و درس خارج حوزوی را نزد استادان برجسته مانند علامه طباطبایی فراگرفت.با در سال 1356  از رساله دکتری خود در رشته ی فلسفه در دانشگاه تهران به دفاع پرداخت و به دریافت درجه ی دکتری فلسفه به راهنمایی استاد شهید مرتضی مطهری نائل آمد.این استاد برجسته در دانشگاه های تهران ، قم، و شیراز به تدریس پرداخته است.اکنون به عنوان مدیرگروه فلسفه ی دانشکده الهیات دانشگاه تهران به فعالیت می پردازد.ایشان دو دوره به عنوان نماینده ی مردم شهرستان فسا در مجلس شورای اسلامی به انجام وظیفه پرداخته اند و اکنون به عنوان نماینده ی مردم استان فارس در مجلس خبرگان رهبری حضور دارند.ایشان افزون بر پنجاه کتاب و صدها مقاله ی علمی به چاپ رسیده است.. "عرفان ،همواره در علوم اسلامی به عنوان مهمترین هدف و مقصد نهایی مطرح گردیده است  و عارفان فروغ رخ معشوق را در جام دنیا تجلی یافته می یابند.دل انسان با تطهیر آینه ای خواهد گردید که تجلیات ذات حق را در خود منعکس خواهد کرد و عارف بی پرده ی ظواهر فریبنده ی دنیایی، با خلوص هر چه تمام تر خداوند هستی و ذات حق را، در خواهد یافت.این در حقیقت معنای "من عرف نفسه فقد عرف ربه" در طول تاریخ بوده است و همواره عارفان حقیقی حق، که پیامبر اکرم(ص) و امامان معصوم  شیعه بوده اند، در این مسیر کوشیده اند تا چراغ های تابان هدایت را فراروی بشریت قرار دهند و انسان ها را به سوی مسیری آگاهانه که راهی به سوی حقیقت خواهد گشود ، رهنمون گردند.در این مسیر با گذشت چهارده قرن از ظهور اسلام و با  رسوخ مبانی دینی در قلب ها، این شناخت رنگ دیگری یافته است.شاعران با نگاهی عمیق به گذشته در بستر احساسات به بیان آنچه در دل دارند می پردازند .این مهم از قرن دوم هجری با ظهور شاعران عارفان آغاز می گردد و تا به امروز در شعر و ادبیات فارسی که در کنار شعر و ادبیات عربی و در تعامل های گسترده ی اندیشه ای و معرفتی قرار گرفته است به صورت عمیق به نمایش مبانی عرفانی می پردازد.در این میان مبانی شیعه به عنوان مهمترین بسترهای عرفانی در سرتاسر جهان گسترده گردیده است و هر کدام از شخصیت های تاریخی و اسلامی به عنوان الگوهای برتر در شعر شاعران بزرگ جهان بازتاب یافته اند.حضرت زینب در شعر دکتر احمد بهشتی در آمیختگی با روح شاعرانه چنین توصیف می گردد: 

                                                  زینب

در ریاحین شریعت برترین ریحانه ام من           دختر میر شجاعان ، بهترین فرزانه ام من

زهره ی زهرایم و پرورده ی دامان صبرم        گر حسین شمع فروزان است هم پروانه ام من

بر سر ظلم و پلیدی تندر رعب آفرینم            با خدا پیوند دارم  ،ز اهرمن بیگانه ام من

لجّه های امتحان را بی تکلّف سِیر کردم       راز و هُرم خالصم ، بل مخلصم دردانه ام من

گرچه آرامم چو بحر و استوارم کوه آسا        در فراق سرور آزادگان حنّانه ام من

آزمودم عشق حق را ،پخته گشتم سوختم پس    تشنه ی راز و نیاز و جرعه ی مستانه ام من

من خدا را بندگی کردم ز لطفش اینک اینک       صاحب جاه و جلال و حشمت شاهانه ام من

زینبم من ،تاج عصمت بر سر من، پر شکوهم       در ره قرآن، اسیر زاده ی مرجانه ام من

انقلاب کربلا را من پرستاری نمایم                 صاحب نثر بلیغ و خطبه ی جانانه ام من

شام را بنگر خراب و کوفه را بنگر خرابات        پس شگفتی نیست گر آواره ی بی خانه ام من

پور ابراهیم و دخت حیدر فخر آفرینم               لرزه افکن بر تن اصنام در بتخانه ام من

زن بیاموزد زِ من درس عفاف و دادخواهی        مرد را اندرزگوی حکمت مردانه ام من

خوش درخشیدم، دریدم پرده های ظلم و ظلمت      هان نپنداری که در گیتی یکی افسانه ام من

وقت ایراد سخن یادآور زلزال ارضم                  رُعب آور در دل آن قُلدر دیوانه ام من

رو چو عارف ترجمان ایده های پاک من شو        در الست و در قیامت ساقی پیمانه ام من