محمد جواد طهرانی نوبندگانی شاعر بدیعه پرداز شهرستان فسا
گرچه شعر را همگان در محدوده گسترده زبانی پسندیده و از گویش های محلی فاصله می گیرند اما زبان قدیمی هر منطقه نمودار فرهنگ و تمدن و آداب و رسومی است که زمانی اجداد و نیاکان ما به آن سخن می گفته و به دور از دهکده جهانی و فضاهای مجازی اینترنت و رسانه های جمعی با توجه به شرایط اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی روزگار را سپری می کردند.شناخت گوشه گوشه ی این فرهنگ ها و سنت ها خواهد توانست به ریشه دار شدن حس ملی رسیده و با پرهیز از فرهنگ های وارداتی و بی درونمایه به وجود فرهنگ و توانایی های گذشتگان از این جهت که به ما خودباوری خواهد داد، دست یابیم.شعر عامیانه نه تنها در زبان فارسی بلکه در زبانهای دیگر نیز ارج نهاده می شود و به آن از زاویه تمدن کهن نگریسته می شود حتی انگلیسی زبان ها با قدمت کوتاه زبانی به شکسپیر و زبان او می بالند و درباره شعر او به عنوان میراث کهن زبانی به مطالعه می پردازند. و ما نیز زمانی به پیشرفت دست خواهیم یافت که نگاه عمومی جامعه را از فرهنگ غربی و تاحدودی عربی(البته از جهت ادبیات غیر اسلامی) به زنده سازی فرهنگ و واژگان نیاکان و اجداد خود بازگردانیم و راه پیشرفت را در توانایی های بومی بیابیم نه انگلیسی و فرانسه و آلمانی و فرانسه و حتی عربی آموزی های افراطی و تندروانه.
درود بر این شاعر آگاه و فرهنگی که با احساسی زیبا و واژه کاو ارائه اندیشه نموده است:
دو شعر از این شاعر ارزشمند:
نفس عشق
به شقایق ، به کبوتر ، به جنون معتقدیم/
وسط این همه شمشیر به خون معتقدیم
وسط این همه صورت ، وسط این همه رنگ/
به دل پاک ، به باطن ، به درون معتقدیم
همه جا دست به دامان ولایت هستیم/
زیر این خیمه ی هستی به ستون معتقدیم
ما جگر سوخته ها در غم مولای غدیر/
به طمأنینه ، به صبر و به سکون معتقدیم
ای ثقیفه ! نه تو با ما سر یاری داری/
و نه ما چون تو به نیرنگ و فسون معتقدیم
در عبور از گذرستانِ به شرط غم عشق/
به تن خانه به دوش حلزون معتقدیم
زندگی با نفس عشق پدیدار شده است/
به همین «قالَ لَهُ کُن فَیَکون»معتقدیم
شعری دگیر از ایشان:
هیژده کیلومتر اُوبَرِ فَسا ،راسِ تُلِ سنگی
چیشِت میخُوره یِ منظَره ی خیلی قشنگی
چِیشت می خُوره به دومَنِی واز و وِلِنگِش
نَخلا ،دیوالِی کاگِلی و کوهِ تِی چِنگِش
اونجاکو که نوبَندگونه اسم قشنگِش
هَمو گاگِمونی،خدا خودش که زد کلنگش
یِی دَسِّی کشید رو سر و روش صَدرَبادش داد
بشخَلی و پیرنیا و چاری شدن یادش داد
کیلیل بیلیلو،جُو موشِو و کَزرَکِشَم داد
پیچ پیچُو ، هاپولوک و هکال، بَذرَکِشم داد
بَعدََم نَمی کی واداش کمی دَس پَلَکوش کرد
ردّه گو شدیم اَبَس که هِی خِنجَلَکوش کرد
شیطون ولی بیکار نَنِشَس ،مَنقَلو تَش کرد
هِی چیش غررنش رَف تا می شد پیرمیچیدش کرد
جَلدی رَ تو جِلتِ مردُمِش ،شیطون نامرد
با دود و زغال و کوفتی و زهر مار و درد
هی آسَّکی و دُزُ پَسَله پول همه می زد
با دَنگ و تیارت و ناکسی گول همه می زد
شِرِتَ شَپَکی، گُلومولوته، نَبَدَلَکونی
هَردَمبیلی و هَلَم هیپو رَ دَرِ دُکونی
یی جوری نِشِس تو دل یِ مرد گُتِ نَرگِه
که ندونه چیطُو هِی بِکِشه، هِی بُتُمَرگه
بَس که رفته بود هِی زیر دود تا کَفِ پیشونیش
با یَی مَنی لَحمِه قند نمی شد بولوپونیش
ادبار نَچُو بُورَکی هی می زد که در رَه
لَچّر چِکِنَه، کُمی و لُسه، دو لُپی می هرّه
شیطونم اَ روزی که تو اینجُو پا گُذُشته
مُندَنی شده، جُل و پَلاسِش همینجا گُذُشته
هر شُو می ره تا کُرزِه ببنده، نه که اُو شِه!
توسون، اَخداشَه دم رو شیلیپَک اُو شه
نَمی چیطوریه هر که میات هَرِه گُره می شه
آخُ هر که دَفِی اَوَّلِشَم هَ خوره می شه
نه کِه کوچاش اَقَد لُک و پُکِه و گود و تُلُمپه
هر وَخ که بارون میات دیویس جاش مِثِ قُمپه
باید چَپَکی راه بیریم اِنگا کِرِنجال
یا بِتِنگونیم مِثِ آدَمُی بادوک و قِرِشمال
نوبندِگونی دلش گُته ،اِنگا تی چِنگِه
نوبندگونی اَ کوچوکی تُخچِه ، زرِنگه
نوبَندِگونی دلش مِثِ قلب بِجِشکه
یی دَفِی می شه صَتّا تیکه اِنگا پِرِشکه
نوبَندِگونه وِلاتِمون، خیلی می خِیمِش
اَ صَتَّا کُوِیتَم نمی دیم یِ نخِ گِلِیمِش
اَگه جونم بِخات می دیم بَرَش ، نه بِخَلِت چه؟!
ایمونَم بِخات، می دیم بَرَش، نه بِخَلِت چه؟!
شعری دیگر از این شاعر گرامی:
دل داده به دین مقطع حساس کنونی؟
یا کرده کمین مقطع حساس کنونی؟
ای دوست! مراقب شو و مگذار بیُفتیم
در دامِ چنین مقطع حساس کنونی
ناگاه رسیدیم و شنیدیم که سَر زد
از مشرقِ چین مقطع حساس کنونی
بیماریِ نحسِ کرونا آمد و پُر شد
در کُلِّ زمین مقطع حساس کنونی
پیداستکهاینشیطنتآلودهیدستیست
در پُشتِ همین مقطع حساس کنونی
با زشتی و زیبایی و شیرینی و تلخی
گردیده عجین مقطع حساس کنونی
یعنیکه رسیدهست بهجمعِدوتناقض:
دلشاد و غمین ، مقطع حساس کنونی
چندیاستکه باترس بهدنبال امیدَ ست
بی تابِ حزین مقطع حساس کنونی
ماندمپَسِاینمسأله: زینَستبهپُشتَش
یا پُشت به زین ، مقطع حساس کنونی؟
در شاکله ی دست قَدَر ، صبحِ قیامت
حلقَهست و نگین مقطعحساسکنونی
امروز به سر منزل مقصود رسیده ست
در مرزِ یقین مقطع حساس کنونی
تبدیل به فرصت شدن این همه بحران
در سخت ترین مقطع حساس کنونی
مُستَلزِم این است که با جان بسپارد
دل را به امین مقطع حساس کنونی
...باید جَهِشی داد به تولید محبّت
تا بگذرد این مقطع حساس کنونی...
شهرستان فسا یکی از شهرستانهای استان فارس ایران است. مرکز این شهرستان، شهر فسا است. جمعیت این شهرستان طبق سرشماری سال90 : شهر فسا 254369 نفر وکل شهرستان315329نفر می باشد.بر طبق سرشماری سال ۱۳۸۵، برابر با ۱۹۲٬۹۴۶ نفر بوده است( http://www.amar.org.ir/)