ابوعلی فارسی فسایی در سال ۲۸۸ هجری در شهر فسا زاده شد .پدر او از نژاد ایرانی و مادر وی نسب به  بنی شیبان از قبیله های عربی می رسانید.البستانی در دایره المعارف خود آورده است که ابوعلی فارسی از ائمه نحو در قرن چهارم هجری است که در سال ۳۰۷ هجری قمری به بغداد رفته است.در معجم الادباء از یاقوت آمده است:"نام ابوعلی فارسی در عالم مشهور است و در تالیفات و در علم عربی یگانه زمانه است.بسیاری از شاگردان او می گویند او بالاتر از مبرّد است و ابوطالب عبدی می گوید: میان ابوعلی و سیبویه، ابوعلی در نحو تواناتر است.

این ادیب توانا با مهاجرت به شهر حلب در آنجا سکنی گزید  و  در همنشینی با سیف الدوله حمدانی به درس و پژوهش در زبان عربی پرداخت.عضد الدوله  در برخورد با جایگاه علمی ابوعلی به وی ارادت تمام ورزیده و درباره او می گفت"من غلام ابو علی فارسی در نحو هستم"

ابوعلی  به همراه ابن جنی شاگر خود که  به روایتی در سال ۳۲۱ هجری قمری در موصل زاده شده است و چهل سال در رکاب استاد خویش ابوعلی می ماند و از او بهره ها می برد در سال ۳۴۱ هجری وارد حلب شد.در همین شهر بود که ابوعلی فارسی فسایی "المسائل الحلبیات" را به جویندگان دانش املا می کرد و با متنبی نشست ها و نامه نگاری ها داشت.اما چنان که به نظر می آید این دو ادیب رابطه حسنه ای نداشتند و تنها در اواخر عمر ایشان است که در محضر عضد الدوله با هم نشست و برخاست مختصری داشته اند.

ابن جنی بعدها سخنان استاد خویش ابوعلی فارسی را در کتابی با نام"اللمع فی العربیه" گرد آورد و کلام استاد را جاودانه ساخت.در این کتاب کلیه خاطره ها و یادداشت ها ی استاد بی همتا در نحو و صرف جمع آمده و با تاویل و تفسیر شاگرد ممتاز ابوعلی، ظاهری شایسته یافته است.

ابو شجاع عضدالدوله یا فناخسرو (پناه خسرو) یکی از امرای خاندان آل بویه در ایران و عراق بود. او بزرگترین امیر این خاندان به شمار می رفت.ابوعلی فارسی در بغداد مشغول درس و بحث بود که ابوشجاع فنا خسرو ملقب به عضد الدوله او را به شیراز فراخواند تا فرزندان برادر را درس بیاموزد .ابوعلی نیز پذیرفت و نزد عضدالدوله منزلت والایی یافت.از اثرهای ارزشمند بازمانده از ابوعلی فارسی فسایی که نام آنها در کتاب وفیات الاعیان آمده است آثار زیر را می توان بر شمرد:

التذکره، المقصور و الممدود، الحجه، الاغفال، العوامل المئه، المسائل البغدادیات و الشیرازیات و القصریات و العسکریه و البصریه و المجلسیات" ، الایضاح، التکلمه فی النحو، است

ابو محمد قاسم بن احمد اندلسی می گوید: در مسائلی از نحو که منسوب به ابن جنی بود دیدم که گفته بود: هرگز از ابوعلی شعری نشنیدم.جز روزی که یکی از شاعران نزد او آمده بود و نامی از شعر به میان آمد .ابوعلی گفت: من با خواندن این شعر شما را شاد می کنم و ابوعلی سه بیت را که درباره پیری به عربی سروده بود، خواند:

"خضبت الشيب لما كان عيبا                                                  و خضب الشيب اولى ان يعابا
و لم اخضب مخافه هجر خل                                                      و لا عيبا خشيت و لا عتابا
و لكن المشيب بدا ذميما                                                          فصيرت الخضاب له عقابا"

ترجمه:

موهای سفید را حنا بسته ام اگرچه عیب به شمار آید و حنا گذاشتن بر موهای سفید بهتر از این است که عیب پیری بر من نهاده شود

و من از ترس جدایی دوست(مرد و زن) حنا نکردم و نه از عیب می ترسم و نه از سرزنش

ولی موهای سیاه مورد نکوهش است و من حنا را برای مجازات سفیدی موی سر،  بر آن نهاده ام.