ذِکرٌ لِلعَـلَمین
وإِن یَکادُ الّذینَ کَفَروا لَیُزلِقونَکَ بِأَبصـرِهِم لَمّا سَمِعُوا الذِّکرَو یَقولونَ إِنَّهُ لَمَجنونٌ * و مَا هُوَ إِلاّ ذِکرٌ لِلعَـلَمین ۞
وإِن یَکادُ الّذینَ کَفَروا لَیُزلِقونَکَ بِأَبصـرِهِم لَمّا سَمِعُوا الذِّکرَو یَقولونَ إِنَّهُ لَمَجنونٌ * و مَا هُوَ إِلاّ ذِکرٌ لِلعَـلَمین ۞
آمنه محبی در شعر «آمناز» تخلص می کند. مترجم متون ادبی و فلسفی و مسلط در ترجمه به دو زبان فارسی و انگلیسی و مشاور در امور حقوقی است.
این شاعر در شهرستان فسا زاده شد. و تحصیلات مقدماتی را در زادگاه خود به پایان رسانید.
در سال ۱۳۷۳ کارشناسی ادبیات را در دانشگاه شیراز با موفقیت سپری کرد و با ورود به دوره ی ارشد دانشگاه آزاد اسلامی دانشنامه خود را دریافت کرد.
سال ۱۳۸۶ با دریافت بورسیه ی تحصیلی در دانشگاه میسور از بنگلور هندوستان پذیرفته شد، و رشته ی جغرافیای تاریخی را در دوره ی کارشناسی ارشد انتخاب کرد. در ترم آخر تحصیلاتشان در هندوستان، جهت پیگیری سلامت فرزند خود به ایران بازگشت و ادامه ی تحصیل در این رشته را ناتمام گذاشت و دیگر به هندوستان بازنگشت.
در سال ۱۳۹۵ بهکارشناسی حقوق دانشگاه پیامنور فسا دست یافت.
و در سال ۱۴۰۰ موفق به دریافت دکترا گردید .
ایشان فعال فرهنگی در آموزش و پرورش فسا است و سال ها در واحدهای مختلف آموزش و وپرورش و از جمله واحد حقوقی این سازمان خدمت کرده است .
شعر را درخدمت به تفکر انتقادی و علوم انسانی و معرفی الگوهای عمیق فرهنگی هدفمند ساخته است.
حضور در شیراز و بهره گیری از انجمن های ادبی، آمیختگی طبع ایشان با عدالت طلبی وحفظ ارزش های انسانی را رقم زده است.
اکنون مدیر و دبیر انجمن شعر پرواز اندیشه های شهر شیراز وفسا است و به فعالیت های مدنی، فرهنگی، ادبی در استان فارس می پردازد.
او به عنوان یک استادمعلم ، عشق به تدریس و خدمت به جوانان این مرز و بوم را بزرگترین فرصت در خدمت به فرزندان ایران اسلامی می داند.
طبع آزمایی در قالب های متنوع کلاسیک و شعر نو ، ذوق ادبی را در اینشاعر اندیشمند شعله ور ساخته است.
ایشان با کوله بار علمی و اندوخته های معنوی و در بستر عدالت طلبی به سرایش شعر با درونمایه هایمتنوع حقوق مدنی می پردازد.
در قالب های کلاسیک به ویژه غزل و در قالب های شعر نو بهویژه سپید از جمله غزل، سه گانی، رباعی و دوبیتی، به آفرینش ادبی پرداخته است؛ در آثار خود امیختگی اندیشه و فلسفه، را دارد و با دیدگاه ناقدانه ، علوم انسانی را با الگوهای اسلامی پیگیری می کند.
نمونه ای از آثار ایشان:
تا لاله می دمد از خون هر شهید
از یاد می رود از دل مگر شهید؟
در کهکشان عشق پرواز ساده است
پرواز می کند بی بال و پر شهید
شعری دیگر از ایشان:
روح رخوت زده درگیر زمستان شده است
جان به لب آمده، دل سر به گریبان شده است
طوطیان را هوس قند و شکر سایی نیست
شاخه ها یخ زده و زاغ رجز خوان شده است
باز از همهمه ی بوم و کلاغان سیاه
باغبان درهم و افسرده و نالان شده است
حاکمان کاخ نشین و فقرا زاغه نشین
هر فرومایه ی دون شاعر دوران شده است
عشق را فلسفه ای هست که لایق خواهد
عاشق آن نیست که بی درد پریشان شده است
آمناز از گل و شادی ودل و عشق بگو
به تو چه این که جهان قسمت نادان شده است
و اثری دیگر از ایشان:
مرا به کجا می کشانی؟
به قعر عصیان
به قهقرای نسیان
به تولد اساطیر بی تاریخ
یا
به دالان های کهن عصر حجر
به استشمام بوی کهنگی
و واماندگی و
ماندگی و پوسیدگی
تا نقوش اساطیری
سرزمین های باستانی
تا کجا مرا خواهی کشاند
ای یار؟!
صدایم کن
می خوانی ام
به مقرنس ها
در هاله ای از قوس و قزح و کتیبه وسنگ
تا آجرهای پوسیده ی برجا
از واپس زدگی
اما من
امروز
انعکاسی از توام ؟!
منعکس می شوم درتو؟!
نه ..
نه پژواک می شوم درتو
در لعابی از سفالینه ها
دوباره تکرار خواهم شد..
تکرار
در زلال روشن آب ها و آینه ها
وگذرخواهم کرد
ترا در کجا ....ناکجاآباد؟!
یا در کجاهای اباد آبادی ام
باز خواهم یافت ؟!
ازتارهای نازک حجیم شده در
گلوی تاریخ دیروزم
وتورا باز خواهم یافت
در حاشیه های بی زاویه ی این
هزار توی آشنای سرزمین
آبا و اجدادی ام
اما ...
ای سرزمین لاله های پرپر
ای زادگاه خورشید و شیرهای بی سر
یادگار اسطوره های جاودانه ام
دوست می دارمت وطن
*آمنه محبی* ( *آمناز* )