X
تبلیغات
وبلاگ شاعران فسا
شعر شهرستان فسا

وإِن یَکادُ الّذینَ کَفَروا لَیُزلِقونَکَ
بِأَبصـرِهِم لَمّا سَمِعُوا الذِّکرَ
و یَقولونَ إِنَّهُ لَمَجنونٌ *
و مَا هُوَ إِلاّ ذِکرٌ لِلعَـلَمین ۞

نوشته شده توسط هادی جاهد در ساعت 2:29 قبل از ظهر | لینک  | 

الهام افتخار در سال 1367 در شهرستان فسا چشم به جهان گشود.تحصیلات خود را در دوره ابتدایی و راهنمایی و متوسطه در زادگاه مادری به پایان آورد و با راهیابی به دانشگاه در رشته مدیریت بازرگانی دانش آموخته گردید.فراخوانی شخصیت ها و حوادث اسلامی یکی از بهترین اسلوب ها در بهره مندی از آموزه های دینی است. این ویژگی  گاه با رنگ مذهبی، با ارائه درون مایه داستان ها ، رویدادها و شخصیت ها به شعر این شاعر راه می یابد.کتاب رمانی با  نام"به سوی خوشبختی" و مجموعه شعری با نام " دلنوازان" را در کارنامه ادبی خود دارد.

"از آنجا که یکی از کارآمدترین روش های آگاهی بخشی به مخاطب،توجه به عنصر روایت و روایتگری در بافت و درونمایه شعر می باشد؛داستان سرایی درساختار و همچنین در بافت شعر ها در ابعاد و عناصر مختلف روایی از جهت موضوعی و معنایی می تواند  بیانگر جلوه های گوناگون قرآن کریم در گفتار انسانی باشد."

 

دو نمونه از شعر:

 

نوای نی

در شبی از نی نوایی بربخاست

گفت نی : جانان خود ، با سوز و ساز

گر من امشب جان کَنَم در نای تو

ورنه امشب سرنَهَم بر ساز تو

جان من با سوز مشتاقی کنی؟

سِرِّ حق با شور لفّاظی کنی؟

من دلم با زلف ربّ ، عهد و پیمان بسته است

جان خاموشم به جان پر خروشش بسته است

پس چرا من خالیم از جود او؟

سِرِّ پنهانم شده گیسوی او؟

گفت جانان : با نی بی بند و بار

رسته ای ، ای نی ز درد و اختیار

هر که بامش بیش ، برفش بیش تر

هر که درکش بیش ، دل ریش تر

گر که امشب از تکاپویت صدایی بربخاست

ورنه امشب سوز آهت ، کهکشان ها را صفاست

نم نَمَک من دم زدم بر نای تو

کَم کَمَک من لب زدم بر لولای تو

تو که چیزی نیستی در این دیار

بی صدا و پُر تهی از اعتبار

نای من از نای تو سِرِّ پنهانی بساخت

سوز من با روی تو عاشق هستی بساخت

پس خموش ای پر تهی از عقل و هوش

عشق من با جان بی مغزت ننوش

گر که هستی ، گویای مستی ، شور عشق

نای من در روح تو خطّی نوشت

پس دلت را صاف کن از این تهی

لطف رب را در تن خویشت نهی

گفت : آن نی ، پس خموشم کن خموش

سِرِّ پنهانم به لفّاظی درون من مکوش

گر خودت هستی پر از راز و نیاز

جان ریشم را به آواز بلندت دم مساز

 

افتخار- 3/5/92                                     

  

 

شب احیاء

امشب از عمق وجودم نغمه ها بر خیزد

امشب از عالم قدس سِرِّ نهان برخیزد

شهر عشّاقان سراسر شادی و مشغله است

امشب از بطن جهان موج دعا برخیزد

امشب از سجده ی عارف ، گوهر معراج عیان خواهد شد

امشب از شیون وآه همه گان عرش سماء ، مظهر گیسوی دعا خواهد شد

من دگر تاب ندارم, امشب آخر چه شبی است

که در بسته به زنجیر ، رها خواهد شد

هر که امشب سر به سجده با خدایش خو کند

گوییا ، با حوریان می  نوشد و هم خو کند

گر که امشب دل به دریای ملائک می نهی

ساز و برگ گریه را بر دوش خویشت می نهی

ای الا انسان شبی با آدمیّت نوش کن

درد پنهان پلیدی را خدایش گوش کن

امشب از درب تمنّا توبه می خواهد ز تو

امشب از درب دعا ، معجزه خواهد ز تو

من نمی گویم همیشه پیش تو رویم سپید

امشب از بهر محمد (ص) گفتگو خواهم ز تو

من دلی پر درد دارم ، سینه ای پر زخم دارم

عاشقم امّا دلم گم گشته است

نور را می بیند و به تیرگی خوش کرده است

ای خدایا جان من در دست تو

مونس شب های وصلم آسمانم دست تو

ای خدا گر این شبی راهم دهی

مست خواهم شد ، وصالت دست تو

امشب از بهر خدا بیدار باش

دردهایت را بگو و عاشقی بیمار باش

امشب از قعر زمین پل می زنند بر طاق عرش

امشب از بهر کریم ربّنا دلدار باش

ای خدا رازت چگونست که عاشق می کند

سینه ی هر تیرگی را غرق غایت می کند

من که در فهم دلت وا مانده ام

هیچ درکت را ندارم در خودم جا مانده ام

کوچکم ، پستم  خدایا رحم کن

ورنه امشب دست خالی, جان من پر زخم کن

دست خالی برنگشت از درگاه پرمهرت کسی

خوب می دانم که می بخشی ، کریمی رحم کن

ای خدا راهم بده ، جاهم بده

سوز دل را بشنو و ماهم بده

من که امشب دست خالی بر نمی گردم ز تو

پس وجودم را ز مهر و عیش و نوشت گرم کن

خوب می دانی زبانم از تمنّا در دهانم پر تب است

پس به حقّ جان احمد دیده ام پر نقش کن

افتخار-3/5/92

 

 

 

                                  

                        

 

نوشته شده توسط هادی جاهد در ساعت 2:16 قبل از ظهر | لینک  | 

علی اکبر قبادی  متخلص به "محزون فسایی" در سال۱۳۱۶ در محله شیخ آباد شهرستان فسا زاده شد.ذوق ادبی و روحیه اسلامی وی را روانه حوزه علمیه ساخت و بار علمی او با معنویت و روحیه دینی در آمیخت.با شروع انقلاب اسلامی شعر را مناسب ترین وسلیه درخدمت به معارف اسلامی و معرفی خاندان اهل بیت (ع) یافت.در کنار علاقه فراوان به شعر، روحیه حبّ و تولای اهل بیت (ع) در درون "محزون" فزونی می یافت.این ادیب توانا تألیفات بسیاری به عرصه فرهنگ و ادبیات اسلامی ارائه داده است؛و همواره با دل و جان و با شعر ها و نوشته های خود، معارف اهل بیت(ع) را گسترش می دهد.

از جمله تألیفات و مجموعه شعر های این شاعر و ادیب  ارزشمند فسایی که در سال ۱۳۸۷ در انتشارات طغرایی تهران به چاپ رسیده است  :

نی نامه،  سند در سبد، ذکر المجالس، دوبیتی های محزون فسایی ، آینه فسا، آه و نگاه، اشک شمع، اخلاص، احساس،

"به کارگیری مفاهیم عمیق درباره توحید و پیرامون وحدت اسلامی همواره باعث غنای مفاهیم دینی و ایجاد اتحاد و انسجام  انسانی است.امروزه شعر با مفاهیم دینی ارتباط تنگاتنگ و عمیق می یابد و ذکر و یاد خدا از مهمترین ارکان در پیداش اطمینان در عرصه های فردی و اجتماعی است. بنابراین چگونگی انتقال مفاهیم و تعبیر های قرآنی در شعر از جهت ترکیب ، واژگان و مضمون اهمیت می یابد.بررسی و تحلیل شعر شاعران از جهت معنا و محتوای متن غایب یعنی متن های اصیل اسلامی، اهمیت شعر را در عرصه های فرهنگ ادبیات نمایان می سازد.بر همین اساس، پیوند میان شاعر و قرآن کریم و أحادیث اسلامی از زیباترین شیوه ها در انتقال معانی و مفاهیم اصیل اسلامی به جامعه انسانی است.بنابراین میان اطمینان، احساس، و ایمان رابطه مستقیم وجود دارد و این اطمینان نتیجه شهود عینی و یقین می باشد.چنانکه در قرآن کریم می خوانیم: "آگاه باشید که تنها با یاد خدا دل ها آرام می گیرد."(رعد، آیه ۲۸)

 چند نمونه از رباعیات:

ای آنکه به کارها سبب سازی تو                            آگاه ز اسرار و ز هر رازی تو

من از کرم و عطای تو بهره ورم                              آری به یقینِ من سرآغازی تو

**

**

خالق یکتا تو را پاک آفرید                                جسم و جان پاکت از خاک آفرید

محترم باید شماری آب و خاک                         برّ و بحر و عرش و افلاک آفرید

**

**

نادمم یا ربّ من از بار گناه                                 از گناهم بارالها عذرخواه

گر نبخشی تو مرا مستوجبم                           جز به درگاهت کجا آرم پناه

**

**

در ولای و وادی مولا علی دلداده ام                احمد و آل علی مأوای دل داده ام

کرده ام طی راه وصل و دورم ای آوارگی          سوی صحرای او همه دل داده ام

 

نوشته شده توسط هادی جاهد در ساعت 4:55 بعد از ظهر | لینک  | 

مهراب علی پور در سال 1340 در روستای باصفای سنان شهرستان فسا دیده به جهان گشود.شعر را در کنار نقاشی صادقانه با دوبیتی های عاشقانه ، عارفانه آغاز کرد.این شعرها در قالب های غزل، آزاد و سروده هایی به لهجه محلی فسایی ادامه یافت.تخلص شاعری"حیران" را بای خود برگزیده است.این شاعر توانا همچنان در زمینه شعر و نقاشی می درخشد و می توانیم پیوند میان هنر و شعر را در آثار این شاعر ارزشمند مشاهده کنیم.

"حضور شخصیت های قرآنی با بافت داستانی متناسب با محیط، در شعر، از نشانه های موفقیت شاعر در انتقال مفاهیم هنری به کالبد واژگان است.قرآن کریم با در بر داشتن درونمایه ها و مفاهیم ژرف با محوریت شخصیت های مطرح شده در متن قرآن ، تصویر پویای زندگی را در بستر جامعه به نمایش می گذارد.کاربرد شخصیات ها با دو محور 1-شر و بدی ،2-خیر و نیکی، بازتاب واقعیت و حقیقت در جامعه های گوناگون بشری است.در شعر به عنوان مهمترین بخش از روح انسان ، حضور این دو عنصر نمایان و پدیدار است.از این جهت شعر با الگوپذیری از شخصیت ها به عنوان مهمترین بافت فرهنگی اثرگذار بر انسان ظهور می یابد.از همین رو توجه به شخصیت پردازی در داستان های شعر از مهمترین بخش از فعالیت های فرهنگی در جامعه به شمار می آید.این شخصیت ها در بازگشت به گذشته های کهن و درآمیختن با سخنان شخصیت های ادبی بومی ما: حافظ، سعدی، مولوی، سنایی، و...خواهد توانست پویایی خود را بازیابد و از فرهنگ زدگی و مراجعه به ظواهر غرب که از اسلام و الگوی اسلامی فاصله یافته است، نجات یابد"

نمونه ای از شعر

با الهام از داستان خضر  در همراهی موسی(ع)

غم بی خبری               

آتش از دل برود آب ز چشمان ترم                                     که در این قافله از مقصد خود بی خبرم

طلب عافیت از روز جزا از چه کنم                                      من که جز خواب و خور از عمر نباشد هنرم

زین بیابان که دو صد قافله بی راه رود                                 همرهی کو دل آسوده از آن درگذرم

بی خبر کس نبرد ره ز بیابان فنا                                       هان! مگر صحبت خضری بشود راهبرم

با دل بی ثمر از مهر من و دست تهی                                کی به انجام رسانم به سلامت سفرم

توشه ای می طلبد از تو مرا چشم دعا                              کاین شب پرخطر از ره بنماید سحرم

فرصتی کاش مرا بود که یک بار دگر                                خود مهیّا کنم از این سفر پر خطرم

دیده از لذّت این خواب گران باید شست                           ورنه بی راهه برد اسب قضا و قدرم

ردّ پایی ز من از جای نماند "حیران"                                  باد و باران فنا محو نماید اثرم

نوشته شده توسط هادی جاهد در ساعت 8:38 بعد از ظهر | لینک  | 

میرزا محمد خان حسینی را میرزا نعمت نامیده اند.این ادیب توانا به گفته دکتر منصور رستگار فسایی در مقدمه دیوان تصحیح شده نعمت فسایی به سال1220 ه.ق  در قرن سیزدهم هجری میزیسته است.در فارسنامه ناصری اثر میرزا حسن فسایی ،جدّ نعمت را به حاتم طایی ، بخشنده عرب، تشبیه کرده است و وی را حاتم طایی ثانی می نامد.نعمت در علوم عربی، خوش نویسی ، فلسفه، تاریخ و ادبیات در روزگار خود بی همتا بوده است.تاریخ درگذشت نعمت روشن نیست اما با توجه به دقت دکتر رستگار در دیوان و شخصیت نعمت فسایی سال درگذشت این شاعر ارزشمند در 1288ه.ق است.

استاد گرانقدر دکتر منصور رستگار فسایی هنر اصلی شاعری  نعمت را غزل سرایی می داند.و به گردآوری 255 غزل از جنگ ها و مجموعه ها پرداخته است.موضوع و درونمایه های این غزل ها  بیشتر: عشق، توصیف طبیعت، روزگار، پیری و... می باشد.

"نثر را نیک می نوشت و از دانش های رایج زمان خود چون زبان و ادب عرب ، فلسفه ، ادب و تاریخ ، بهره ای کامل یافته بود که در آثارش به نیکی جلوه گر آمده است.او بذله گو ، نکته سنج ، بسیار بخشنده و اهل خیر و مرد سفر بود و چون از جهت مالی غنی، و در لذت بردن از امکانات زندگی گشاده دست بود ، شعرش نیز از شادی و طراوت خاصی برخوردار است و می تواند به عنوان جلوه ای از زندگی اینگونه رجال ادب در قرن سیزدهم هجری مورد مطالعه و تحقیق قرار گیرد"(کلیّات دیوان نعمت فسایی،انتشارات دانشگاه شیراز،  تصحیح و مقابله و توضیح: دکتر منصور رستگار فسائی، مقدمه:ص۵)

"ظهور آیات و مفاهیم قرآنی در شعر و ادبیات نمایانگر اثربخشی قرآن کریم و مفسران حقیقی این معارف،پیامبر رحمت(ص) و  اهل بیت عصمت و طهارت می باشد.جنبه وحیانی بودن قرآن کریم از جهت لفظ و معنا بر شاعران سراسر دوره ها از نخستین زماننزول تا کنون تأثیرگذار بوده است.در این میان همواره شاعران الگو ها و برداشت های خود را این معارف حقیقی قرار داده اند و  در غنای دستمایه های ادبی به آثار خود رنگ الهی بخشیده اند.بخش بسیاری از شعرها و زمزمه های عارفانه و عاشقانه در ادبیات فارسی با الهام پذیری از درونمایه های اعتقادی و اخلاقی این کارکرد را استحکام بخشیده است.این حقیقت نمایانگر تربیت دینی و اسلامی شاعران و توجه به پرورش در سایه سار اعتقادات اسلامی است."

دو  شعر از نعمت فسایی:

درگاه پیر مغان                         

ای کوی دلارای توام کعبه مقصود                               و ای روی دل افروز توام قبله مسجود

هرجا که ببینیم بود روی تو منظور                               هر سو که بپوییم بود کوی تو مقصود

در چنبر فرمان بودش گردن گردون                            آن کس که نپیچد سر از طاعت معبود

زاد آنکه ز مادر ، اجلش می کشد آخر                      بنوشته قضا مرگ به پیشانی مولود

آن کس که بود بهره ور از وصل رخ دوست                 بس شکر بباید کند از طالع مسعود

بنهاد چو نعمت به در پیر مغان روی                         دیگر نکند آرزوی حشمت محمود

این گوهر معنی که به سلک سخن آورد                        اندر بر دانا به از لولو منظور

منبع:دیوان نعمت فسائی،ص ۱۴۷

 

تا مرا با سر زلف تو سر و کار افتاد                           کارم از سبحه و سجّاده به زنّار افتاد

بعد از اینم به سوی کعبه مخوان ای زاهد                  که مرا بر در میخانه سر و کار افتاد

دیگر از مدرسه و صومعه یادی نکند                        هر که را ره به در خانه خمّار افتاد

گفتم ای پیر خرد هرکه بشد محرم راز                    کشتی او ز چه در ورطه ی خونخوار افتاد

گفت خاموش در این نکته که هر کس حق گفت        همچو منصور گذارش به سر دار افتاد

همچو نعمت نکند آرزوی سرو و چمن                    هر که را دیده بر آن قامت و رخسار افتاد

نوشته شده توسط هادی جاهد در ساعت 11:4 قبل از ظهر | لینک  | 


حاج عباس خبازی نوبندگانی ساکن و اهل شهرستان فسا در سال ۱۳۲۸ در این شهرستان متولد شد بازنشسته آموزش و پرورش است .او سراسر عمر پر برکت و معنوی خود را به سرودن شعرهایی در مدح خاندان عصمت و طهارت گذرانیده است.
امروزه شاعران آیینی قلم را در دست می گیرند و پدیده های نوظهور را به تصویر و نقش می آرایند.ادبیات جلوه گاه احساسات و عواطف انسانی است.این احساسات پس از انقلاب اسلامی ودر دوره سخت حماسه و جنگ در قلم شاعران آشکار می گردید.مراجعه و نگاهی هرچند کوتاه و گذرا به شعر شاعران از این دیدگاه خواهد توانست تصویری روشن تر و آگاهانه تر نسبت به شهادت و حماسه ها در دوره دفاع مقدس به ما ببخشد.از این دیدگاه شعر شاعران دوره انقلاب با مضامین اجتماعی و با شور انقلابی همراه بوده است.حفظ میراث ارزشمند این شاعران ارزشمند خواهد توانست روحیه و باورهای ایمانی را در جامعه امروزی بیشتر حفظ نماید.

اثر این شاعر:کتاب"کویر لاله خیز مجموعه اشعار و مدایح در رثای شهدای گرانقدر اسلام" چاپ اول 1362 است که در مرثیه سرایی شهدای کربلا و شهدای جنگ تحمیلی می باشد

اکنون دو شعر گزیده از  آثار ارزشمند ایشان:


خیز برادر که دمی یاد عزیزان کنیم                    از ره احسان نظری سوی غریبان کنیم

دیده دل بهر نظر وارد میدان کنیم                   گریه بر این پیکر صدچاک شهیدان کنیم

                         بر تن صدچاک و پر از زخم شهیدان درود

                                    بر پسران خلف رهبر ایران درود

جان به ره دین و وطن نیک فدا کرده اند             پشت بر این دِیر فنا رو به خدا کرده اند

زنده به عالم چه نکو ،کرب بلا کرده اند            مرز وطن صحنه ایثار و وفا کرده اند

                         بر تن صدچاک و پر از زخم شهیدان درود

                                    بر پسران خلف رهبر ایران درود

کون و مکان جلوه گه عزت و نام شهید            آیه قرآن همه در وصف کلام شهید

آتش دین شعله ور از نور مدام شهید          عقل پریشان ز کرامات و مقام شهید

                         بر تن صدچاک و پر از زخم شهیدان درود

                                    بر پسران خلف رهبر ایران درود

چشم فلک محو تماشای وفای شهید         عرش برین مفتخر از عشق و صفای شهید

خوان کرم جلوه گه جود و سخای شهید         خون خدایند و خدا داده بهای شهید

                         بر تن صدچاک و پر از زخم شهیدان درود

                                    بر پسران خلف رهبر ایران درود

گر که خزان خیمه زده بر سر گلزارشان          گرکه قضا بسته کمر در پی آزارشان

سنگر دین شد کفن پیکر خونبارشان              لعنت حق باد بر این خصم ستمکارشان

                         بر تن صدچاک و پر از زخم شهیدان درود

                                    بر پسران خلف رهبر ایران درود

کرب و بلا زنده و جاوید حسین است و بس        مشعل دین روشنیش نور حسین است و بس

زندگی آزاد ز منشور حسین است و بس             لشکر دین لشکر پیروز حسین است و بس

                          بر تن صدچاک و پر از زخم شهیدان درود

                                    بر پسران خلف رهبر ایران درود

خاک زمین از اثر خون شهیدان بهاست               ساحت دل جایگه مهر شهیدان سزاست

منکر راه شهدا منکر راه خداست                        مکتب جان باختگان بهر بشر رهنماست

                          بر تن صدچاک و پر از زخم شهیدان درود

                                    بر پسران خلف رهبر ایران درود

رحمت حق باد به هر پیکر غلطان به خون             در دل صحرا چو حسین از سر زین واژگون

مرز وطن گشته ز خون تنشان لاله گون                 نور خدا سرزده از بحر پر از خون برون

                         بر تن صدچاک و پر از زخم شهیدان درود

                                    بر پسران خلف رهبر ایران درود


                                                 عشق حسینی

دمی که در حریم جان به مهرت اقتدا کنم                   تمام جان و هستی ام به پای تو فدا کنم

چنان شوم که عقل و دل ز من غریبه می شود          دو دیده بندم از جهان نظر به کربلا کنم

قدم قدم تو با منی منم که زائر تو ام                       شوم مقیم درگهت نگه به ماسوی کنم

تو ای بهار دلنشین به صحن بوستان                           تو ای نهال آرزو به درب آشیان

به چشمه سار زندگی رخت شده تجلیم               ز لاله های زلف تو به داغ مانده جان من

تو از کویر خاک و خون گذشته ای به یک نفس           نگاه کن تو در قفا به پای ناتوان من

درون آفتاب و خون تو را نظاره می کنم                سرشک دیده بهر تو گل ستاره می کنم

کنر بوته های خون ز نای دل نوا دهم                  به سجده در نمکاز خون به تو اقامه می کنم

تو گلشن نماز را از آن خود نموده ای                      من از بلندی اذان به تو اشاره می کنم

خوش آن دمی که با افق به کوی تو سفر کنم       مقیم درگهت شوم ز شور و شر حذر کنم

درون خیل عاشقان تو را نمایم آرزو                    حنای دولت تو را به سینه و به سر کنم

تمام لاله های تو  ز ده تر کنم                       تمام خاک تیره را به آه سیم و زر کنم....

نوشته شده توسط هادی جاهد در ساعت 1:18 بعد از ظهر | لینک  | 

عطیه پاک آیین در اسفندماه سال 1368 در تهران دیده به جهان گشود..از سن ده سالگی به زادگاه نیاکان خود شهرستان فسا بازگشت.به روزنامه نگاری، نویسندگی و عکاسی دلبستگی بسیار دارد.همین علاقه وی را بر آن داشت تا در رشته "مدیریت رسانه" دانشگاه تهران به تحصیل بپردازد.ااین شاعر ،هنرمند و ادیب فسایی ادبیات را  در خدمت به آرمان ها ارزشمند یافته است.شعر و نثر را در هم می آمیزد و ادبیات را مانند آینه در برابر خورشید حقیقت، می فهمد.پاک آیین روح پاکی و بندگی را در دل بیدار ساخته است.ا«ز آنجا که شعر به معنای نازک خیالی و نازک اندیشی است اندیشه ها را در بستر عاطفه و احساس به جریان وا می دارد.در طول تاریخ شعر ،قالب به عنوان لباس این احساس، همواره مورد توجه ادیبان و شاعران بوده است.در قرن های اخیر با آشنایی ادیبان و شاعران از آثار و کارهای ادبی غربی قالب ها به سوی شعرهای بی وزن حرکت محسوس و قابل توجه داشته است.از آنجا که اهمیت اندیشه های اسلامی و ایرانی و حفظ میراث تمدنی اهمیت زیادی در میان معتقدان به باورهای دینی و اجتماعی یافته است؛ توجه به شعرواره ها اهمیت بسیاری می یابد. امروزه با توجه به ساختارشکنی های ادبی در عرصه ی قالب های ادبی ،  هر کلام با  دو بار عاطفی مثبت یا منفی می تواند بر اندیشه مخاطب تاثیرگذار باشد.از این زاویه دید در شعر نه تنها بر قالب های مشهور غزل ،قصیده، رباعی، چهارپاره، مثنوی، و...اطلاق می گردد بلکه هر سخن یا کلام را که دارای بار عاطفه و احساس باشد و توانایی تاثیرگذاری بر مخاطب از جهت جنبش درونی مثبت یا منفی را داشته باشد ،اطلاق می گردد.این نوع شعر را از این جهت که از قالب های مشهور فاصله می گیرد شعرواره می نامند.از آنجا که لجام گسیختگی خیال و عاطفه از جانب قرآن کریم مورد نکوهش قرار گرفته است و همواره حرکت در مسیر اندیشه های الهی مورد توجه قرآن کریم بوده است، این قالب می تواند با توجه به شکل و ساختار ویژه از جهت درونمایه ها مورد توجه قرار گیرد.این شعرواره ها با استفاده از مضمون و محتواهای قرآنی و اسلامی خواهد توانست مخاطب را به سوی اندیشه های پاک اسلامی و انسانی هدایت کند و بستری از احساسهای ایمانی را در جامعه به وجود آورد»

نمونه ای از شعرواره ها:

تو که آدم نمی شوی

منم که حوا نمی شوم

دنیای بی آدم و حوا...

چه دنیای بی پدر و مادری ست...!!!؟

نوشته شده توسط هادی جاهد در ساعت 10:45 بعد از ظهر | لینک  | 

هادی جاهد در سال 1365 در شهرستان فسا به دنیا آمده است . کلیه مقاطع تحصیلی ابتدایی ،راهنمایی و دبیرستان را در فسا گذرانید و پس از گذراندن دوره پیش دانشگاهی و قبولی در کنکور سال 1384 وارد دانشگاه دولتی شیراز شد.در رشته زبان و ادبیات عربی تحصیلات خود را به اتمام رسانید.دوره کارشناسی ارشد را در دانشگاه آزاد اسلامی واحد نجف آباد اصفهان با موفقیت به اتمام رسانید.از مهرماه سال 1391 در دوره دکتری زبان و ادبیات عربی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران مشغول به تحصیل زبان و ادبیات عربی می باشد. چندین مقاله  در  زمینه ادبیات فارسی و عربی و اسلامی در کارنامه دارد. از جمله:

۱-حافظ در جلوه گاه اسلامی،

۲-بررسی ریشه های به وجود آمدن طلاق در جامعه و کاهش آن با استفاده از مبانی اسلامی،

۳-آسیب شناسی اصطلاحات بیگانه در عرصه نقد ادبیات معاصر فارسی،

و....

 

"از آنجا که نگاهی ژرف به مسائل اساسی و نیازهای روحی و عاطفی جامعه می تواند به شناخت هر چه بیشتر از نیازهای جامعه در عرصه های شعر و شاعری بیانجامند "خلیج فارس می تواند به عنوان یه موضوع مستقل در شعر شاعران مطرح گردد.در گذشته بسیاری از شاعران با توجه به نیازهای روز جامعه به دفاع از حریم انسانیت و اسلام پرداخته اند.امروزه نیز با توجه به اهمیت خلیج فارس که در کتاب ها و منابع معاصر عربی مورد هجوم قرار گرفته است و نام خلیج همیشه فارس با نام خلیج عرب مورد تحریف قرار گرفته است ؛ لزوم توجه به این مفاهیم در شعر شاعران ضرورت می یابد.با برگزاری کنگره های ملی شعر در ایران این مهم تا حدود زیادی به وقوع پیوسته است اما همواره راه برای گسترش معرفت بشری در این زمینه گسترده بوده و می باشد.و امید است در این زمینه با برگزاری همایش ها و کنگره های بین المللی چشم جهانیان را بر این حقیقت بگشاییم. امروزه بسیاری از شاعران در مورد خلیج فارس به بیان شعر در قالب های گوناگون پرداخته اند.خلیج فارس را میتوانیم از دیدگاه قومیت بنگریم اما نگاه فراقومیتی به خلیج فارس خواهد توانست نام خلیج فارس را در سراسر جهان به عنوان مهمترین عامل وحدت جهان اسلام مطرح سازد بنابرین نگاه "اسلامی شاعرانه" و آمیخته با مبانی اسلامی به خلیج فارس می تواند به آفرینش آثار نوآورانه در این زمینه بیانجامد"

شعری در وصف خلیج همیشه فارس:

                                         خلیج فارس

تا با صفاي چشم تو وا مي شود دلم         آوازه خوان صحن و سرا می شود دلم

پرواز می کند دل بی تاب و سرکشم        چون موج ها، سر به هوا می شود دلم

تنها بهانه ای تو برای غرور من               چون نام توست، غرق بها می شود دلم

دریا کجاست تا که ببیند برای او           چون مرغ عشق نغمه سرا می شود دلم

مانند جاودانی ات ای آبی بزرگ              وقت قنوت غرق دعا می شود دلم

هر چند شعر ساده و ناقابلیست این          تقدیم آستان شما می شود دلم

                

نوشته شده توسط هادی جاهد در ساعت 4:10 بعد از ظهر | لینک  | 

  دکتر احمد بهشتی در سال 1314 در روستای میاند  شهرستان فسا زاده شد.این بزرگ مرد با گذراندن تحصیلات مقدماتی در سال 1328 رهسپار شیراز گردید و از محضور استادان برجسته در مدرسه های علمیه ی شیراز بهره های فراوان برد.در سال 1338 با دریافت دیپلم متوسطه به قم رفت و درس خارج حوزوی را نزد استادان برجسته مانند علامه طباطبایی فراگرفت.با در سال 1356  از رساله دکتری خود در رشته ی فلسفه در دانشگاه تهران به دفاع پرداخت و به دریافت درجه ی دکتری فلسفه به راهنمایی استاد شهید مرتضی مطهری نائل آمد.این استاد برجسته در دانشگاه های تهران ، قم، و شیراز به تدریس پرداخته است.اکنون به عنوان مدیرگروه فلسفه ی دانشکده الهیات دانشگاه تهران به فعالیت می پردازد.ایشان دو دوره به عنوان نماینده ی مردم شهرستان فسا در مجلس شورای اسلامی به انجام وظیفه پرداخته اند و اکنون به عنوان نماینده ی مردم استان فارس در مجلس خبرگان رهبری حضور دارند.ایشان افزون بر پنجاه کتاب و صدها مقاله ی علمی به چاپ رسیده است.. "عرفان ،همواره در علوم اسلامی به عنوان مهمترین هدف و مقصد نهایی مطرح گردیده است  و عارفان فروغ رخ معشوق را در جام دنیا تجلی یافته می یابند.دل انسان با تطهیر آینه ای خواهد گردید که تجلیات ذات حق را در خود منعکس خواهد کرد و عارف بی پرده ی ظواهر فریبنده ی دنیایی، با خلوص هر چه تمام تر خداوند هستی و ذات حق را، در خواهد یافت.این در حقیقت معنای "من عرف نفسه فقد عرف ربه" در طول تاریخ بوده است و همواره عارفان حقیقی حق، که پیامبر اکرم(ص) و امامان معصوم  شیعه بوده اند، در این مسیر کوشیده اند تا چراغ های تابان هدایت را فراروی بشریت قرار دهند و انسان ها را به سوی مسیری آگاهانه که راهی به سوی حقیقت خواهد گشود ، رهنمون گردند.در این مسیر با گذشت چهارده قرن از ظهور اسلام و با  رسوخ مبانی دینی در قلب ها، این شناخت رنگ دیگری یافته است.شاعران با نگاهی عمیق به گذشته در بستر احساسات به بیان آنچه در دل دارند می پردازند .این مهم از قرن دوم هجری با ظهور شاعران عارفان آغاز می گردد و تا به امروز در شعر و ادبیات فارسی که در کنار شعر و ادبیات عربی و در تعامل های گسترده ی اندیشه ای و معرفتی قرار گرفته است به صورت عمیق به نمایش مبانی عرفانی می پردازد.در این میان مبانی شیعه به عنوان مهمترین بسترهای عرفانی در سرتاسر جهان گسترده گردیده است و هر کدام از شخصیت های تاریخی و اسلامی به عنوان الگوهای برتر در شعر شاعران بزرگ جهان بازتاب یافته اند.حضرت زینب در شعر دکتر احمد بهشتی در آمیختگی با روح شاعرانه چنین توصیف می گردد: 

                                                  زینب

در ریاحین شریعت برترین ریحانه ام من           دختر میر شجاعان ، بهترین فرزانه ام من

زهره ی زهرایم و پرورده ی دامان صبرم        گر حسین شمع فروزان است هم پروانه ام من

بر سر ظلم و پلیدی تندر رعب آفرینم            با خدا پیوند دارم  ،ز اهرمن بیگانه ام من

لجّه های امتحان را بی تکلّف سِیر کردم       راز و هُرم خالصم ، بل مخلصم دردانه ام من

گرچه آرامم چو بحر و استوارم کوه آسا        در فراق سرور آزادگان حنّانه ام من

آزمودم عشق حق را ،پخته گشتم سوختم پس    تشنه ی راز و نیاز و جرعه ی مستانه ام من

من خدا را بندگی کردم ز لطفش اینک اینک       صاحب جاه و جلال و حشمت شاهانه ام من

زینبم من ،تاج عصمت بر سر من، پر شکوهم       در ره قرآن، اسیر زاده ی مرجانه ام من

انقلاب کربلا را من پرستاری نمایم                 صاحب نثر بلیغ و خطبه ی جانانه ام من

شام را بنگر خراب و کوفه را بنگر خرابات        پس شگفتی نیست گر آواره ی بی خانه ام من

پور ابراهیم و دخت حیدر فخر آفرینم               لرزه افکن بر تن اصنام در بتخانه ام من

زن بیاموزد زِ من درس عفاف و دادخواهی        مرد را اندرزگوی حکمت مردانه ام من

خوش درخشیدم، دریدم پرده های ظلم و ظلمت      هان نپنداری که در گیتی یکی افسانه ام من

وقت ایراد سخن یادآور زلزال ارضم                  رُعب آور در دل آن قُلدر دیوانه ام من

رو چو عارف ترجمان ایده های پاک من شو        در الست و در قیامت ساقی پیمانه ام من

نوشته شده توسط هادی جاهد در ساعت 3:37 بعد از ظهر | لینک  | 

  حاج شمشاد دشتدار در سال 1312 ش در زاهدشهر شهرستان فسا دیده به جهان هستی گشود.با آغاز نخستین نغمه های کودکی قلم و کتاب را عاشقانه در دست گرفت و با وجود اینکه دو ماه بیشتر نبود که به مدرسه اکابر رفته بود اشتیاق به دانش اندوزی را در جان و دل نهادینه ساخت.اما پس از مدتی به علت مشکلات زندگی به ناچار راهی کشور کویت گردید.با وجود اینکه در سرزمین دور از آشیان آموزگار و راهنمایی نداشت با بهره گیری از موهبت و استعداد خدادادی زبان های عربی ، انگلیسی ، اردو، و هندی را به اندازه ی همنشینی با اهل زبان آموخت.در پی فراگیری این زبان ها نخستین جرقه های شاعری نیز در ذهن این مرد خودساخته شعله ور گردید.دشتدار از سوی جامعه ی دانشگاهی کویت به جهت استعداد بسیار و هوش سرشار در زمینه ی زبان آموزی و شاعری ستایش گردید و به دریافت مدرک لیسانس افتخاری دانشگاهی نایل آمد.از این شاعر گرانقدر شهرستان فسا مجموعه شعرهایی در قالبهای کلاسیک با درونمایه های پند، اندرز و حکمت در دست است. امید است این مجموعه با همت دانشدوستان به ویژه جامعه ی ادبی به زیور چاپ آراسته گردد."با ظهور اسلام بینش ها و ارزش ها دیگرگون گردیدند و شکی نیست که شاعران زودتر و عمیق تر از دیگران شعرهای خود را با آموزه های جدید هماهنگ ساختند.امام زمان(عج) امام دوازدهم شیعیان امروزه به عنوان مهمترین الگوی اسلامی-جهانی می تواند مناسب ترین تحولات را در جامعه بر اندیشه های انسانی فرجام ببخشد و در راستای آموزه های والای قرآن کریم بر نگرش جامعه های اسلامی و انسانی تأثیرگذار باشد.فرم و شکل شعری شمشاد دشتدار بیشتر در قالب غزل و با درونمایه های حکمت ، پند وضعیت اجتماعی زمانه را به عنوان مهمترین هدف نشانه می روند.باورهای اسلامی و انسانی این شاعر پندسرا، غزل را در خدمت به توسعه ی اخلاق و ایمان توانمند و قابل اعتماد می سازد" نمونه شعری از ایشان در توصیف میلاد امام زمان (عج):

هلال ماه شعبان تا به اوج آسمان آمد         ندای مژده از جن و ملک بر شیعیان آمد

شعار "هل أتی" افکنده شد سرتاسر گیتی    نوای بانگ شادی از دل پیر و جوان آمد

ز باغ عسکری رویید گل در نیمه ی شعبان     گل از دامان نرگس سر زد و بر گلستان آمد

ز یمن نیمه ی شعبان زمین شد غرق در شادی    جهان رشک برین شد چون امام انس و جان آمد

گلستان امام عسکری را شد بهاری نو           چو بهر حفظ گل ها، مهدی صاحب زمان آمد

بیامد صاحب تیغ دو پیکر، وارث حیدر            برای دفع ظالم بر زمین،  شاه زمان آمد

قیام مهدی موعود و عید نیمه شعبان          هوادار ضعیفان ، قاتل مستکبران آمد

قدوم یادگار مرتضی، نوباوه ی زهرا             به بزم شیعیان از جانب حق با نشان آمد

برای عرض تبریک ولادت جبرئیل از حق           گرفت اذن نزول و برزمین او میهمان آمد

سزد گر امروز امّت بپوشد جامه ی فاخر        که صاحب بزم این محفل به رسم میزبان آمد

طلوع آفتاب روح بخش حضرت قائم                زمین بر زیر نور آورد و با مَه توأمان آمد

ببالد دشتدار از افتخار منجی عالم                   ولیّ مسلمین کافرستیز و پهلوان آمد      

نوشته شده توسط هادی جاهد در ساعت 5:13 بعد از ظهر | لینک  | 

غلامرضا ظريف در سال 1345 در شهرستان فسا زاده شد. اين شاعر كه سالها با قرآن و مباني اهل بيت عصمت و طهارت انس و الفت يافته بود روحيه ادبي را در خود بارور ساخت و با اتمام تحصيلات  ديپلم به دانشگاه شيراز راه يافت و كارشناسي را در رشته ي زبان و ادبيات فارسي گذراند. سرايش شعر را به صورت رسمي از سال 1363 زماني كه به عنوان بسيجي در جبهه هاي جنگ حضور داشت اغاز كرد. اثار اين شاعر ارزشمند كه بيشتر در زمينه  هاي عاشورايي و مذهبي است بارها در مجلات و نشريات به چاپ رسيده است. مجموعه اشعار آييني اين شاعر آماده چاپ مي باشد."زبان در بيان كلمات به استفاده از حروف نيازمند است.چرا كه شالوده ي تعاملات بشري بر پايه ي حروف هجايي بنا نهاده شده است. در تمامي زبان ها اين حروف هستند كه واژه و به دنبال ان جمله را به وجود مي اورند.تصوير شعري در حقيقت مجموعه اي زباني صورت يافته از الفاظ عاطفه خيال و معاني عقلي است كه شاعر با استفاده از از منبع بيروني در بيان انفعالات و درونيات خويش از ان بهره مي گيرد با توجه به این تعريف تصوير قالبي است كه اديب انديشه ها معاني و عواطف خود را در آن قالب صورت و شكل مي دهد و از جهت حالت هاي رواني از ديگر شاعران ممتاز مي گردد. در نتيجه انتخاب الفاظ در بيان عواطف از جانب اديب در بيشتر مواقع اختياري و اگاهانه است

نمونه شعري از ايشان

زكات

لبت به اين تن بي جان حيات خواهد داد                مرا دو چشم سياهت نجات خواهد داد

درست اول بازي ميان شك و يقين                    رخت به لشكر دل كيش و مات خواهد داد

به قلب خسته من آن نگاه نوراني                        به يك اشاره ابرو ثبات خواهد داد

اگر كه ماه بيايد به كوچه ي تقدير                      به من كه گوشه نشينم زكات خواهد داد

قسم به هر چه كه در آن نشانه اي از اوست            خدا ثواب تو در كائنات خواهد داد

گره گشاي دو عالم به دست من با مهر                  كليد حل شدن مشكلات خواهد داد

پدر به گوش دلم گفت: غم مخور فرزند               كه هر جه لايق آني خدات خواهد داد

نوشته شده توسط هادی جاهد در ساعت 10:34 قبل از ظهر | لینک  | 

ملا محمد علی بیگ شایق حجازی شاعر زاهدشهر شهرستان فسا هنرمندی توانا که در سال ۱۲۴۷ در خرداد ماه دیده به جهان گشود.با عشق و شوری که از اهل بیت عصمت و طهارت در دل پرورانیده بود به شعر و شاعری روی آورد.در سراسر دوره ی پربرکت زندگی هنر را به عنوان مهمترین الگوی زندگی به کار می بست.این شاعر توانا که در کنار شاعر به خوشنویسی ، حجّاری نیز می پرداخت.شعر را با دنباله روی از سبک شعر قدیم و الگوبرداری از حافظ شیرازی به خوبی می سرود.شعر را در قالب و درونمایه ای دینی و معرفتی به کار می بست.در قالب نوحه و شعرهای مذهبی از این شاعر آثار ارزشمندی برجای مانده است.دیوان شایق به دست خود مولف به چاپ رسیده است.شایق در ماه صفر سال ۱۳۷۲ جهان خاکی را بدرود زندگانی گفت.

"پس بیاییم حسین (علیه السلام ) را از دریچه قلب بنگریم.در عزاداری ها، در سرودن اشعار، در تنتخاب اشعار ، در مداحی ها و در سخنانمان از او همان طوری که بوده و هست بسراییم، بخوانیم و بگوییم و بگرییم .سخن از حسین(ع) است حسینی که هدف و جهتش ربّانی است ، قیامش جهت دوام اسلام بود و انقلابش بی نظیر ، حال بی انصافی است که هرچه خواستیم بسراییم و هر چه دیدیم بخوانیم، و هر مطلب بی اساسی را بگوییم؟ بهتر نیست برای خوشنودی حق تعالی و برای رضایت مندی رسول الله(ص)و ائمه اطهار علیهم السلام و الصلوات، اهداف حسین را دنبال کنیم؟ باید پذیرفت که نوحه ها و مرثیه ها، و به طور کلی اشعار عاشورایی و آیینی سه حالت دارد:

۱-زبان حال :که جنبه ی عاطفی دارد

۲-حماسی: که نشانه دلیری ، بی باکی و پهلوانی دارد

۳-ستایشی: که مدح را گویند

در باره نوع سوم یعنی ستایش گوینده و سراینده باید نسبت به سخن و کلام شناخت و معرفت داشته باشد تا بتواند مقام ابا عبدالله (علیه السلام ) را از جهت انسانیت در بالاترین سطح بیان کند"(به نقل از کتاب: "حسین علیه السلام تفسیر فجر مروری بر زندگانی و شهادت ابا عبدالله(علیه السلام)"، ابراهیم الهیاری(اشک فسایی)

نمونه شعری از ایشان:

فردا به دشت کربلا غوغای محشر می شود                  محشر در این دشت بلا از شور لشکر می شود

زینب ز داغ طفل ها بارد ز چشمان اشک ها                 لیلا به آه و ناله ها در مرگ اکبر می شود

فردا تن قاسم شود پامال سم مرکبان                        پرخون ز تیر حرمله حلقوم اصغر می شود

از تشنگی فردا شود هردم سکینه از عطش               آن گوهر سنگین بها بی آب مضطر می شود

اهل حرم فردا شود خشکیده لب ها از عطش            لیکن ز خون تشنگان روی زمین تر می شود

در جنب نهر علقمه فردا ز تیر اشقیاء                     عبّاس نام آور جدا دستش ز پیکر می شود

فرزندهای مرتضی فردا به میدان دَغا                     عون دلاور غرق خون صدپاره جعفر می شود

شیر خدا باشد کجا فردا که تا در نینوا                   بیند جوتنان جمله را با خاک همسر می شود

شمر لعین فردا رسد در کربلا با کوفیان                 با زاده سعد لعین ملحق به لشکر می شود

دامادی قاسم شود فردا مبدّل بر عزا                   بر حجله گاهش ناله ها از دل مکرّر می شود

امشب حسین در خیمه گه بنشسته با همصحبتان          فردا جدا در قتلگه از پیکرش سر می شود

امشب جوانان حسین دلشاد و خرّم جملگی        فردا به میدان چشمشان با خاک همسر می شود

شایق ز ذکر نوحه ات شد عالمی در بحر غم            این ذکر اگر کمتر نشد غم ها فزونتر می شود

به نقل از: دیوان شایق:ناشر :مولف، چاپ اول: ص۷۰ و ۶۹)

نوشته شده توسط هادی جاهد در ساعت 12:16 بعد از ظهر | لینک  | 

قمر الزمان درخشان در شهرستان هزار شهید فسا به دنیا آمده است.از آغاز زندگی به قالب های شعری گوناگون به ویژه قالب های آزاد و سپید توجه و علاقه ی بسیار دارد.این علاقه در طول زندگی با این شاعر توانا همراه بوده است .اکنون با دفتر شعری از ایشان با نام "پرواز خیال" از جانب انتشارات رجاء تهران در سال 1387 به چاپ رسیده است. در این کتاب در دوقالب شعر سپید و غزل شعرهای زیبایی را در دست داریم.

نمونه ای از شعر ایشان:

                                                       خسته از جدایی

شده خسته از جدایی دل پاک و با وفایم                               به خدا کنم توکّل که ز غم کند رهایم

بنمود خون به قلبم غم و درد این فِراقت                                 بِکشد ز جان چه آهی، دل زارِ بی نوایم

شده روز و  شب دعایم که در این جهان خدایا                       نشوم دچار هجران و رَِِسم به آن هُمایم

چو خورم ز دست ساقی من از آن می صبوحی                      برسم به وقت رفتن به بهشتِ با صفایم

قمرم: دلم قوی شد به دعای مستمندی                                 براسان به آرزو، آن دلِ پاکِ با خدایم

(به نقل از:پرواز خیال،قمر الزمان درخشان، انتشارات رجاء تهران، 1387، ص 13)



نوشته شده توسط هادی جاهد در ساعت 2:21 بعد از ظهر | لینک  | 

مهسا عرب پور در شهرستان فسا چشم به جهان گشوده است. با علاقه ای فراوان به شعر و شاعری می پردازد.مجموعه شعرهای این شاعر فسایی با عنوان"از هپروت تا ملکوت" در سال 1389 به چاپ رسیده است.

می گویند شعر در بستر عاطفه  معنی می یابد و با بال خیال در آسمان اندیشه به پرواز در می آید.آری شاعر معاصر امروز عموماً به تحکیم درونمایه  ها پرداخته و با گرایش به ساخت و پرداخت ظواهر نوآورانه، اندیشه های مختلف زندگی امروزی ما را با صورت هایی دلنشین به تصویر می کشد.شکل و محتوا در پژوهش های فلسفی معاصر دو صورت اثرگذار از گوهری همسان پدید آورده است که جدایی هر یک به آسیب منطق عقلی زندگی اجتماعی معاصر خواهد انجامید.از همین جهت است که  همگامی فلسفه ، اندیشه و شعر به استحکام هرچه بیشتر قالب های شعری به ویژه غزل معاصر انجامیده است.وجود واژگان پر احساس و با بار عاطفی سرشار در شعر زنانه ایران ما را  از جنبشی بی همانند در ادبیات معاصر با رویکردی اندیشه محور آگاه می سازد

نمونه ای از شعر این شاعر:

جام است و مرا رفیق غم خواهد کرد          آیینه ی هستی عدم خواهد کرد

تنهایی بی حساب و خاموش مرا              می آید و همنشین غم خواهد کرد

گاهی به کفاف خود مرا زنده کند       گه کشته ی درد بیش و کم خواهد کرد

بر لوح دل فسرده خون خواهد ریخت       پیمانه ی سینه غرق دم خواهد کرد

مشتاقی پاهای ترک خورده ی من        این مهلکه طی ، قدم قدم خواهد کرد

گفتند مرا که فرط رسوایی تو             کام دو جهان پر از صنم خواهد کرد

(از هپروت تا ملکوت، مهسا عرب پور(صنم)، چاپ آفرینش ،1389، ص)

نوشته شده توسط هادی جاهد در ساعت 1:56 بعد از ظهر | لینک  | 

محسن پاک آیین در آذر ماه سال 1333 در شهرستان فسا دیده به جهان هستی گشود.مطالعه در جنبه های گوناگون زندگی ،شوق سرودن را در این مرد پر احساس بیدار می ساخت.با ورود به دوران پر شور جوانی این احساس رنگ تازه ای به خود می گرفت و این شاعر جوان را به مطالعه و کنکاش در شعر شاعران مشتاق تر می ساخت.با شروع تحصیلات دانشگاهی در رشته ی علوم سیاسی از سال 1354 به این عرصه راه یافت.در سال 1366 کاندید انتخابات مجلس شورای اسلامی گردید و این خدمت شایسته را در رقابت با دیگر کاندیدا ها به نماینده ی برگزیده مردم شهرستان فسا واگذار کرد.

این مرد توانا در عرصه های گوناگون به فعالیت پرداخت و از ایشان کتاب هایی از جمله: سفیران پیامبر اعظم(ص)' شناخت نو محافظه كاران آمريكا ' ،' سياست و حكومت در آفريقا' ، ' پنجاه سال مناسبات ديپلماتيك ايران و تايلند' ترجمه کتاب جهاني كه در آن بسرمي بريم' از ماهاتيرمحمد ' چهل ماه درسرزمين طلايي ' خاطرات ماموريت تايلند و چهار سال در سرزمین تیمور،خاطرات ماموریت در ازبکستان به چاپ رسیده است..ایشان تا کنون به عنوان سفیر جمهوری اسلامی ایران در کشورهای زامبیا، ازبکستان، تایلند به خدمت پرداخته اند.

تمامی فعالیت های این مرد بزرگ و ادیب توانا در سایه ی احساسات جوشان شاعری و زمزمه های پر احساس عشق به پروردگار هستی دارای معنایی عمیق اسلامی  است.خواننده با خوانش شعرها این احساس را در می یابد که روح این مرد پر احساس با خداوند یکتا به راز و نیاز و مناجات صادقانه می پردازد.

شعر ایشان:

ای حضرت دوست من فقیرم تو غنی                     کی یار شود همچو تویی با چو منی؟

با این همه احوال ، منم واله تو                                 شاید نظری بر من مسکین فکنی

**

                                             در آرزوی تکرار

یا رب اجازه فرما میخانه باز باشد                             تکرار میگساری بر ما مجاز باشد

مستی ما ز وصل و ، اندوه ما ز فصل است                خرّم که روز وصلت ، روزی دراز باشد

گو با شراب زمزم ، آب وضو بسازیم                         کاین بهترین طهارت بهر نماز باشد

گردش به گِرد بیت و سعی صفا و مروه                 در مکتب خرابات ،پر رمز و راز باشد

صد بار گر برانند ما را ز خانه ی دوست                     با صد نیاز آئیم، گو او به ناز باشد

محسن به وقت مستی گو با خدای هستی              یا ربّ اجازه فرما میخانه باز باشد

نوشته شده توسط هادی جاهد در ساعت 1:32 قبل از ظهر | لینک  | 

منصور قاسمیان در سال 1336 در روستای خورنگان شهرستان فسا دیده به جهان گشود.در رشته زبان و ادبیات عرب به کسب معرفت پرداخت.معلمی و آموزش را در ضمیر آگاه خویش پروش داد و از سال 1359 در آموزش و پرورش فسا به تدریس معارف اسلامی  و عربی می پرداخت.این مرد سراسر احساس به زادگاه خویش عاشقانه می نگرد و همواره با تلاشی ستودنی در راه شناساندن اهمیت و جایگاه شایسته ی فرهنگی شهرستان و خورنگان به فعالیت پرداخته است.

این شاعر توانا دفتر شعری با نام "نقد جان" سروده است و در رباعی و دوبیتی سرایی نیز دستی توانا دارد.

کتابی با نام: شاعران خورنگان آثار ۳۶ نفر از سرایندگان روستای خورگان فسا، انتشارات صبای فسا، ۱۳۸۷

شعر ،پاره ای از پیکر ادبیات است که باورها و اندیشه ها را به صورت بازتابی از زندگی به نمایش می گذارد.این باورها و اندیشه ها که غالباً هدایتگر می باشند نه تنها از جهت درونمایه بلکه از جهت ساختار واژگانی و آوایی بر مخاطب تاثیر دارند.پیدایش معانی در قالب لفظ همواره دغدغه ی اساسی شاعران گذشته و اکنون بوده و می باشد. این پدیده را که می توان از آن به ایده پردازی شاعرانه تعبیر نمود به عنوان یکی از تاثیرگذارترین عنصرهای شعری مورد توجه می باشد.این موضوع به عقیده ی ما جریان اندیشه ورزی فرهنگی در شعر معاصر است و این موضوع از این جهت دارای اهمیت است که شعر در ارتباطی تنگاتنگ با طبیعت ، محیط و اعتقادها به عنوان نیرومندترین وسیله ی هدایت احساس در مسیر شایسته انسانی، کارکردی کاملا فرهنگی دارد.شاعر با استفاده از ایده پردازی قابلیت تبدیل درونمایه های احساسی نهفته در آموزه های اسلامی را به عرصه های شاعرنه  از منابع نخستین اسلامی با قدرت بیشتر از منابع اولیه دارا می باشد"

دو نمونه شعر از ایشان:

زمستان دلم در حسرت گل های خندانت                             فضای دشت سوزان دلم محتاج بارانت

در این غوغای دلگیری که جان ها خسته از خویشند                منِ آشفته دل، در حسرت گرمای دستانت

ز کف دلداده ای اکنون، گرفته شعله اندر کف                     نگاهم بر عبور جاده های سبز چشمانت

در امواج خروشانی که تخته کشتی ام بشکست               همین بشکستگی آورده ما را رو به سامانت

ره دیدار سد کرده است بر من خار صحرایی                     اقاقی های عاشق سر کشد از باغ و بستانت

زمستانم بهاری ساز از نو تا که جان گیرم                       تو شمع مجلس افروزی بیا "منصور " قربانت

**

                                             ریاکاری بلاست

بی پرده می گویم ، دلم پروا ندارد                           آری تو هم مثل منی ،حاشا ندارد
الله اکبــرگفتنِ من، جزریا نیست                             درسینه ام نقشِ خـدائی جا¬ ندارد
دراشتراکِ کسب وکارِ ما و شیطان                          دیگر توکّل برخـــدا معنا ندارد
آن ازنمـازِ صبح و شامِ بی تأمّل                               این از ریا که عامی و دانا ندارد
آن روزشیطان بی جهت فریاد می زد                     من جای او،اوجای من دعـوا ندارد
ازیکّه تازی های من ، شد آسمان تنگ                    یعنی دوعالم روی خوش از ماندارد
شیطان تمامِ حرص وجوشش منصبش بود                    آن جایگاهـی که دگر، فردا ندارد
من لعن شیطان می کنم دراین لباسم                       شش پای شیطانم که خـود یک پا ندارد
ترسم که من هم رانده¬ی درگـاه باشم                       چون درحـریمِ حضرتش، امّا ندارد
فردا همین شیطان، مرا بازی بگیرد                        فـردا چرا، امـروز هم، ای وا ندارد
کوتاه کن این قصّه¬یِ تلخِ دروغین                               عــالم برای مهــربانی جا ندارد


 

نوشته شده توسط هادی جاهد در ساعت 2:1 بعد از ظهر | لینک  | 

خداکرم سلیمی فر در سال 1319 در شهرستان فسا دیده به جهان هستی گشود.از آغازین روزهای نوجوانی به جهان شناسی و مذهب عشق ورزید.این شاعر توانا شعر را در خدمت به جامعه انسانی در رنگ و بویی آیینی به کار گرفت.با جمع آوری شعرها و سروده ها کتابی را با نان"گلچینی از گلها" با الهام از آیه های نورانی قرآن کریم -تاریخ اسلام-مناجات و پندهای اخلاقی و عرفانی در کارنامه دارد.این شاعر اندیشمند در زمینه "دیرینه شناسی " نیز در حال پرداختن به مطالعات ارزشمندی می باشد.

"درونمایه همواره با لفظ در ارتباط پیوسته قرار دارد و در همراهی این دو شاکله ارزشمند است که محصول معنا در جریان انتقال مفاهیم به مخاطب نا آگاه و گاه فراموشکار ارتباط پدیده های محسوس و نا محسوس را متذکر می گردد.آنچه این جریان انتقال مفاهیم را از دیگر روایت های داستانی متمایز می سازد زاویه دید شاعر روایتگر با توجه به فراخور موضوع و رویداد های در هم تنیده پیرامونی است.به عقیده بسیاری بهترین درونمایه ها از جهت بار انتقال مفاهیم و معانی شعر هایی است که دارای راوی سوم شخص از نوع دانای کل می باشد به گونه ای که شاعر در بیرون از داستان یا موضوع مورد بحث قرار گرفته و به نقل داستان ها روایت ها و موضوع های ارزشمند می پردازد."

نمونه شعر ایشان:

                                      ستایش و اوصاف خداوند عز و جل

ستایش به آن ذات جل و جلال                                          به بخشنده و مهربان در مثال

خداوند کرسی و لوح و قلم                                                 حکیم و توانا و صاحب کرم

صنیع و الصناعات و جان آفرین                                              جهان آفرین و روان آفرین

خدایی که باشد سمیع الدعا                                            دهد بندگان را امید و رجا

قدیمی که احسان او شامل است                                   کمالی که اکملتر از کامل است

صبور و بشارت ده صابران                                              رئوف و معین و هو المستعان

سمیع و علیم و قسیم و عظیم                                      غفور و رحیم و حلیم و قویم

سخی و کریم و بود بی نیاز                                          مجید و حمید است و بنده نواز

خداوند لم یولد لم یلد                                                نه زاده نه زاید؛ وحید و احد

عطاپوش و غفّار و باشد عفوّ                                      بود لاشریک و ندارد کفوّ

عزیزی که یکتاست هم بی نظیر                                 به قدرت علی کل شیء قدیر

بود مالک الملک روز حساب                                     صبور است و صبّار و صاحب رقاب

قویّ و قسیم و قدیم و قدیر                                    بشیر و نذیر و خبیر و بصیر

جهان آفرین و جهان پرور است                               کرم پیشه و معدلت گستر است

حفیظ و مجیب و مشار و مشیر                             سریع الحساب و الیه المصیر

فرید است و فرد و ودود و حسیب                         به فرمان گرفته عتید و رقیب

به غفران بود غافر هر ذنوب                                 خطابخش و ستّار کل عیوب

سلیم و سلام است و عاری ز عیب                      نباشد به فرموده اش ظنّ و ریب

جمیل و جلیل است و صاحب جلال                      جواد است و هم قادر و متّعال

ندارد شریک و نه هستش مثال                          بود باقی و دائم و بی زوال

صبوح است و سبحان و ربّ الفلق                       پدید آور شامگاه و شفق

شکافنده ی ذرّه در زیر خاک                                وجود آور گوهر تابناک

صنیعی که در ابر نقش آفرید                              از آن تندر و آذرخش آفرید

هو الحیّ و قیّوم برٍّ وکیل                                  نجویی برایش مثال بدیل

صفاتش ثبوت است به اسماء نیک                     نه انباز دارد نه هستش شریک

بدیع السموات و دیّان دین                               هو الشّاهد و احکم الحاکمین

بشیر ، نذیر، سریع الحساب                           شدید العذاب و شدید العقاب

علیم است علّام قدوس و نور                         قدیم و مُهَیمِن عظیم و شَکور

بساط دو گیتی به امرش بسیط                     صفاتش علی کل شیء محیط

نباشد به ملکش کسی را شریک                  بود صاحب اقتدار و ملیک

نوازشگر خیل مستضعفین                           فرستنده ی آب روی زمین

بود خالق کلّ و مخلوق نیست                     غنیّ است و رزّاق و مرزوق نیست

ز رحمت بیاورده شیئی عجیب                     قریب است بر ساز حبل الورید

مصون است ذاتش ز کون فساد                  مرید اسا و مدرک، یگانه مراد

وجودی است واجب نه موجود کس              قدیم است و یکتاست؛ فرد است و بس

یگانه وجودی است خود آفرید                    خدای است و خود آی و ذاتش فرید

وجودش بود موجب واجبات                      ز کس بی نیاز است و قائم به ذات

همه عارضی اند و جوهر از اوست               صفاتش بود نیک و گوهر از اوست     

نوشته شده توسط هادی جاهد در ساعت 1:22 بعد از ظهر | لینک  | 


ابوطالب فنایی در سال 1328 در روستای دستجه(ده دسته) شهرستان فسا زاده شد.خانواده این مرد بزرگ به دانش و علم آموزی شهرت داشتند.وی از دوران کودکی با اشتیاق از حضور پدر بهره ها برد و در علوم قرآنی، فقه و ادبیات فارسی توشه هایی ارزشمند برگرفت.قرآن کریم، نهج البلاغه ، صحیفه ی سجادیه ، گلستان سعدی و دیوان حافظ را از نفس گرم پدر که آموخته های جدّ بزرگوارشان  سیّد محمود فنایی را در سینه داشت ، به خوبی فرا گرفت.در پرتو همین اندیشه ها و آموزه ها بود که سیّد ابوطالب نیز آزادگی و ستم ستیزی را در پرتو اندیشه های اسلامی در وجود خویش بارور ساخت.

دوران دبستان را در صفا و صمیمیت روستا در دبستان محمّدی دستجه به پایان رسانید.برای ادامه تحصیل از روستا به شهر فسا رفت و آمد داشت و هر روز پیاده این مسیر را می پیمود و سرانجام دیپلم ریاضی را دریافت کرد.در سال 1346 با شرکت در کنکور به دانشگاه پهلوی(دانشگاه شیراز کنونی) راه یافت.و تحصیلات را تا دوره کارشناسی ارشد عمران ملی با گرایش جامعه شناسی در سال 1352 به پایان رسانید.برای ادامه تحصیل به استرالیا رفت و از دانشگاه کوئیزلند دکترای جامعه شناسی  دریافت کرد.

در سال 1355 فعالیت پژوهشی خود را در سازمان برنامه و بودجه استان اصفهان آغاز کرد.و در سال 1360 به عنوان کارشناس اعتبارات بازسازی مناطق جنگی راهی خوزستان شد و 8 ماه تلاش پیگیر را در مناطق جنگی جنوب به خدمت گذرانید.

در سال 1361 به دانشگاه شیراز پیوست و افزون بر تدریس در جامعه شناسی روستایی، اسلامی و مبانی ترویج در مرکز نشر دانشگاه به مقابله و ویرایش متن کتاب ها می پرداخت.در همبن زمینه در تلاشی پیگیر در برابر سازی واژگان انگلیسی و عربی بیش از 3200 واژه را مورد بررسی قرار داد.

حاصل تلاش این مرد بزرگ ترجمه و تألیف 14 کتاب و ویرایش بیش از 50 کتاب است. دکتر فنایی در سال 1373 به عنوان مترجم برگزیده استان فارس لوح تقدیر دریافت نمود.

افزون بر این فعالیت های ارزشمند در سرودن شعر نیز  توانا بود و شعرهای بسیاری از ایشان به یادگار مانده است.

این دانشمند فرزانه در اسفند ماه سال 1381 بر اثر عارضه ی قلبی چهره در نقاب خاک کشید و در حافظیه ی شیراز و در جواز آرامگاه حافظ شیرازی به خاک سپرده شد.

روحش شاد

"اصل مهمی که که در بررسی جایگاه قرآن کریم اهمیّت می یابد اثرگذاری های معنوی قرآن کریم بر انسان است.به گونه ای که در دل مخاطب خضوع و خشوع ایجاد کرده و منشأ اثرگذاری های معنوی و تحول آفرینی می گردد.این ویژگی در دوره کنونی ما در تحقیقات میدانی با عنوان هایی چون گوش سپاری به قرآن و تأثیرگذاری آن بر دل ها و تأثیرهای روحی و روانی آن مورد بررسی های فراوانی قرار گرفته است.

در زمینه تأثیر پذیری معنوی از قرآن کریم ، سحن های بسیاری بیان گردیده است کافی است با نگاهی کوتاه به تأثیرگذاری قرآن در جزیره العرب در دوره نزول قرآن کریم و تحول عمیق مردمان آن زمان و جدایی از جنگ طلبی ها و کینه ورزی ها به سوی آرامش و معنویت و اخلاق نگاهی گذرا داشته باشیم.پیوند این آموزه های اسلامی امروزه به عنوان چکیده ها و چکامه های معرفت و بینش در هنر و به دنبال آن شعر جایگاه بنیادی یافته است."

نمونه شعری از ایشان:

                                                  یا حق

امشب به حرا پور مطلّب به نیاز است         یثرب ز طنین نفسش مهبط راز است

گردون ز شعف در طرب و نغمه و ساز است    سیمای رخ بنت فلک بر سر ناز است

                              ناقوس برآمد که محمّد(ص) به نماز است

بر تارک افلاک نشان قدحش ماند              قوسین به پژواک ندایش به زبان خواند

انوار رخ یار ره سلسله پیماند                   طارم ز سما مقرمه ی مشک بیفشاند

                                 آوای محمّد (ص) علم و ادعیه بنشاند

جبریل به لرزه ست ز حسن ملکاتش         دیباچه ی عرش است مزیّن به کلامش

هستی رقم نائره ی عزّ و جلالش              مستان سماوی همه بر دوره ی جامش

                                   مبعوث محمّد(ص) ز پی امر الهش

اقرأ تو بخوان نام الوهیّت خالق                     برخیز مدثّر که شفق آمده صادق

برگیر ز کف بیرق توحیدی ناطق                     کعبه ست کمینگاه فرستاده ی حاذق

                                هشدار محمّد (ص) که توبی قدرت وافق

امشب به جهان منجی موعود تویی تو           از خلقت عالم همه مقصود تویی تو

مَحرَم به همه سِرّ عَلی الجُّود تویی تو           ختم رُسُل و عاشق معبود تویی تو

                               تسبیح محمّد (ص) که جهانِ بود تویی تو

بیت الحرم از مقدم تو کعبه ی پاک است       از لات و عُزَی نیروی توحید چه باک است

این خامه "فنایی" ز وصافش به مغاک است    از پرتو او خاک جهان هشته به خاک است

                           برخیز محمّد(ص) که جهانی به هلاک است

نوشته شده توسط هادی جاهد در ساعت 10:38 قبل از ظهر | لینک  | 

مرحوم حجت الاسلام و المسلمین سیّد نظام الدین هاشمی در 7 آبان سال 1297 ه.ش در خانواده ای روحانی و در روستای میانده شهرستان فسا چشم به جهان گشود.از جهت نسب پدری به خفر جهرم(خاوران) نسب می رسانید که پس از مهاجرت در فسا ساکن شده بودند.

سیّد نظام الدین علوم دینی را نزد پدر بزرگوار خویش و پس از از دست دادن پدر نزد مادر گرامیشان فرا گرفت.

این سیّد بزرگوار از شاعر بود و و کتابی را با نام " نغمه ی آزادی" در کارنامه دارد.شعرهای ایشان بیشتر پیرامون انقلاب اسلامی و اهل بیت  می باشد.ایشان در سال 1368 دعوت حق را لبیک گفت و روح پاکش به ملکوت اعلی پیوست.

"در ادبیات فارسی تلمیح ها به دو دسته "ایرانی" (اشاره به اسطوره ها و باورهای قومی، میترا باوری، زرتشتی گری و مانویت) و اسلامی( اشاره به داستان های قرآنی، احادیث، اخبار و روایات و گاهی پیوند آشنایی با فرهنگ های سامی و کتاب مقدس) تقسیم می کنند.ایجاز یا کمینه نگاری از نکته های دارای اهمیتی است که می تواند باعث تنوع تفسیری و خوانش های متنوع گردد.از آنجا که قرآن کریم نمونه ی بارز هدایتگری است ستایش های شعری با الگوبرداری از شخصیت های قرآنی خواهد توانست به اصلاح نظام اندیشه ای مخاطب یاری بسیار برساند.از همین رو پیوند حوادث تاریخی در قالب اشاره ها پیوند جامعه و انسان امروزی را با قرآن و اندیشه های اسلامی و قرآنی مستحکم تر خواهد ساخت."

نمونه شعری از ایشان:

                                                       بت شکن

ای بت شکن کعبه ی مقصود خمینی                                  ای نایب آن مهدی موعود خمینی

ایرانی و ایران به وجود تو کند فخر                                      تا ما برسانی تو به مقصود خمینی

ما شیعه ی اثنی عشر و پیرو قرآن                                    ما را برهان ز آتش نمرود خمینی

نوشته شده توسط هادی جاهد در ساعت 11:23 قبل از ظهر | لینک  | 

حمید کریمی در سال 1335 در نوبندگان شهرستان فسا زاده شد.با دریافت مدرک کارشناسی زبان و ادبیات فارسی همزمان با پرداختن به دبیری به شعر و ادبیات عاشقانه نگریست و این موهبت الهی را در وجود خویش نهادینه ساخت.او همواره در خلوت ساعت ها در وادی شعر و احساس غرق می شود.

بارها سروده های خویش را در مطبوعات به چاپ رسانیده است.

نخستین مجموعه شعر ایشان "سینه ها و صخره ها"  است.

"شخصیت پردازی عنصری است که بر تمام مدار داستان گویی های شعری جریان می یابد و قهرمان شعر در بستری از واقعیت در عالمی خیال گونه نمود می یابد و در جریان شعور آگاه و ناآگاه مخاطب جای می گیرد.شخصیت این افراد نه تنها با توصیف مستقیم بلکه با توصیف محیط و فضا به مخاطب شناسانده می شوند.به این ترتیب قضاوت نهایی در مورد شخصیت ها بیشتر به مخاطب واگذار می شود.از این رو قبول و باور آنها در ذهن خواننده دشوار نمی نماید.کنکاش در ساختار روایی شعرها نمایانگر آمیختگی آموزه های انسانی و دینی در پایبندی به جنبه های مقدمه، گره افکنی ، کشمکش، و گره گشایی است.چیزی که بیشتر در داستان های قرآنی و داستان های واقعی نمود می یابد اما با کمی دقت همین ساختار در شعر نیز به گونه ای دلنشین و به صورت تصویرهای زنده و پویا جلوه گر گردیده است.پیوند اسلوب و تکنیک های داستانی با تکنیک های شعری خواهد توانست به شعر شاعر استحکام درونمایه دهد."


نمونه شعری از ایشان:

انتظار

یاران خدا را مرهمی من عاشق دیوانه ام                              مخمور چشم نرگس ساقی آن پیمانه ام

شمع و گل و آیینه را آذین راهش می کنم                          شاید شبی مهمان شود در خانه و کاشانه ام

از عشق او حیران شدم، حیران و سرگردان شدم              منزل به منزل می روم ، آواره و مستانه ام

ساقی بزم عاشقان، چرخی بزن در این میان                   ما را بنوشان می بزن بر ساغر و پیمانه ام

از غم مرا بیگانه کن، مخمور از آن پیمانه کن                   آتش بزن بر جان ما، ای شمع من پروانه ام

ای ضامن هستی بیا، سردار سرمستی بیا                  منظور من، مولای من، در شعر و در افسانه ام

غایب تویی، ما منتظر در انتظارت تا به کی                    خون جگر در ساغرم، دردانه ام، دردانه ام

در هجرت ای سرو روان تا چند سرگردان شوم               در مسجد و میخانه ها با این دل دیوانه ام


نوشته شده توسط هادی جاهد در ساعت 4:38 بعد از ظهر | لینک  | 

دکتر مهراب مهراب پور در سال 1338 در روستای دستجه فسا دیده به جهان گشود.در سرزمین فارس به کسب علم و دانش پرداخت.با پذیرفته شدن در دانشکده حقوق دانشگاه ملی ایران به تهران رفت و پس از مدتی به منظور تکمیل دوره های عالی و خارج فقه به انگلستان مهاجرت کرد.کارشناسی ارشد و دکتری خود را از دانشگاه های انگلستان دریافت کرد.زبان های انگلیسی ، فرانسه و عربی را در ایران ، عربستان ، فرانسه و انگلستان آموخت.هر چند وی شعرهای عربی و فرانسه و انگلیسی خود را به دست چاپ نسپرد ولی اکثر کتاب های حقوقی او به زبان فارسی و انگلیسی به زیور طبع آراسته شده و در دانشگاه ها تدریس می شود.در شعر و شاعری "راضی شیرازی تخلص می کند.از آثار شعری چاپ شده این شاعر می توان"سرمه بر مژگان زیبائی" را نام برد.

"نظریه بینامتنی که در عربی التناص و در انگلیسی intertext نامیده می شود در قرن حاضر مطرح گردید.این نظریه تبیین کننده نوعی نگرش به متن است که باعث بازآفرینی یک متن در متن های دیگر می شود.در دوره های قدیم نیز بحث های مانند سرقت های شعری ، اقتباس و تلمیح طرح گردیده است که شباهت زیادی با این نظریه دارد تا جایی که بسیاری تضمین را همان intertext دانسته و تلمیح را نیز از جمله سرقت های محتوایی به شمار آورده اند.اما آنچه بی هیچ درنگ به ذهن می آید استفاده از متون دینی تاریخی و فرهنگی در آثار ادبی است و بویژه شعر است.این نوع برداشت ها زمانی دارای ارزش ادبی است که از روح شاعر برخاسته و با متن های دینی و معرفتی هم راستا باشد.اما زمانی که شاعر در خلق یا بازآفرینی تصویر شعری خود از شعرهای دیگران استفاده کند این امر را بسیاری از ادیبان در محدوده سرقت های ادبی و ناپسند دانسته اند.ناگفته پیداست که پیوند متن های اسلامی با شعر به اعتلای هرچه بیشتر درونمایه های ادبی خواهد انجامید چنانکه در شعر  بسیاری از شاعران مشاهده می کنیم"

سروده ای از ایشان:

                                                  آتش عشق تو

چشم زیبای تو گویاست اگر بگذارند                                  بوسه بر لعل تو زیباست اگر بگذارند

معجز موسوی روح امین القدسی                                   چشم جادوت فریباست اگر بگذارند

شهد جان است غزل های دل صادق من                        هدیه بر نرگس شهلاست اگر بگذارند

ماجرای من و تو در دل این شهر غریب                            قصه ی عشق زلیخاست اگر بگذارند

چهره بگشا که رخت آب ز مهرویان برد                           لب تو غنچه ی رویاست اگر بگذارند

مهر ما و عطش شوق وصال لب تو                               تا ابد سحر و معماست اگر بگذارند

خنده های نمکین تو و شیرین دهنت                            هدیه ی خوب مسیحاست اگر بگذارند

جلوه های خوش و روح طرب انگیز وصال                       ویژه ی روح پریسا ست اگر بگذارند

در تب روح بنفشه که پر از وسوسه است                    شرم گلبوته ی عذراست اگر بگذارند

عشق معنای تو دور از هوس دنیایی است                  زخمه ی تار نکیساست اگر بگذارند

طاق ابروی تو از بهر نماز شب من                            معبد و دِیر و مصَلّاست اگر بگذارند

چاره ی عشق تو این است-صبوری-آری                     عاشقت سخت شکیباست اگر بگذارند

از سخن های ملیح و غزل شورانگیز                         آتش عشق هویداست اگر بگذارند

زین همه شعله که از سینه ی "راضی" سر زد            آتش عشق تو پیداست اگر بگذارند

نوشته شده توسط هادی جاهد در ساعت 6:57 بعد از ظهر | لینک  | 

حاج هدایت اله تهرانی نوبندگانی متخلص به شاکر مدرک تحصیلی ششم ابتدایی قدیم دارد .ایشان در نوبندگان از توابع شهرستان فسا چشم به جهان گشود.در خانواده ای مذهبی رشد کرد و با سختی پروش یافت از همان دوران جوانی وارد نظام شد و پس از آن به کار در صندوق قرض الحسنه پرداخت. اثر ادبی ایشان کتابی است با نام " سوغات" که مجموعه ای از غزل ، مثنوی، دوبیتی و ... است.

قالب دوبیتی و رباعی که در وزن و مضمون با هم تفاوت دارند به گفته مشهور ساخته ذهن ایرانیان است. این دو قالب شعری به جهت کوتاه بودن مورد توجه بسیاری از ادبا در طول تاریخ قرار گرفته است. رودکی  پدر شعر فارسی مبدع آن بوده است.رباعی را به جهت چهار مصراعی بودن از لفظ رباع که از ربع  اربع و اربعه که در عربی به معنای چهار است گرفته شده است. ایرانیان آن را رباعی نامیده اند و دو بیتی را به جهت دارا بودن دو بیت اینچنین نامگذاری کرده اند.

چنان که مصطفی صادق الرافعی در کتاب خود تاریخ آداب العرب آورده است این قالب متعلق به ایرانیان است و عرب ها همین لفظ  را به زبان عربی وارد ساخته و قالبی را با نام "الدوبیت" به وجود آورده اند.شباهت ظاهری و محتوایی این دو قالب در دو زبان عربی و فارسی به در هم آمیختگی و گاه تقلیدهای متقابل در هر دو زبان انجامیده است.مشهورترین رباعی سرای ایرانی خیام نیشابوری و مشهورترین دوبیتی سرای فارسی باباطاهر عریان است.

آنچه در رباعی و دوبیتی مورد توجه است مضمون و درونمایه ها است که شاعر در قالب پند یا نصیحت یا یافته های زندگی و تجربه های شخصی در کوتاه ترین قالب شعری در اختیار مخاطب می گذارد.این دو قالب اگرچه کوتاه و به ظاهر ساده به نظر می آید اما در حقیقت دربردارنده درونمایه قصیده و گاه مثنوی هایی بلند است و اهمیت و ارزش ادبی آن در کنار عنصر کوتاهی و پرمغزی بر هیچ کس پوشیده نیست.این قالب که به زبان های دیگر جز زبان عربی نیز تاثیرگدار بوده است، در کنار قالب مثنوی  از تنها قالبهایی است که از زبان و ادبیات فارسی سرچشمه گرفته و بر ادبیات عربی  و سایر زبان های دنیا از طریق ترجمه اثرگذار بوده است. چند دوبیتی از ایشان:

خداوندا به حق  طور سینا            به حق مومنین پاک و بینا

به دورم دار از بخل و حسادت             دلم را صاف گردان همچو مینا

**

با یاد خدا ضمیرت آرام شود                   کارت به جهان به نیک انجام شود

هر کس که عبادتش کند با اخلاص         در جامعه سربلند و خوشنام شود

**

دانی که اجل همیشه اندر پی تست                تعقیب تو بوده است از روز نخست

پس کار خودت به زندگانی ساز درست              ایمان و عقیده ات مکن با رب سست

نوشته شده توسط هادی جاهد در ساعت 1:53 بعد از ظهر | لینک  | 

علی محمد رعیت پیشه شاعر سنانی شهرستان فسا علی محمد رعیت پیشه در سال 1344 در روستای سنان شیبکوه فسا چشم به جهان گشود.تحصیلات خود را تا مقطع لیسانس الهیات ادامه داد و در آموزش و پرورش فعالیت خود را آغاز نمود.ایشان از بنیان گذاران بنیاد فساشناسی است و به شعر و شاعری عشق می ورزد.ایشان کتابی را با نام "فریاد در سکوت" در کارنامه ادبی خویش دارد.

یکی از کارآمدترین روش های جذب مخاطب و تاثیرگذاری بر روح و جان او بیان موضوع و پیام در درونمایه های قرآنی است.قالب های شعری با تنوع های گوناگون همواره در طول تاریخ این پیوند مبارک را حفظ کرده و ارائه راهکارهای تربیتی و بیان آموزه های دینی را به عنوان رسول باطنی انسان که همواره در پی اصلاح جامعه و ناراستی ها و دعوت به اندیشیدن به مکارم و خوبی هاست در بر داشته است.شاعر با روایت سرگذشت زندگی خویش یادآور سنت ها و بستر عاطفی جامعه پیرامونی خویش است که در بستر شویوه ای که می توان آن را شعر سرایی قرآنی نامید به روایتگری احساس و عاطفه درونی می پردازد. از ویژگی های این قبیل کارهای ادبی که در شعر به دلیل اثرگذاری بیشتر جایگاه ویژه ای یافته است هدایت مخاطب در مراجعه به متون اسلامی و تلاش پیگیر در استنباط پیوسته از متون اسلامی است.

شعری از ایشان:

پدر        

                  لاله زار باغ سبحانی پدر                                   منبع ایمان و احسانی پدر

                   جنّت هر کس بُوَد عمر دگر                           در جهان فردوس رضوانی پدر

                    آتش دوزخ بسوزاند گنه                                 فارغ از هر نار سوزانی پدر

                   بی تو می آید زهر سو درد و رنج                     بهر هر دردی تو درمانی، پدر

                     مکر شیطان دامن آدم گرفت                          فارغ از هرمکر شیطانی پدر

                   فرض گشته طاعتت بر ما همه                      چون وصیت گشته قرآنی پدر

                   عمرمان بی تو بدون حاصل است                   حاصل هر عصر و دورانی پدر

                   جمع گردند روز میزان انس و جن                       سربلند در روز میزانی پدر

                   دوست می دارم تو را از جان و دل                 چون انیس و یار رحمانی پدر        

نوشته شده توسط هادی جاهد در ساعت 1:31 بعد از ظهر | لینک  | 

محمد مهدی سیار در سال 1362 در زاهدشهر شهرستان فسا دیده به جهان گشود.با گذرانیدن دوره های تحصیلی به دانشگاه راه یافت وی دانش آموخته کارشناسی ارشد دانشگاه امام صادق(ع) می باشد.سیّار شاعر متعهد و انقلابی شهرستان فسا است که در بیست و نهمین دوره جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران در بخش شعر مقام نخست را از آن خود ساخت. 

این کتاب با نام «حق السکوت»  از کتاب‌های انتشارات فصل پنجم است که به مرحله دوم داوری‌های بیست و نهمین دوره جایزه کتاب سال راهیافته است.این شاعر تا اکنون دو کتاب با نام های  "بی خوابی عمیق"  و "حق السکوت" را  به چاپ رسانیده است.

«بی‏خوابی عمیق» عنوان اولین مجموعه شعر محمد مهدی سیار است که شعرهای این شاعر جوان را از دوره دبیرستان تا امروز که دانشجو است شامل می‌شود.
این کتاب شامل ۵۰ شعر در قالب‏های کلاسیک و نو است و اشعاری با مضامین آیینی، اجتماعی و آزاد را در بر می‏گیرد.
سیار با این شعرها مقام اول بخش کلاسیک را در جشنواره بین‌المللی شعر فجر سال ۸۷ به دست آورده است.
همچنین «بی خوابی عمیق» محمد مهدی سیار به عنوان اثر برگزیده در بخش شعر بزرگسال در چهارمین دوره جایزه گام اول و شانزدهمین دوره انتخاب کتاب سال در استان کرمان انتخاب شد. همچنین این اثر، نامزد سومین دوره کتاب سال شعر جوان (جایزه قیصر امین پور) بوده است.

 دومین اثر سیار دفتر شعر «حق‌السکوت» دربرگیرنده ۴۲ غزل سروده شده طی ۱۰ سال اخیر درباره موضوعات مختلفی چون مسائل اجتماعی، عاطفی، حدیث نفس و آیینی است. «حق‌السکوت» به عنوان  برگزیده شانزدهمین دوره جایزه «کتاب فصل» شناخته شد.

این شاعر جوان و که هم اکنون ساکن تهران می باشد  دانشجوی تحصیلات تکمیلی در دانشگاه امام صادق (علیه السلام) است. ایشان به قالب غزل و قالب‌های آزاد علاقه ی فراوان دارد. در هردو  قالب به مفاهیم توجه بسیار دارد و اهل دقت‌ها و تأمل‌های ویژه شاعران مفهوم‌گرا است.

"قرآن و اهل بیت (ع) به عنوان مهمترین منبع معرفتی به نیازهای انسان پاسخ های مناسب داده است.از آنجا که دستیابی به این نیازها در ارتباط مداوم با دیگران و در ارتباط اصلی با منابع معرفت شناختی قرآن کریم و  امامان پاک نهاد  شکل می یابد از همین رو است که قرآن کریم در ایجاد نحوه و نوع ارتباط با دیگران آموزه های بسیار زیبایی را تدوین نموده است.زیست مطلوب اجتماعی انسان ها در بر دارنده ی بایسته ها و نابایسته هایی است که از طریق فضاهای عاطفی و شاعرانه قدرت تاثیرگذاری دوچندان بر مخاطب را می یابد و از همین رهگذر است که پیوند میان آموزه های آیینی با احساسات شاعرانه اهمیت بسیار دارد و انسجام و همبستگی اجتماعی در سایه ی معارف اسلامی از کوچکترین نتیجه های این تلاش های پسندیده است.شعر به عنوان بستر مناسب عاطفه و خیان این پیوند را در بستری مناسب پذیرا است و تنها به شاعرانی متعهد و پایبند به ریشه های اسلامی نیاز است تا این امر مهم در جامعه نمود بیرونی بیابد."

 از عطر یاسم                   

گرد هم آوردند ماتمهای عالم را                                  وقتی جدا كردند همدمهای عالم را

از ع‍ِطر یاسم بادهای ساحل غربی                             از یاد می‌بردند مریم‌های عالم را

تا صبح بر گلبرگ زردش اشک خواهم ریخت                 شرمنده خواهم كرد شبنم‌های عالم را

انگار یك جا بر سرم آوار می‌كردند                                      تیغ تمام ابن‌ملجم‌های عالم را

من پشت پرچین بهشت كوچكم دیدم                           هیزم به دوشان جهنم‌های عالم را

ما‌هم هلالی می‌شد و من در حلولی سرخ                         می‌دیدم آغاز محرمهای عالم را

****

****

                                     سیب سرخی سر نیزه ست...

زود بیدار شدم تا سر ساعت برسم                                    بایداین بار به غوغای قیامت برسم

 

من به "قد قامت" یاران نرسیدم، ای کاش                          لا اقل رکعت آخر به جماعت برسم

 

آه ،مادر! مگر از من چه گناهی سر زد                             که دعا کردی و گفتی به سلامت برسم؟

 

طمع بوسه مدار از لبم ای چشمه که من                             نذر دارم لب تشنه به زیارت برسم

 

سیب سرخی سر نیزه ست...دعا کن من نیز                      اینچنین کال نمانم به شهادت برسم

نوشته شده توسط هادی جاهد در ساعت 9:24 بعد از ظهر | لینک  | 

غلامرضا رضائیان در بهارسال 1334 در ایل عشایر چشم به جهان گشود .با بهره گیری از استعداد سرشار و توانایی ذاتی که در وجود نهفته داشت در طول مدت چهار سال هشت پایه درسی را به اتمام رسانید و در سن 18 سالگی معلم شد. پس از ادامه تحصیل  در دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهرستان فسا در رشته ادبیات فارسی دانش آموخته گردید.با قلم زیبای خویش یادآور دوران ایل شد و کتاب "یاد ایل" را به زیور چاپ آراست.از این مرد بزرگ مجموعه شعر دیگری در قالب دوبیتی با عنوان "ناله ی نی" آماده چاپ می باشد.

"پیوند ذهنی شاعر با محیط پیرامونی از درونمایه هایی است که همواره مورد توجه و استقبال شاعران بوده است.ادبیات با محیط در تبادل مضامینی قرار می گیرد و همین تبادلات است که برای شاعر فرصت بازیابی خاطرات گذشته را در بستری از احساس های صادقانه فراهم می آورد.محیط های بکر و دست نخورده که از دغدغه های ماشین و صنعت تهی آرزویی است که در ذهن تداعی می شود و صفا و صمیمیت در محیط ساده و صمیمی آن روزگار احساس خوش گذشته را در خاطر انسان جاویدان می سازد.این پیوند ذهنی منحصر به ایران نیست بلکه در ادبیات بسیاری از شاعران عربی و این بازگشت به گونه ای مشابه مشاهده می شود.این برداشت ویژه شاعران از محیط های پیرامونی در گذار از جهان امروزی و پیوند با دنیای گذشته در بستری آرامانشهری و پاک از آلودگی ها و رنگ و ریا نمودی از  اتوپیا را به ذهن متبادر می سازد.این پیوند خواهد توانست شکست ها و ناکامی های دنیای معاصر را که زاده ماشینی شدن و فرار از طبیعت است به دست فراموشی بسپارد و به انسان آرامشی هر چند خیالی اما در بستری از آگاهی ببخشد."

ابیاتی چند از شعر بلند "یاد ایل":

یاد دورانی که در احشام و ایل                                      شور و شوقی در دل و سر داشتیم

سال ها با کوچ در دشت و دمن                                      گله میش و گاو و استر داشتیم

از مصیبت های شهر آسوده دل                                     در طبیعت حال دیگر داشتیم

کوچ، شهری زنده و سیّار بود                                        نظم و قانون و کلانتر داشتیم

بر بساط سبزه چادر می زدیم                                      بوی گل های معطّر داشتیم

کوهسار و آبشار و جویبار                                          مخملی از سبزه بستر داشتیم

آب پاک چشمه ای چون سلسبیل                               با صفا مانند کوثر داشتیم

شب نشینی در زمستان گرم بود                                نی زن و خواننده در بَر داشتیم

نوشته شده توسط هادی جاهد در ساعت 8:41 بعد از ظهر | لینک  | 

ابوعلی فارسی فسایی در سال ۲۸۸ هجری در شهر فسا زاده شد .پدر او از نژاد ایرانی و مادر وی نسب به  بنی شیبان از قبیله های عربی می رسانید.البستانی در دایره المعارف خود آورده است که ابوعلی فارسی از ائمه نحو در قرن چهارم هجری است که در سال ۳۰۷ هجری قمری به بغداد رفته است.در معجم الادباء از یاقوت آمده است:"نام ابوعلی فارسی در عالم مشهور است و در تالیفات و در علم عربی یگانه زمانه است.بسیاری از شاگردان او می گویند او بالاتر از مبرّد است و ابوطالب عبدی می گوید: میان ابوعلی و سیبویه، ابوعلی در نحو تواناتر است.

این ادیب توانا با مهاجرت به شهر حلب در آنجا سکنی گزید  و  در همنشینی با سیف الدوله حمدانی به درس و پژوهش در زبان عربی پرداخت.عضد الدوله  در برخورد با جایگاه علمی ابوعلی به وی ارادت تمام ورزیده و درباره او می گفت"من غلام ابو علی فارسی در نحو هستم"

ابوعلی  به همراه ابن جنی شاگر خود که  به روایتی در سال ۳۲۱ هجری قمری در موصل زاده شده است و چهل سال در رکاب استاد خویش ابوعلی می ماند و از او بهره ها می برد در سال ۳۴۱ هجری وارد حلب شد.در همین شهر بود که ابوعلی فارسی فسایی "المسائل الحلبیات" را به جویندگان دانش املا می کرد و با متنبی نشست ها و نامه نگاری ها داشت.اما چنان که به نظر می آید این دو ادیب رابطه حسنه ای نداشتند و تنها در اواخر عمر ایشان است که در محضر عضد الدوله با هم نشست و برخاست مختصری داشته اند.

ابن جنی بعدها سخنان استاد خویش ابوعلی فارسی را در کتابی با نام"اللمع فی العربیه" گرد آورد و کلام استاد را جاودانه ساخت.در این کتاب کلیه خاطره ها و یادداشت ها ی استاد بی همتا در نحو و صرف جمع آمده و با تاویل و تفسیر شاگرد ممتاز ابوعلی، ظاهری شایسته یافته است.

ابو شجاع عضدالدوله یا فناخسرو (پناه خسرو) یکی از امرای خاندان آل بویه در ایران و عراق بود. او بزرگترین امیر این خاندان به شمار می رفت.ابوعلی فارسی در بغداد مشغول درس و بحث بود که ابوشجاع فنا خسرو ملقب به عضد الدوله او را به شیراز فراخواند تا فرزندان برادر را درس بیاموزد .ابوعلی نیز پذیرفت و نزد عضدالدوله منزلت والایی یافت.از اثرهای ارزشمند بازمانده از ابوعلی فارسی فسایی که نام آنها در کتاب وفیات الاعیان آمده است آثار زیر را می توان بر شمرد:

التذکره، المقصور و الممدود، الحجه، الاغفال، العوامل المئه، المسائل البغدادیات و الشیرازیات و القصریات و العسکریه و البصریه و المجلسیات" ، الایضاح، التکلمه فی النحو، است

ابو محمد قاسم بن احمد اندلسی می گوید: در مسائلی از نحو که منسوب به ابن جنی بود دیدم که گفته بود: هرگز از ابوعلی شعری نشنیدم.جز روزی که یکی از شاعران نزد او آمده بود و نامی از شعر به میان آمد .ابوعلی گفت: من با خواندن این شعر شما را شاد می کنم و ابوعلی سه بیت را که درباره پیری به عربی سروده بود، خواند:

"خضبت الشيب لما كان عيبا                                                  و خضب الشيب اولى ان يعابا
و لم اخضب مخافه هجر خل                                                      و لا عيبا خشيت و لا عتابا
و لكن المشيب بدا ذميما                                                          فصيرت الخضاب له عقابا"

ترجمه:

موهای سفید را حنا بسته ام اگرچه عیب به شمار آید و حنا گذاشتن بر موهای سفید بهتر از این است که عیب پیری بر من نهاده شود

و من از ترس جدایی دوست(مرد و زن) حنا نکردم و نه از عیب می ترسم و نه از سرزنش

ولی موهای سیاه مورد نکوهش است و من حنا را برای مجازات سفیدی موی سر،  بر آن نهاده ام.

نوشته شده توسط هادی جاهد در ساعت 7:20 بعد از ظهر | لینک  | 

حاج میرزا حسن شیرازی فسایی ملقب به حکیم باشی سال 1237 ه.ق در شهر فسا متولد شد.سه ماه پیش از تولدش پدر و چندی بعد مادرش را از دست داد و تا ده سالگی تحت سرپرستی مادربزرگ و سپس برادر ارشد خود کسب علم و ادب کرد.کتاب "فارسنامه ناصری" که به قول اعتماد السلطنه در کتاب مآثر الآثار از اعتماد الدوله ،الحق اثری جلل و تاریخی عظیم می باشد در دو گفتار تکمیل شده که گفتار اول در احوال پادشاهان و فرمانروایان و قسمت دوم در بیان صفحه ی فارس از شهر شیراز،علما و شعرا ،اعیان و بقاع و بساطین و بلوکات و ایالات و کوه ها و چشمه های فارس است.

فارسنامه در سال 1367 شمسی نیز به وسیله انتشارات امیرکبیر تهران در دو مجلد به همت دکتر منصور رستگار فسایی به چاپ رسید که کتاب سال جمهوری اسلامی نیز شناخته شد.

میرزا حسن فسایی علاوه بر فارسنامه دارای سه اثر دیگر است:

1-تفسیر حسن                     2-تحفه احتشامی                                      3-نقشه مملکت فارس

سر انجام این بزرگ مرد در سال 1316 ه.ق در 79 سالگی در شیراز درگذشت و در جوار قبر جد بزرگوارش بانی و واقف مدرسه ی منصوریه در همین مدرسه به خاک سپرده شد.روانش شاد باد.

دو نمونه شعر از ایشان در وصف شیراز و فسا

 

قطعه ای در قالب مثنوی در وصف شیراز

 

فارس را ،شیراز چون شیرازه است                                              وصف او بی حد و بی اندازه است

وصف او را من نتانم آورم                                                      هر چه آرم، باز گویک قاصرم

در تموزش، دم به دم باد شمال                                                 می وزد،گرما شود ز او پایمال

در زمستانش سراسر چون بهار                                             یخ نبندد جز سه روزی یا چهار

برف اگر بارد نماند هیچ گاه                                                فرّ خورشیدی کند آن را تباه

چون در او سرما و گرما پا نهشت                                         گشت مرداد و دی اش، اردیبهشت

درد و رنج مبرمی در او مبین                                              پس بگو او را بهشت دومین

سرخ رو با زرد رو از درد و رنج                                       گر کسی باشد ،بود نار و ترنج

باشد ار کس داغ بر دل، لاله است                                       ور کسی لب را گزد تبخاله است

نیست کس گریان،مگر ابر بهار                                          ور کسی افغان کند باشد هَزار

گر بجوشد کس، بود خم شراب                                         ور خروشد کس بود چنگ و رباب

 

شعر ایشان درباره فسای آن روز:

 

حدائقش زده پهلو به هشت باغ بهشت                                  ز گونه گون فواکه، ز گونه گونه ثمار

ز هر نهال برومندش آشکار ترنج                                        بسان گوی زنخ بر فراز قامت یار

نهال، گوی زر آورده بار، از نارنج                                       حدیقه کرده روان جوی سیم از انهار

نسیم او،همه دلکش تر از نسیم بهشت                                   هوای او همه خرم تر از هوای بهار

ز لاله هر دمن اوست کوهی از یاقوت                                 ز سبزه هر چمن اوست کانی از زنگار

ز بسکه زمزمه سار خیزد از هامون                                  ز بس که قهقهه کبک آید از کهسار

فضای دشت پر از صوت های موسیقی                             هوای کوه پر از لحن های موسیقار

 

 

نوشته شده توسط هادی جاهد در ساعت 3:3 بعد از ظهر | لینک  | 

محمد کریم پوردادیان مشهور و معروف به  "حامد فسایی" در سال 1280 شمسی در فسا دیده به جهان گشود.سراینده کتاب شعری به نام "عشقنامه"(که در حدود 15000 بیت است) می باشد.وی صاحب کتاب دیگری به نام "هوس نامه" است که حاوی اشعار اوست.او پیرو طریقت نعمت الهی و در بازار فسا به شغل خرازی اشتغال داشته است.گرچه او در سال 1368 شمسی دار فانی را وداع گفته اما غزل های عرفانی و اجتماعی او همیشه زنده و پر طنین بر زبان عارفان و صاحبدلان جاریست.

اشعار زیر از اوست:

ای آنکه به غیر از تو تمنای کسم نیست                                   در دل بجز از دیدن صُنعت هوسم نیست

هر دم نفسی می زنم و می روم از خود                                      جز شاهد رویت به میان نفسم نیست

مرغ دلم از خانه تن گشته گریزان                                           گوید بخدا هیچ هوای قفسم نیست

گفتم به دل خون شده بگریز به کویش                                       فریاد برآرد که به او دسترسم نیست

جنگی است میان من و دل در پی عشقت                                 بنگر که بجز لشکر غم پیش و پسم نیست

کاری بکن آخر که کنی دفع خمارم                                       گر جمله جهان باده شود باز بسم نیست

در وصف گل ای باد صبا خوبطرب باش                              من بلبل گلزارم و جز خار و خسم نیست

ای محتسب امشب دلم از درد تو برهان                              جز قوّت و نیروی تو میر عسسم نیست

با من سخن از عشق بگو تا که بگویم                                در دل بجز از نای تو بانگ جرسم نیست

"حامد"بنما درد دل خویش به جانان                                 گو بر در این خانه بجز ملتسمم نیست

 

نوشته شده توسط هادی جاهد در ساعت 3:0 بعد از ظهر | لینک  | 

غلامحسین موسی زاده ادیبی است هنرمند که در نور ستاره ها غرق می شود و در نسیم شامگاه با کلامی سبز و قاطع،مهربانی را به دل های مشتاق هدیه می دهد.

غلامحسین موسی زاده متخلص به "اندیشه" در سال 1327 در شهرستان فسا متولد شد.سرودن شعر را از سالهای آخر دبیرستان 1346 آغاز کرد.او که کارمند بازنشسته سازمان آب فارس بوده تا کنون با روزنانه ها و مجلات و انجمن های ادبی مختلف همکاری داشته و سال ها عضو هیئت امنای انجمن شعر و ادب شهرستان فسا می باشد.

مجموعه ی "ابری دل" که در سال 1384 به وسیله انتشارارات صباگستر فسا به چپ رسیده است از ایشان است.

مدد نما ای عشق       

همیشه مایه ی ویرانی دلم این بود                                   که حکم چرخ خطا بود و چاره تمکین بود

به یک نگاه نظر می کنم به رفته ی عمر                          به سال های سیاهی که سرد و غمگین بود

ز استغاثه نشد مستجاب آمدنت                                              اگرچه دیده پر اشک ما خدابین بود

بیا که بی تو نگردد به کام ما این چرخ                                      همیشه گردش ایام بر سر کین بود

قماربازم و با باخت الفتی دارم                                                 که بُرد در یَد مردمان بی دین بود

تو در قنار قیامت مدد نما ای عشق                                     مرا که باختنِ هست و نیست، آیین بود

بده به وادی محشر تو خال بالا را                                            که خال بازی دنیا همیشه پایین بود

نوشته شده توسط هادی جاهد در ساعت 10:57 قبل از ظهر | لینک  | 

محمد تقی کامگار فسایی سال 1304 شمسی در فسا زاده شد و سلسله نسبش به ملوک شبانکاره می رسد.تا کلاس هفتم آن زمان در فسا درس خواند و در سال 1315 گواهی ششم ابتدایی را از دبستان روزبهان گرفت. سپس به شیراز رفت و گواهی نامه سوم و چهارم متوسطه ی خود را از دبیرستان شاهپور دریافت نمود.سال پنجم متوسطه خود را به عنوان شاگردی از شاگردان مرحوم دکتر حمیدی شیرازی که بدان فخر می کند گذراند.به علت فوت پدر و همچنین ازدواج درس را رها کرده و در مزرعه موروثی به کار زراعت پرداخت.در سال 1330 از دانشکده علوم دانشگاه تهران در رشته فیزیک موفق به اخذ درجه لیسانس شد. و در دبیرستان های تهران کار تدریس را آغاز کرد، به مدت نه سال هم در دانشکده افسری ،مکانیک آنالتیک و نیدریک و پنج سال هم در تیپ تعلیمات نیروی هوایی فیزیک و مکانیک تدریس نمود و سرانجام پس از سی سال خدمت به افتخار بازنشستگی نایل آمد.در سرودن شعر صاحب قریحه است و بیشتر شعرهای خود را در رثای همسرش سروده است و کتاب "یادگار عمر" اولین اثر چاپ شده ایشان است.

بررسی انواع  ادبی برخاسته از احساس شاعرانه در متن جامعه اسلامی نمایانگر حضور جلوه های بزرگ معنایی و مفهومی در آموزه های انسانی است.واکاوی الهام ها و آفرینش های شاعرانه به فراخور شخصیت ها و حوادث روزمره یکی از مهمترین اسالیب بیانی در بهره مندی از صبر و بردباری در برابر شکست ها و ناکامی ها است.از آنچه گفتیم بر می آید که پدیده آرمان خواهی و آرزو طلبی نتیجه تجدید حیات و ایجاد روحیه مناسب اسلامی در میان مردمان بوده و هست. این باورهای عمیق گاه به ایجاد وحدت در ضمیر  شاعران می انجامد و  با قطعه ها و سروده ها به بار می نشیند.

نمونه ای از کارهای ایشان:

روز نوروز است یار گل عذار من کجاست                               در چمن یاران همه جمعند یار من کجاست

دل پر از شادی دهان پر  خنده بود                                 یا رب آن شادی کجا سیمین عذار من کجاست

رفت و از من برد آرام و قرار                                              صبر و تابم رفت از کف آن قرار من کجاست

اندُهم  یار است و بار غم چو کوهی بر دلم                    رفت از دل شور و شادی غم گسار من کجاست

زندگی مان بود شور عشق با صدها امید                                 نیست امیدی دگر امیدوار من کجاست

روز نوروزم شب تار است بی دیدار او                                   با که باید گفت کو آن گل عذار من کجاست

"سن خوزه کالیفرنیا ؛آوریل 1988"

 

نوشته شده توسط هادی جاهد در ساعت 8:31 بعد از ظهر | لینک  |