X
تبلیغات
وبلاگ شاعران فسا

وبلاگ شاعران فسا

وبلاگ شعر فسا

اقلیدس فسایی شاعر شوخ طبع شهرستان فسا

آقا کریم فرزند حاج حسین قلی که از سال تولد وی اطلاعی در دست نیست؛ در شهرستان فسا به روزنامه و روزنامه نگاری آن زمان می پرداخته است.این روزنامه چی خوش طبع در قصیده سرایی و غزل سرایی و مثنوی پردازی از خود آثاری برجای گذاشته است.این مرد آگاه و خوش طبع چنان که در کتاب آتشکده : نشریه ی انجمن ادبی دبیرستان حکمت فسا آمده است، "میرزا کریم اقلیدس در حدود ۵۵ سال عمر نموده و در سال ۱۳۳۸ ه.ق دار فانی را وداع و در"شاهزاده قاسم" فسا به خاک سپرده می شود." بیت زیر بر سر در خانه ی این شاعر منقوش بوده است:

"گرم اژدها حلقه بر سر زند                                     به از آشنا حلقه بر در زند"

 

نمونه مثنوی از  ایشان:

افسر زر بر سر نوروز شد                                     رفت چون دی از نو، روز شد

هان مه دیگر شد و آبان برفت                              زحمت گل سر شد و آبان برفت

ورد سر از خاک بر آورد و رست                            شد همه اشجار بر آور ، درست

سرو چون موزون شد و زیبا چنار                         سرخ شد اینک گل و حمرا چو نار

گل چو هم او شاهد و هم دلبر است                  خاک دیگر از غم و هم دل برست

سبزه چو جست از لب هر جویبار                      کافکند او بر لب هر جوی بار

عید شد ای ساقی و هر کس به عید                 دم نزد از می، بود این بس بعید

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1391ساعت 21:30  توسط د.هادی جاهد  | 

ملا محمد علی بیگ شایق حجازی شاعر زاهدشهر شهرستان فسا

ملا محمد علی بیگ شایق حجازی شاعر زاهدشهر شهرستان فسا هنرمندی توانا که در سال ۱۲۴۷ در خرداد ماه دیده به جهان گشود.با عشق و شوری که از اهل بیت عصمت و طهارت در دل پرورانیده بود به شعر و شاعری روی آورد.در سراسر دوره ی پربرکت زندگی هنر را به عنوان مهمترین الگوی زندگی به کار می بست.این شاعر توانا که در کنار شاعر به خوشنویسی ، حجّاری نیز می پرداخت.شعر را با دنباله روی از سبک شعر قدیم و الگوبرداری از حافظ شیرازی به خوبی می سرود.شعر را در قالب و درونمایه ای دینی و معرفتی به کار می بست.در قالب نوحه و شعرهای مذهبی از این شاعر آثار ارزشمندی برجای مانده است.دیوان شایق به دست خود مولف به چاپ رسیده است.شایق در ماه صفر سال ۱۳۷۲ جهان خاکی را بدرود زندگانی گفت.

"پس بیاییم حسین (علیه السلام ) را از دریچه قلب بنگریم.در عزاداری ها، در سرودن اشعار، در تنتخاب اشعار ، در مداحی ها و در سخنانمان از او همان طوری که بوده و هست بسراییم، بخوانیم و بگوییم و بگرییم .سخن از حسین(ع) است حسینی که هدف و جهتش ربّانی است ، قیامش جهت دوام اسلام بود و انقلابش بی نظیر ، حال بی انصافی است که هرچه خواستیم بسراییم و هر چه دیدیم بخوانیم، و هر مطلب بی اساسی را بگوییم؟ بهتر نیست برای خوشنودی حق تعالی و برای رضایت مندی رسول الله(ص)و ائمه اطهار علیهم السلام و الصلوات، اهداف حسین را دنبال کنیم؟ باید پذیرفت که نوحه ها و مرثیه ها، و به طور کلی اشعار عاشورایی و آیینی سه حالت دارد:

۱-زبان حال :که جنبه ی عاطفی دارد

۲-حماسی: که نشانه دلیری ، بی باکی و پهلوانی دارد

۳-ستایشی: که مدح را گویند

در باره نوع سوم یعنی ستایش گوینده و سراینده باید نسبت به سخن و کلام شناخت و معرفت داشته باشد تا بتواند مقام ابا عبدالله (علیه السلام ) را از جهت انسانیت در بالاترین سطح بیان کند"(به نقل از کتاب: "حسین علیه السلام تفسیر فجر مروری بر زندگانی و شهادت ابا عبدالله(علیه السلام)"، ابراهیم الهیاری(اشک فسایی)

نمونه شعری از ایشان:

فردا به دشت کربلا غوغای محشر می شود                  محشر در این دشت بلا از شور لشکر می شود

زینب ز داغ طفل ها بارد ز چشمان اشک ها                 لیلا به آه و ناله ها در مرگ اکبر می شود

فردا تن قاسم شود پامال سم مرکبان                        پرخون ز تیر حرمله حلقوم اصغر می شود

از تشنگی فردا شود هردم سکینه از عطش               آن گوهر سنگین بها بی آب مضطر می شود

اهل حرم فردا شود خشکیده لب ها از عطش            لیکن ز خون تشنگان روی زمین تر می شود

در جنب نهر علقمه فردا ز تیر اشقیاء                     عبّاس نام آور جدا دستش ز پیکر می شود

فرزندهای مرتضی فردا به میدان دَغا                     عون دلاور غرق خون صدپاره جعفر می شود

شیر خدا باشد کجا فردا که تا در نینوا                   بیند جوتنان جمله را با خاک همسر می شود

شمر لعین فردا رسد در کربلا با کوفیان                 با زاده سعد لعین ملحق به لشکر می شود

دامادی قاسم شود فردا مبدّل بر عزا                   بر حجله گاهش ناله ها از دل مکرّر می شود

امشب حسین در خیمه گه بنشسته با همصحبتان          فردا جدا در قتلگه از پیکرش سر می شود

امشب جوانان حسین دلشاد و خرّم جملگی        فردا به میدان چشمشان با خاک همسر می شود

شایق ز ذکر نوحه ات شد عالمی در بحر غم            این ذکر اگر کمتر نشد غم ها فزونتر می شود

به نقل از: دیوان شایق:ناشر :مولف، چاپ اول: ص۷۰ و ۶۹)

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم اسفند 1391ساعت 12:16  توسط د.هادی جاهد  | 

قمر الزمان درخشان شاعر شعر های سپید شاعر شهرستان فسا

قمر الزمان درخشان در شهرستان هزار شهید فسا به دنیا آمده است.از آغاز زندگی به قالب های شعری گوناگون به ویژه قالب های آزاد و سپید توجه و علاقه ی بسیار دارد.این علاقه در طول زندگی با این شاعر توانا همراه بوده است .اکنون با دفتر شعری از ایشان با نام "پرواز خیال" از جانب انتشارات رجاء تهران در سال 1387 به چاپ رسیده است. در این کتاب در دوقالب شعر سپید و غزل شعرهای زیبایی را در دست داریم.

نمونه ای از شعر ایشان:

                                                       خسته از جدایی

شده خسته از جدایی دل پاک و با وفایم                               به خدا کنم توکّل که ز غم کند رهایم

بنمود خون به قلبم غم و درد این فِراقت                                 بِکشد ز جان چه آهی، دل زارِ بی نوایم

شده روز و  شب دعایم که در این جهان خدایا                       نشوم دچار هجران و رَِِسم به آن هُمایم

چو خورم ز دست ساقی من از آن می صبوحی                      برسم به وقت رفتن به بهشتِ با صفایم

قمرم: دلم قوی شد به دعای مستمندی                                 براسان به آرزو، آن دلِ پاکِ با خدایم

(به نقل از:پرواز خیال،قمر الزمان درخشان، انتشارات رجاء تهران، 1387، ص 13)



+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آذر 1391ساعت 14:21  توسط د.هادی جاهد  | 

مهسا عرب پور شاعر بوستان اندیشه شاعر شهرستان فسا

مهسا عرب پور در شهرستان فسا چشم به جهان گشوده است. با علاقه ای فراوان به شعر و شاعری می پردازد.مجموعه شعرهای این شاعر فسایی با عنوان"از هپروت تا ملکوت" در سال 1389 به چاپ رسیده است.

می گویند شعر در بستر عاطفه  معنی می یابد و با بال خیال در آسمان اندیشه به پرواز در می آید.آری شاعر معاصر امروز عموماً به تحکیم درونمایه  ها پرداخته و با گرایش به ساخت و پرداخت ظواهر نوآورانه، اندیشه های مختلف زندگی امروزی ما را با صورت هایی دلنشین به تصویر می کشد.شکل و محتوا در پژوهش های فلسفی معاصر دو صورت اثرگذار از گوهری همسان پدید آورده است که جدایی هر یک به آسیب منطق عقلی زندگی اجتماعی معاصر خواهد انجامید.از همین جهت است که  همگامی فلسفه ، اندیشه و شعر به استحکام هرچه بیشتر قالب های شعری به ویژه غزل معاصر انجامیده است.وجود واژگان پر احساس و با بار عاطفی سرشار در شعر زنانه ایران ما را  از جنبشی بی همانند در ادبیات معاصر با رویکردی اندیشه محور آگاه می سازد

نمونه ای از شعر این شاعر:

جام است و مرا رفیق غم خواهد کرد               آیینه ی هستی عدم خواهد کرد

تنهایی بی حساب و خاموش مرا                  می آید و همنشین غم خواهد کرد

گاهی به کفاف خود مرا زنده کند            گه کشته ی درد بیش و کم خواهد کرد

بر لوح دل فسرده خون خواهد ریخت            پیمانه ی سینه غرق دم خواهد کرد

مشتاقی پاهای ترک خورده ی من             این مهلکه طی ، قدم قدم خواهد کرد

گفتند مرا که فرط رسوایی تو                    کام دو جهان پر از صنم خواهد کرد

(از هپروت تا ملکوت، مهسا عرب پور(صنم)، چاپ آفرینش ،1389، ص)

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آذر 1391ساعت 13:56  توسط د.هادی جاهد  | 

محسن پاک آیین شاعر مناجات های صادقانه شاعر شهرستان فسا

محسن پاک آیین در آذر ماه سال 1333 در شهرستان فسا دیده به جهان هستی گشود.مطالعه در جنبه های گوناگون زندگی ،شوق سرودن را در این مرد پر احساس بیدار می ساخت.با ورود به دوران پر شور جوانی این احساس رنگ تازه ای به خود می گرفت و این شاعر جوان را به مطالعه و کنکاش در شعر شاعران مشتاق تر می ساخت.با شروع تحصیلات دانشگاهی در رشته ی علوم سیاسی از سال 1354 به این عرصه راه یافت.در سال 1366 کاندید انتخابات مجلس شورای اسلامی گردید و این خدمت شایسته را در رقابت با دیگر کاندیدا ها به نماینده ی برگزیده مردم شهرستان فسا واگذار کرد.

این مرد توانا در عرصه های گوناگون به فعالیت پرداخت و از ایشان کتاب هایی از جمله: سفیران پیامبر اعظم(ص)' شناخت نو محافظه كاران آمريكا ' ،' سياست و حكومت در آفريقا' ، ' پنجاه سال مناسبات ديپلماتيك ايران و تايلند' ترجمه کتاب جهاني كه در آن بسرمي بريم' از ماهاتيرمحمد ' چهل ماه درسرزمين طلايي ' خاطرات ماموريت تايلند و چهار سال در سرزمین تیمور،خاطرات ماموریت در ازبکستان به چاپ رسیده است..ایشان تا کنون به عنوان سفیر جمهوری اسلامی ایران در کشورهای زامبیا، ازبکستان، تایلند به خدمت پرداخته اند.

تمامی فعالیت های این مرد بزرگ و ادیب توانا در سایه ی احساسات جوشان شاعری و زمزمه های پر احساس عشق به پروردگار هستی دارای معنایی عمیق اسلامی  است.خواننده با خوانش شعرها این احساس را در می یابد که روح این مرد پر احساس با خداوند یکتا به راز و نیاز و مناجات صادقانه می پردازد.

شعر ایشان:

ای حضرت دوست من فقیرم تو غنی                     کی یار شود همچو تویی با چو منی؟

با این همه احوال ، منم واله تو                                 شاید نظری بر من مسکین فکنی

**

                                             در آرزوی تکرار

یا رب اجازه فرما میخانه باز باشد                             تکرار میگساری بر ما مجاز باشد

مستی ما ز وصل و ، اندوه ما ز فصل است                خرّم که روز وصلت ، روزی دراز باشد

گو با شراب زمزم ، آب وضو بسازیم                         کاین بهترین طهارت بهر نماز باشد

گردش به گِرد بیت و سعی صفا و مروه                 در مکتب خرابات ،پر رمز و راز باشد

صد بار گر برانند ما را ز خانه ی دوست                     با صد نیاز آئیم، گو او به ناز باشد

محسن به وقت مستی گو با خدای هستی              یا ربّ اجازه فرما میخانه باز باشد

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم شهریور 1391ساعت 1:32  توسط د.هادی جاهد  | 

منصور قاسمیان شاعر زمزمه ی اندیشه ها شاعر شهرستان فسا

منصور قاسمیان در سال 1336 در روستای خورنگان شهرستان فسا دیده به جهان گشود.معلمی و آموزش را در ضمیر آگاه خویش پروش داد و از سال 1359 در آموزش و پرورش فسا به تدریس معارف اسلامی پرداخت.این مرد سراسر احساس به زادگاه خویش عاشقانه می نگرد و همواره با تلاشی ستودنی در راه شناساندن اهمیت و جایگاه شایسته ی فرهنگی شهرستان و خورنگان به فعالیت پرداخته است.

این شاعر توانا دفتر شعری با نام "نقد جان" سروده است و در رباعی و دوبیتی سرایی نیز دستی توانا دارد.

شعر ،پاره ای از پیکر ادبیات است که باورها و اندیشه ها را به صورت بازتابی از زندگی به نمایش می گذارد.این باورها و اندیشه ها که غالباً هدایتگر می باشند نه تنها از جهت درونمایه بلکه از جهت ساختار واژگانی و آوایی بر مخاطب تاثیر دارند.پیدایش معانی در قالب لفظ همواره دغدغه ی اساسی شاعران گذشته و اکنون بوده و می باشد. این پدیده را که می توان از آن به ایده پردازی شاعرانه تعبیر نمود به عنوان یکی از تاثیرگذارترین عنصرهای شعری مورد توجه می باشد.این موضوع به عقیده ی ما جریان اندیشه ورزی فرهنگی در شعر معاصر است و این موضوع از این جهت دارای اهمیت است که شعر در ارتباطی تنگاتنگ با طبیعت ، محیط و اعتقادها به عنوان نیرومندترین وسیله ی هدایت احساس در مسیر شایسته انسانی، کارکردی کاملا فرهنگی دارد.شاعر با استفاده از ایده پردازی قابلیت تبدیل درونمایه های احساسی نهفته در آموزه های اسلامی را به عرصه های شاعرنه  از منابع نخستین اسلامی با قدرت بیشتر از منابع اولیه دارا می باشد"

نمونه شعر ایشان:

زمستان دلم در حسرت گل های خندانت                             فضای دشت سوزان دلم محتاج بارانت

در این غوغای دلگیری که جان ها خسته از خویشند                منِ آشفته دل، در حسرت گرمای دستانت

ز کف دلداده ای اکنون، گرفته شعله اندر کف                     نگاهم بر عبور جاده های سبز چشمانت

در امواج خروشانی که تخته کشتی ام بشکست               همین بشکستگی آورده ما را رو به سامانت

ره دیدار سد کرده است بر من خار صحرایی                     اقاقی های عاشق سر کشد از باغ و بستانت

زمستانم بهاری ساز از نو تا که جان گیرم                       تو شمع مجلس افروزی بیا "منصور " قربانت

**

رباعی

هذیان غزل، تب سرودن دارم                                 دلشوره ی عشق و شوق بودن دارم

پاشوره کنید بال پرواز مرا                                             زیرا که هوای پر گشودن دارم

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم تیر 1391ساعت 14:1  توسط د.هادی جاهد  | 

خداکرم سلیمی فر شاعر تاریخ اسلامی شاعر شهرستان فسا

خداکرم سلیمی فر در سال 1319 در شهرستان فسا دیده به جهان هستی گشود.از آغازین روزهای نوجوانی به جهان شناسی و مذهب عشق ورزید.این شاعر توانا شعر را در خدمت به جامعه انسانی در رنگ و بویی آیینی به کار گرفت.با جمع آوری شعرها و سروده ها کتابی را با نان"گلچینی از گلها" با الهام از آیه های نورانی قرآن کریم -تاریخ اسلام-مناجات و پندهای اخلاقی و عرفانی در کارنامه دارد.این شاعر اندیشمند در زمینه "دیرینه شناسی " نیز در حال پرداختن به مطالعات ارزشمندی می باشد.

"درونمایه همواره با لفظ در ارتباط پیوسته قرار دارد و در همراهی این دو شاکله ارزشمند است که محصول معنا در جریان انتقال مفاهیم به مخاطب نا آگاه و گاه فراموشکار ارتباط پدیده های محسوس و نا محسوس را متذکر می گردد.آنچه این جریان انتقال مفاهیم را از دیگر روایت های داستانی متمایز می سازد زاویه دید شاعر روایتگر با توجه به فراخور موضوع و رویداد های در هم تنیده پیرامونی است.به عقیده بسیاری بهترین درونمایه ها از جهت بار انتقال مفاهیم و معانی شعر هایی است که دارای راوی سوم شخص از نوع دانای کل می باشد به گونه ای که شاعر در بیرون از داستان یا موضوع مورد بحث قرار گرفته و به نقل داستان ها روایت ها و موضوع های ارزشمند می پردازد."

نمونه شعر ایشان:

                                      ستایش و اوصاف خداوند عز و جل

ستایش به آن ذات جل و جلال                                          به بخشنده و مهربان در مثال

خداوند کرسی و لوح و قلم                                                 حکیم و توانا و صاحب کرم

صنیع و الصناعات و جان آفرین                                              جهان آفرین و روان آفرین

خدایی که باشد سمیع الدعا                                            دهد بندگان را امید و رجا

قدیمی که احسان او شامل است                                   کمالی که اکملتر از کامل است

صبور و بشارت ده صابران                                              رئوف و معین و هو المستعان

سمیع و علیم و قسیم و عظیم                                      غفور و رحیم و حلیم و قویم

سخی و کریم و بود بی نیاز                                          مجید و حمید است و بنده نواز

خداوند لم یولد لم یلد                                                نه زاده نه زاید؛ وحید و احد

عطاپوش و غفّار و باشد عفوّ                                      بود لاشریک و ندارد کفوّ

عزیزی که یکتاست هم بی نظیر                                 به قدرت علی کل شیء قدیر

بود مالک الملک روز حساب                                     صبور است و صبّار و صاحب رقاب

قویّ و قسیم و قدیم و قدیر                                    بشیر و نذیر و خبیر و بصیر

جهان آفرین و جهان پرور است                               کرم پیشه و معدلت گستر است

حفیظ و مجیب و مشار و مشیر                             سریع الحساب و الیه المصیر

فرید است و فرد و ودود و حسیب                         به فرمان گرفته عتید و رقیب

به غفران بود غافر هر ذنوب                                 خطابخش و ستّار کل عیوب

سلیم و سلام است و عاری ز عیب                      نباشد به فرموده اش ظنّ و ریب

جمیل و جلیل است و صاحب جلال                      جواد است و هم قادر و متّعال

ندارد شریک و نه هستش مثال                          بود باقی و دائم و بی زوال

صبوح است و سبحان و ربّ الفلق                       پدید آور شامگاه و شفق

شکافنده ی ذرّه در زیر خاک                                وجود آور گوهر تابناک

صنیعی که در ابر نقش آفرید                              از آن تندر و آذرخش آفرید

هو الحیّ و قیّوم برٍّ وکیل                                  نجویی برایش مثال بدیل

صفاتش ثبوت است به اسماء نیک                     نه انباز دارد نه هستش شریک

بدیع السموات و دیّان دین                               هو الشّاهد و احکم الحاکمین

بشیر ، نذیر، سریع الحساب                           شدید العذاب و شدید العقاب

علیم است علّام قدوس و نور                         قدیم و مُهَیمِن عظیم و شَکور

بساط دو گیتی به امرش بسیط                     صفاتش علی کل شیء محیط

نباشد به ملکش کسی را شریک                  بود صاحب اقتدار و ملیک

نوازشگر خیل مستضعفین                           فرستنده ی آب روی زمین

بود خالق کلّ و مخلوق نیست                     غنیّ است و رزّاق و مرزوق نیست

ز رحمت بیاورده شیئی عجیب                     قریب است بر ساز حبل الورید

مصون است ذاتش ز کون فساد                  مرید اسا و مدرک، یگانه مراد

وجودی است واجب نه موجود کس              قدیم است و یکتاست؛ فرد است و بس

یگانه وجودی است خود آفرید                    خدای است و خود آی و ذاتش فرید

وجودش بود موجب واجبات                      ز کس بی نیاز است و قائم به ذات

همه عارضی اند و جوهر از اوست               صفاتش بود نیک و گوهر از اوست     

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم خرداد 1391ساعت 13:22  توسط د.هادی جاهد  | 

دکتر سید ابوطالب فنایی شاعر پرتو اندیشه های اسلامی از شهرستان فسا


ابوطالب فنایی در سال 1328 در روستای دستجه(ده دسته) شهرستان فسا زاده شد.خانواده این مرد بزرگ به دانش و علم آموزی شهرت داشتند.وی از دوران کودکی با اشتیاق از حضور پدر بهره ها برد و در علوم قرآنی، فقه و ادبیات فارسی توشه هایی ارزشمند برگرفت.قرآن کریم، نهج البلاغه ، صحیفه ی سجادیه ، گلستان سعدی و دیوان حافظ را از نفس گرم پدر که آموخته های جدّ بزرگوارشان  سیّد محمود فنایی را در سینه داشت ، به خوبی فرا گرفت.در پرتو همین اندیشه ها و آموزه ها بود که سیّد ابوطالب نیز آزادگی و ستم ستیزی را در پرتو اندیشه های اسلامی در وجود خویش بارور ساخت.

دوران دبستان را در صفا و صمیمیت روستا در دبستان محمّدی دستجه به پایان رسانید.برای ادامه تحصیل از روستا به شهر فسا رفت و آمد داشت و هر روز پیاده این مسیر را می پیمود و سرانجام دیپلم ریاضی را دریافت کرد.در سال 1346 با شرکت در کنکور به دانشگاه پهلوی(دانشگاه شیراز کنونی) راه یافت.و تحصیلات را تا دوره کارشناسی ارشد عمران ملی با گرایش جامعه شناسی در سال 1352 به پایان رسانید.برای ادامه تحصیل به استرالیا رفت و از دانشگاه کوئیزلند دکترای جامعه شناسی  دریافت کرد.

در سال 1355 فعالیت پژوهشی خود را در سازمان برنامه و بودجه استان اصفهان آغاز کرد.و در سال 1360 به عنوان کارشناس اعتبارات بازسازی مناطق جنگی راهی خوزستان شد و 8 ماه تلاش پیگیر را در مناطق جنگی جنوب به خدمت گذرانید.

در سال 1361 به دانشگاه شیراز پیوست و افزون بر تدریس در جامعه شناسی روستایی، اسلامی و مبانی ترویج در مرکز نشر دانشگاه به مقابله و ویرایش متن کتاب ها می پرداخت.در همبن زمینه در تلاشی پیگیر در برابر سازی واژگان انگلیسی و عربی بیش از 3200 واژه را مورد بررسی قرار داد.

حاصل تلاش این مرد بزرگ ترجمه و تألیف 14 کتاب و ویرایش بیش از 50 کتاب است. دکتر فنایی در سال 1373 به عنوان مترجم برگزیده استان فارس لوح تقدیر دریافت نمود.

افزون بر این فعالیت های ارزشمند در سرودن شعر نیز  توانا بود و شعرهای بسیاری از ایشان به یادگار مانده است.

این دانشمند فرزانه در اسفند ماه سال 1381 بر اثر عارضه ی قلبی چهره در نقاب خاک کشید و در حافظیه ی شیراز و در جواز آرامگاه حافظ شیرازی به خاک سپرده شد.

روحش شاد

"اصل مهمی که که در بررسی جایگاه قرآن کریم اهمیّت می یابد اثرگذاری های معنوی قرآن کریم بر انسان است.به گونه ای که در دل مخاطب خضوع و خشوع ایجاد کرده و منشأ اثرگذاری های معنوی و تحول آفرینی می گردد.این ویژگی در دوره کنونی ما در تحقیقات میدانی با عنوان هایی چون گوش سپاری به قرآن و تأثیرگذاری آن بر دل ها و تأثیرهای روحی و روانی آن مورد بررسی های فراوانی قرار گرفته است.

در زمینه تأثیر پذیری معنوی از قرآن کریم ، سحن های بسیاری بیان گردیده است کافی است با نگاهی کوتاه به تأثیرگذاری قرآن در جزیره العرب در دوره نزول قرآن کریم و تحول عمیق مردمان آن زمان و جدایی از جنگ طلبی ها و کینه ورزی ها به سوی آرامش و معنویت و اخلاق نگاهی گذرا داشته باشیم.پیوند این آموزه های اسلامی امروزه به عنوان چکیده ها و چکامه های معرفت و بینش در هنر و به دنبال آن شعر جایگاه بنیادی یافته است."

نمونه شعری از ایشان:

                                                  یا حق

امشب به حرا پور مطلّب به نیاز است         یثرب ز طنین نفسش مهبط راز است

گردون ز شعف در طرب و نغمه و ساز است    سیمای رخ بنت فلک بر سر ناز است

                              ناقوس برآمد که محمّد(ص) به نماز است

بر تارک افلاک نشان قدحش ماند              قوسین به پژواک ندایش به زبان خواند

انوار رخ یار ره سلسله پیماند                   طارم ز سما مقرمه ی مشک بیفشاند

                                 آوای محمّد (ص) علم و ادعیه بنشاند

جبریل به لرزه ست ز حسن ملکاتش         دیباچه ی عرش است مزیّن به کلامش

هستی رقم نائره ی عزّ و جلالش              مستان سماوی همه بر دوره ی جامش

                                   مبعوث محمّد(ص) ز پی امر الهش

اقرأ تو بخوان نام الوهیّت خالق                     برخیز مدثّر که شفق آمده صادق

برگیر ز کف بیرق توحیدی ناطق                     کعبه ست کمینگاه فرستاده ی حاذق

                                هشدار محمّد (ص) که توبی قدرت وافق

امشب به جهان منجی موعود تویی تو           از خلقت عالم همه مقصود تویی تو

مَحرَم به همه سِرّ عَلی الجُّود تویی تو           ختم رُسُل و عاشق معبود تویی تو

                               تسبیح محمّد (ص) که جهانِ بود تویی تو

بیت الحرم از مقدم تو کعبه ی پاک است       از لات و عُزَی نیروی توحید چه باک است

این خامه "فنایی" ز وصافش به مغاک است    از پرتو او خاک جهان هشته به خاک است

                           برخیز محمّد(ص) که جهانی به هلاک است

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391ساعت 10:38  توسط د.هادی جاهد  | 

سیّد نظام الدین هاشمی شاعر انقلاب اسلامی و ائمه طاهرین(ع) از شهرستان فسا

مرحوم حجت الاسلام و المسلمین سیّد نظام الدین هاشمی در 7 آبان سال 1297 ه.ش در خانواده ای روحانی و در روستای میانده شهرستان فسا چشم به جهان گشود.از جهت نسب پدری به خفر جهرم(خاوران) نسب می رسانید که پس از مهاجرت در فسا ساکن شده بودند.

سیّد نظام الدین علوم دینی را نزد پدر بزرگوار خویش و پس از از دست دادن پدر نزد مادر گرامیشان فرا گرفت.

این سیّد بزرگوار از شاعر بود و و کتابی را با نام " نغمه ی آزادی" در کارنامه دارد.شعرهای ایشان بیشتر پیرامون انقلاب اسلامی و اهل بیت  می باشد.ایشان در سال 1368 دعوت حق را لبیک گفت و روح پاکش به ملکوت اعلی پیوست.

"در ادبیات فارسی تلمیح ها به دو دسته "ایرانی" (اشاره به اسطوره ها و باورهای قومی، میترا باوری، زرتشتی گری و مانویت) و اسلامی( اشاره به داستان های قرآنی، احادیث، اخبار و روایات و گاهی پیوند آشنایی با فرهنگ های سامی و کتاب مقدس) تقسیم می کنند.ایجاز یا کمینه نگاری از نکته های دارای اهمیتی است که می تواند باعث تنوع تفسیری و خوانش های متنوع گردد.از آنجا که قرآن کریم نمونه ی بارز هدایتگری است ستایش های شعری با الگوبرداری از شخصیت های قرآنی خواهد توانست به اصلاح نظام اندیشه ای مخاطب یاری بسیار برساند.از همین رو پیوند حوادث تاریخی در قالب اشاره ها پیوند جامعه و انسان امروزی را با قرآن و اندیشه های اسلامی و قرآنی مستحکم تر خواهد ساخت."

نمونه شعری از ایشان:

                                                       بت شکن

ای بت شکن کعبه ی مقصود خمینی                                  ای نایب آن مهدی موعود خمینی

ایرانی و ایران به وجود تو کند فخر                                      تا ما برسانی تو به مقصود خمینی

ما شیعه ی اثنی عشر و پیرو قرآن                                    ما را برهان ز آتش نمرود خمینی

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم فروردین 1391ساعت 11:23  توسط د.هادی جاهد  | 

حمید کریمی شاعر جلوه های قرآنی از شهرستان فسا

حمید کریمی در سال 1335 در نوبندگان شهرستان فسا زاده شد.با دریافت مدرک کارشناسی زبان و ادبیات فارسی همزمان با پرداختن به دبیری به شعر و ادبیات عاشقانه نگریست و این موهبت الهی را در وجود خویش نهادینه ساخت.او همواره در خلوت ساعت ها در وادی شعر و احساس غرق می شود.

بارها سروده های خویش را در مطبوعات به چاپ رسانیده است.

نخستین مجموعه شعر ایشان "سینه ها و صخره ها"  است.

"شخصیت پردازی عنصری است که بر تمام مدار داستان گویی های شعری جریان می یابد و قهرمان شعر در بستری از واقعیت در عالمی خیال گونه نمود می یابد و در جریان شعور آگاه و ناآگاه مخاطب جای می گیرد.شخصیت این افراد نه تنها با توصیف مستقیم بلکه با توصیف محیط و فضا به مخاطب شناسانده می شوند.به این ترتیب قضاوت نهایی در مورد شخصیت ها بیشتر به مخاطب واگذار می شود.از این رو قبول و باور آنها در ذهن خواننده دشوار نمی نماید.کنکاش در ساختار روایی شعرها نمایانگر آمیختگی آموزه های انسانی و دینی در پایبندی به جنبه های مقدمه، گره افکنی ، کشمکش، و گره گشایی است.چیزی که بیشتر در داستان های قرآنی و داستان های واقعی نمود می یابد اما با کمی دقت همین ساختار در شعر نیز به گونه ای دلنشین و به صورت تصویرهای زنده و پویا جلوه گر گردیده است.پیوند اسلوب و تکنیک های داستانی با تکنیک های شعری خواهد توانست به شعر شاعر استحکام درونمایه دهد."


نمونه شعری از ایشان:

انتظار

یاران خدا را مرهمی من عاشق دیوانه ام                              مخمور چشم نرگس ساقی آن پیمانه ام

شمع و گل و آیینه را آذین راهش می کنم                          شاید شبی مهمان شود در خانه و کاشانه ام

از عشق او حیران شدم، حیران و سرگردان شدم              منزل به منزل می روم ، آواره و مستانه ام

ساقی بزم عاشقان، چرخی بزن در این میان                   ما را بنوشان می بزن بر ساغر و پیمانه ام

از غم مرا بیگانه کن، مخمور از آن پیمانه کن                   آتش بزن بر جان ما، ای شمع من پروانه ام

ای ضامن هستی بیا، سردار سرمستی بیا                  منظور من، مولای من، در شعر و در افسانه ام

غایب تویی، ما منتظر در انتظارت تا به کی                    خون جگر در ساغرم، دردانه ام، دردانه ام

در هجرت ای سرو روان تا چند سرگردان شوم               در مسجد و میخانه ها با این دل دیوانه ام


+ نوشته شده در  یکشنبه ششم فروردین 1391ساعت 16:38  توسط د.هادی جاهد  | 

مهراب داراب پور شاعر متخلص به راضی شیرازی شاعر شهرستان فسا

دکتر مهراب مهراب پور در سال 1338 در روستای دستجه فسا دیده به جهان گشود.در سرزمین فارس به کسب علم و دانش پرداخت.با پذیرفته شدن در دانشکده حقوق دانشگاه ملی ایران به تهران رفت و پس از مدتی به منظور تکمیل دوره های عالی و خارج فقه به انگلستان مهاجرت کرد.کارشناسی ارشد و دکتری خود را از دانشگاه های انگلستان دریافت کرد.زبان های انگلیسی ، فرانسه و عربی را در ایران ، عربستان ، فرانسه و انگلستان آموخت.هر چند وی شعرهای عربی و فرانسه و انگلیسی خود را به دست چاپ نسپرد ولی اکثر کتاب های حقوقی او به زبان فارسی و انگلیسی به زیور طبع آراسته شده و در دانشگاه ها تدریس می شود.در شعر و شاعری "راضی شیرازی تخلص می کند.از آثار شعری چاپ شده این شاعر می توان"سرمه بر مژگان زیبائی" را نام برد.

"نظریه بینامتنی که در عربی التناص و در انگلیسی intertext نامیده می شود در قرن حاضر مطرح گردید.این نظریه تبیین کننده نوعی نگرش به متن است که باعث بازآفرینی یک متن در متن های دیگر می شود.در دوره های قدیم نیز بحث های مانند سرقت های شعری ، اقتباس و تلمیح طرح گردیده است که شباهت زیادی با این نظریه دارد تا جایی که بسیاری تضمین را همان intertext دانسته و تلمیح را نیز از جمله سرقت های محتوایی به شمار آورده اند.اما آنچه بی هیچ درنگ به ذهن می آید استفاده از متون دینی تاریخی و فرهنگی در آثار ادبی است و بویژه شعر است.این نوع برداشت ها زمانی دارای ارزش ادبی است که از روح شاعر برخاسته و با متن های دینی و معرفتی هم راستا باشد.اما زمانی که شاعر در خلق یا بازآفرینی تصویر شعری خود از شعرهای دیگران استفاده کند این امر را بسیاری از ادیبان در محدوده سرقت های ادبی و ناپسند دانسته اند.ناگفته پیداست که پیوند متن های اسلامی با شعر به اعتلای هرچه بیشتر درونمایه های ادبی خواهد انجامید چنانکه در شعر  بسیاری از شاعران مشاهده می کنیم"

سروده ای از ایشان:

                                                  آتش عشق تو

چشم زیبای تو گویاست اگر بگذارند                                  بوسه بر لعل تو زیباست اگر بگذارند

معجز موسوی روح امین القدسی                                   چشم جادوت فریباست اگر بگذارند

شهد جان است غزل های دل صادق من                        هدیه بر نرگس شهلاست اگر بگذارند

ماجرای من و تو در دل این شهر غریب                            قصه ی عشق زلیخاست اگر بگذارند

چهره بگشا که رخت آب ز مهرویان برد                           لب تو غنچه ی رویاست اگر بگذارند

مهر ما و عطش شوق وصال لب تو                               تا ابد سحر و معماست اگر بگذارند

خنده های نمکین تو و شیرین دهنت                            هدیه ی خوب مسیحاست اگر بگذارند

جلوه های خوش و روح طرب انگیز وصال                       ویژه ی روح پریسا ست اگر بگذارند

در تب روح بنفشه که پر از وسوسه است                    شرم گلبوته ی عذراست اگر بگذارند

عشق معنای تو دور از هوس دنیایی است                  زخمه ی تار نکیساست اگر بگذارند

طاق ابروی تو از بهر نماز شب من                            معبد و دِیر و مصَلّاست اگر بگذارند

چاره ی عشق تو این است-صبوری-آری                     عاشقت سخت شکیباست اگر بگذارند

از سخن های ملیح و غزل شورانگیز                         آتش عشق هویداست اگر بگذارند

زین همه شعله که از سینه ی "راضی" سر زد            آتش عشق تو پیداست اگر بگذارند

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم اسفند 1390ساعت 18:57  توسط د.هادی جاهد  | 

هدایت اله تهرانی نوبندگانی شاعر دوبیتی سرا از شهرستان فسا

حاج هدایت اله تهرانی نوبندگانی متخلص به شاکر مدرک تحصیلی ششم ابتدایی قدیم دارد .ایشان در نوبندگان از توابع شهرستان فسا چشم به جهان گشود.در خانواده ای مذهبی رشد کرد و با سختی پروش یافت از همان دوران جوانی وارد نظام شد و پس از آن به کار در صندوق قرض الحسنه پرداخت. اثر ادبی ایشان کتابی است با نام " سوغات" که مجموعه ای از غزل ، مثنوی، دوبیتی و ... است.

قالب دوبیتی و رباعی که در وزن و مضمون با هم تفاوت دارند به گفته مشهور ساخته ذهن ایرانیان است. این دو قالب شعری به جهت کوتاه بودن مورد توجه بسیاری از ادبا در طول تاریخ قرار گرفته است. رودکی  پدر شعر فارسی مبدع آن بوده است.رباعی را به جهت چهار مصراعی بودن از لفظ رباع که از ربع  اربع و اربعه که در عربی به معنای چهار است گرفته شده است. ایرانیان آن را رباعی نامیده اند و دو بیتی را به جهت دارا بودن دو بیت اینچنین نامگذاری کرده اند.

چنان که مصطفی صادق الرافعی در کتاب خود تاریخ آداب العرب آورده است این قالب متعلق به ایرانیان است و عرب ها همین لفظ  را به زبان عربی وارد ساخته و قالبی را با نام "الدوبیت" به وجود آورده اند.شباهت ظاهری و محتوایی این دو قالب در دو زبان عربی و فارسی به در هم آمیختگی و گاه تقلیدهای متقابل در هر دو زبان انجامیده است.مشهورترین رباعی سرای ایرانی خیام نیشابوری و مشهورترین دوبیتی سرای فارسی باباطاهر عریان است.

آنچه در رباعی و دوبیتی مورد توجه است مضمون و درونمایه ها است که شاعر در قالب پند یا نصیحت یا یافته های زندگی و تجربه های شخصی در کوتاه ترین قالب شعری در اختیار مخاطب می گذارد.این دو قالب اگرچه کوتاه و به ظاهر ساده به نظر می آید اما در حقیقت دربردارنده درونمایه قصیده و گاه مثنوی هایی بلند است و اهمیت و ارزش ادبی آن در کنار عنصر کوتاهی و پرمغزی بر هیچ کس پوشیده نیست.این قالب که به زبان های دیگر جز زبان عربی نیز تاثیرگدار بوده است، در کنار قالب مثنوی  از تنها قالبهایی است که از زبان و ادبیات فارسی سرچشمه گرفته و بر ادبیات عربی  و سایر زبان های دنیا از طریق ترجمه اثرگذار بوده است. چند دوبیتی از ایشان:

خداوندا به حق  طور سینا            به حق مومنین پاک و بینا

به دورم دار از بخل و حسادت             دلم را صاف گردان همچو مینا

**

با یاد خدا ضمیرت آرام شود                   کارت به جهان به نیک انجام شود

هر کس که عبادتش کند با اخلاص         در جامعه سربلند و خوشنام شود

**

دانی که اجل همیشه اندر پی تست                تعقیب تو بوده است از روز نخست

پس کار خودت به زندگانی ساز درست              ایمان و عقیده ات مکن با رب سست

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم اسفند 1390ساعت 13:53  توسط د.هادی جاهد  | 

علی محمّد رعیت پیشه شاعری از سنان شهرستان فسا

علی محمد رعیت پیشه شاعر سنانی شهرستان فسا علی محمد رعیت پیشه در سال 1344 در روستای سنان شیبکوه فسا چشم به جهان گشود.تحصیلات خود را تا مقطع لیسانس الهیات ادامه داد و در آموزش و پرورش فعالیت خود را آغاز نمود.ایشان از بنیان گذاران بنیاد فساشناسی است و به شعر و شاعری عشق می ورزد.ایشان کتابی را با نام "فریاد در سکوت" در کارنامه ادبی خویش دارد.

یکی از کارآمدترین روش های جذب مخاطب و تاثیرگذاری بر روح و جان او بیان موضوع و پیام در درونمایه های قرآنی است.قالب های شعری با تنوع های گوناگون همواره در طول تاریخ این پیوند مبارک را حفظ کرده و ارائه راهکارهای تربیتی و بیان آموزه های دینی را به عنوان رسول باطنی انسان که همواره در پی اصلاح جامعه و ناراستی ها و دعوت به اندیشیدن به مکارم و خوبی هاست در بر داشته است.شاعر با روایت سرگذشت زندگی خویش یادآور سنت ها و بستر عاطفی جامعه پیرامونی خویش است که در بستر شویوه ای که می توان آن را شعر سرایی قرآنی نامید به روایتگری احساس و عاطفه درونی می پردازد. از ویژگی های این قبیل کارهای ادبی که در شعر به دلیل اثرگذاری بیشتر جایگاه ویژه ای یافته است هدایت مخاطب در مراجعه به متون اسلامی و تلاش پیگیر در استنباط پیوسته از متون اسلامی است.

شعری از ایشان:

پدر        

                  لاله زار باغ سبحانی پدر                                   منبع ایمان و احسانی پدر

                   جنّت هر کس بُوَد عمر دگر                           در جهان فردوس رضوانی پدر

                    آتش دوزخ بسوزاند گنه                                 فارغ از هر نار سوزانی پدر

                   بی تو می آید زهر سو درد و رنج                     بهر هر دردی تو درمانی، پدر

                     مکر شیطان دامن آدم گرفت                          فارغ از هرمکر شیطانی پدر

                   فرض گشته طاعتت بر ما همه                      چون وصیت گشته قرآنی پدر

                   عمرمان بی تو بدون حاصل است                   حاصل هر عصر و دورانی پدر

                   جمع گردند روز میزان انس و جن                       سربلند در روز میزانی پدر

                   دوست می دارم تو را از جان و دل                 چون انیس و یار رحمانی پدر        

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم اسفند 1390ساعت 13:31  توسط د.هادی جاهد  | 

محمد مهدی سیار شاعر متعهد و انقلابی شهرستان فسا

محمد مهدی سیار در سال 1362 در زاهدشهر شهرستان فسا دیده به جهان گشود.با گذرانیدن دوره های تحصیلی به دانشگاه راه یافت وی دانش آموخته کارشناسی ارشد دانشگاه امام صادق(ع) می باشد.سیّار شاعر متعهد و انقلابی شهرستان فسا است که در بیست و نهمین دوره جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران در بخش شعر مقام نخست را از آن خود ساخت. 

این کتاب با نام «حق السکوت»  از کتاب‌های انتشارات فصل پنجم است که به مرحله دوم داوری‌های بیست و نهمین دوره جایزه کتاب سال راهیافته است.این شاعر تا اکنون دو کتاب با نام های  "بی خوابی عمیق"  و "حق السکوت" را  به چاپ رسانیده است.

«بی‏خوابی عمیق» عنوان اولین مجموعه شعر محمد مهدی سیار است که شعرهای این شاعر جوان را از دوره دبیرستان تا امروز که دانشجو است شامل می‌شود.
این کتاب شامل ۵۰ شعر در قالب‏های کلاسیک و نو است و اشعاری با مضامین آیینی، اجتماعی و آزاد را در بر می‏گیرد.
سیار با این شعرها مقام اول بخش کلاسیک را در جشنواره بین‌المللی شعر فجر سال ۸۷ به دست آورده است.
همچنین «بی خوابی عمیق» محمد مهدی سیار به عنوان اثر برگزیده در بخش شعر بزرگسال در چهارمین دوره جایزه گام اول و شانزدهمین دوره انتخاب کتاب سال در استان کرمان انتخاب شد. همچنین این اثر، نامزد سومین دوره کتاب سال شعر جوان (جایزه قیصر امین پور) بوده است.

 دومین اثر سیار دفتر شعر «حق‌السکوت» دربرگیرنده ۴۲ غزل سروده شده طی ۱۰ سال اخیر درباره موضوعات مختلفی چون مسائل اجتماعی، عاطفی، حدیث نفس و آیینی است. «حق‌السکوت» به عنوان  برگزیده شانزدهمین دوره جایزه «کتاب فصل» شناخته شد.

این شاعر جوان و که هم اکنون ساکن تهران می باشد  دانشجوی تحصیلات تکمیلی در دانشگاه امام صادق (علیه السلام) است. ایشان به قالب غزل و قالب‌های آزاد علاقه ی فراوان دارد. در هردو  قالب به مفاهیم توجه بسیار دارد و اهل دقت‌ها و تأمل‌های ویژه شاعران مفهوم‌گرا است.

"قرآن و اهل بیت (ع) به عنوان مهمترین منبع معرفتی به نیازهای انسان پاسخ های مناسب داده است.از آنجا که دستیابی به این نیازها در ارتباط مداوم با دیگران و در ارتباط اصلی با منابع معرفت شناختی قرآن کریم و  امامان پاک نهاد  شکل می یابد از همین رو است که قرآن کریم در ایجاد نحوه و نوع ارتباط با دیگران آموزه های بسیار زیبایی را تدوین نموده است.زیست مطلوب اجتماعی انسان ها در بر دارنده ی بایسته ها و نابایسته هایی است که از طریق فضاهای عاطفی و شاعرانه قدرت تاثیرگذاری دوچندان بر مخاطب را می یابد و از همین رهگذر است که پیوند میان آموزه های آیینی با احساسات شاعرانه اهمیت بسیار دارد و انسجام و همبستگی اجتماعی در سایه ی معارف اسلامی از کوچکترین نتیجه های این تلاش های پسندیده است.شعر به عنوان بستر مناسب عاطفه و خیان این پیوند را در بستری مناسب پذیرا است و تنها به شاعرانی متعهد و پایبند به ریشه های اسلامی نیاز است تا این امر مهم در جامعه نمود بیرونی بیابد."

 از عطر یاسم                   

گرد هم آوردند ماتمهای عالم را                                  وقتی جدا كردند همدمهای عالم را

از ع‍ِطر یاسم بادهای ساحل غربی                             از یاد می‌بردند مریم‌های عالم را

تا صبح بر گلبرگ زردش اشک خواهم ریخت                 شرمنده خواهم كرد شبنم‌های عالم را

انگار یك جا بر سرم آوار می‌كردند                                      تیغ تمام ابن‌ملجم‌های عالم را

من پشت پرچین بهشت كوچكم دیدم                           هیزم به دوشان جهنم‌های عالم را

ما‌هم هلالی می‌شد و من در حلولی سرخ                         می‌دیدم آغاز محرمهای عالم را

****

****

                                     سیب سرخی سر نیزه ست...

زود بیدار شدم تا سر ساعت برسم                                    بایداین بار به غوغای قیامت برسم

 

من به "قد قامت" یاران نرسیدم، ای کاش                          لا اقل رکعت آخر به جماعت برسم

 

آه ،مادر! مگر از من چه گناهی سر زد                             که دعا کردی و گفتی به سلامت برسم؟

 

طمع بوسه مدار از لبم ای چشمه که من                             نذر دارم لب تشنه به زیارت برسم

 

سیب سرخی سر نیزه ست...دعا کن من نیز                      اینچنین کال نمانم به شهادت برسم

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم بهمن 1390ساعت 21:24  توسط د.هادی جاهد  | 

غلامرضا رضائیان شاعر دوبیتی سرا و نویسنده توانا از شهرستان فسا

غلامرضا رضائیان در بهارسال 1334 در ایل عشایر چشم به جهان گشود .با بهره گیری از استعداد سرشار و توانایی ذاتی که در وجود نهفته داشت در طول مدت چهار سال هشت پایه درسی را به اتمام رسانید و در سن 18 سالگی معلم شد. پس از ادامه تحصیل  در دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهرستان فسا در رشته ادبیات فارسی دانش آموخته گردید.با قلم زیبای خویش یادآور دوران ایل شد و کتاب "یاد ایل" را به زیور چاپ آراست.از این مرد بزرگ مجموعه شعر دیگری در قالب دوبیتی با عنوان "ناله ی نی" آماده چاپ می باشد.

"پیوند ذهنی شاعر با محیط پیرامونی از درونمایه هایی است که همواره مورد توجه و استقبال شاعران بوده است.ادبیات با محیط در تبادل مضامینی قرار می گیرد و همین تبادلات است که برای شاعر فرصت بازیابی خاطرات گذشته را در بستری از احساس های صادقانه فراهم می آورد.محیط های بکر و دست نخورده که از دغدغه های ماشین و صنعت تهی آرزویی است که در ذهن تداعی می شود و صفا و صمیمیت در محیط ساده و صمیمی آن روزگار احساس خوش گذشته را در خاطر انسان جاویدان می سازد.این پیوند ذهنی منحصر به ایران نیست بلکه در ادبیات بسیاری از شاعران عربی و این بازگشت به گونه ای مشابه مشاهده می شود.این برداشت ویژه شاعران از محیط های پیرامونی در گذار از جهان امروزی و پیوند با دنیای گذشته در بستری آرامانشهری و پاک از آلودگی ها و رنگ و ریا نمودی از  اتوپیا را به ذهن متبادر می سازد.این پیوند خواهد توانست شکست ها و ناکامی های دنیای معاصر را که زاده ماشینی شدن و فرار از طبیعت است به دست فراموشی بسپارد و به انسان آرامشی هر چند خیالی اما در بستری از آگاهی ببخشد."

ابیاتی چند از شعر بلند "یاد ایل":

یاد دورانی که در احشام و ایل                                      شور و شوقی در دل و سر داشتیم

سال ها با کوچ در دشت و دمن                                      گله میش و گاو و استر داشتیم

از مصیبت های شهر آسوده دل                                     در طبیعت حال دیگر داشتیم

کوچ، شهری زنده و سیّار بود                                        نظم و قانون و کلانتر داشتیم

بر بساط سبزه چادر می زدیم                                      بوی گل های معطّر داشتیم

کوهسار و آبشار و جویبار                                          مخملی از سبزه بستر داشتیم

آب پاک چشمه ای چون سلسبیل                               با صفا مانند کوثر داشتیم

شب نشینی در زمستان گرم بود                                نی زن و خواننده در بَر داشتیم

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم بهمن 1390ساعت 20:41  توسط د.هادی جاهد  | 

ابوعلی فارسی فسایی از نحویان برجسته ایرانی شهرستان فسا

ابوعلی فارسی فسایی در سال ۲۸۸ هجری در شهر فسا زاده شد .پدر او از نژاد ایرانی و مادر وی نسب به  بنی شیبان از قبیله های عربی می رسانید.البستانی در دایره المعارف خود آورده است که ابوعلی فارسی از ائمه نحو در قرن چهارم هجری است که در سال ۳۰۷ هجری قمری به بغداد رفته است.در معجم الادباء از یاقوت آمده است:"نام ابوعلی فارسی در عالم مشهور است و در تالیفات و در علم عربی یگانه زمانه است.بسیاری از شاگردان او می گویند او بالاتر از مبرّد است و ابوطالب عبدی می گوید: میان ابوعلی و سیبویه، ابوعلی در نحو تواناتر است.

این ادیب توانا با مهاجرت به شهر حلب در آنجا سکنی گزید  و  در همنشینی با سیف الدوله حمدانی به درس و پژوهش در زبان عربی پرداخت.عضد الدوله  در برخورد با جایگاه علمی ابوعلی به وی ارادت تمام ورزیده و درباره او می گفت"من غلام ابو علی فارسی در نحو هستم"

ابوعلی  به همراه ابن جنی شاگر خود که  به روایتی در سال ۳۲۱ هجری قمری در موصل زاده شده است و چهل سال در رکاب استاد خویش ابوعلی می ماند و از او بهره ها می برد در سال ۳۴۱ هجری وارد حلب شد.در همین شهر بود که ابوعلی فارسی فسایی "المسائل الحلبیات" را به جویندگان دانش املا می کرد و با متنبی نشست ها و نامه نگاری ها داشت.اما چنان که به نظر می آید این دو ادیب رابطه حسنه ای نداشتند و تنها در اواخر عمر ایشان است که در محضر عضد الدوله با هم نشست و برخاست مختصری داشته اند.

ابن جنی بعدها سخنان استاد خویش ابوعلی فارسی را در کتابی با نام"اللمع فی العربیه" گرد آورد و کلام استاد را جاودانه ساخت.در این کتاب کلیه خاطره ها و یادداشت ها ی استاد بی همتا در نحو و صرف جمع آمده و با تاویل و تفسیر شاگرد ممتاز ابوعلی، ظاهری شایسته یافته است.

ابو شجاع عضدالدوله یا فناخسرو (پناه خسرو) یکی از امرای خاندان آل بویه در ایران و عراق بود. او بزرگترین امیر این خاندان به شمار می رفت.ابوعلی فارسی در بغداد مشغول درس و بحث بود که ابوشجاع فنا خسرو ملقب به عضد الدوله او را به شیراز فراخواند تا فرزندان برادر را درس بیاموزد .ابوعلی نیز پذیرفت و نزد عضدالدوله منزلت والایی یافت.از اثرهای ارزشمند بازمانده از ابوعلی فارسی فسایی که نام آنها در کتاب وفیات الاعیان آمده است آثار زیر را می توان بر شمرد:

التذکره، المقصور و الممدود، الحجه، الاغفال، العوامل المئه، المسائل البغدادیات و الشیرازیات و القصریات و العسکریه و البصریه و المجلسیات" ، الایضاح، التکلمه فی النحو، است

ابو محمد قاسم بن احمد اندلسی می گوید: در مسائلی از نحو که منسوب به ابن جنی بود دیدم که گفته بود: هرگز از ابوعلی شعری نشنیدم.جز روزی که یکی از شاعران نزد او آمده بود و نامی از شعر به میان آمد .ابوعلی گفت: من با خواندن این شعر شما را شاد می کنم و ابوعلی سه بیت را که درباره پیری به عربی سروده بود، خواند:

"خضبت الشيب لما كان عيبا                                                  و خضب الشيب اولى ان يعابا
و لم اخضب مخافه هجر خل                                                      و لا عيبا خشيت و لا عتابا
و لكن المشيب بدا ذميما                                                          فصيرت الخضاب له عقابا"

ترجمه:

موهای سفید را حنا بسته ام اگرچه عیب به شمار آید و حنا گذاشتن بر موهای سفید بهتر از این است که عیب پیری بر من نهاده شود

و من از ترس جدایی دوست(مرد و زن) حنا نکردم و نه از عیب می ترسم و نه از سرزنش

ولی موهای سیاه مورد نکوهش است و من حنا را برای مجازات سفیدی موی سر،  بر آن نهاده ام.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آذر 1390ساعت 19:20  توسط د.هادی جاهد  | 

حاج میرزا حسن شیرازی فسایی نویسنده فارسنامه ناصری شاعر شهرستان فسا

حاج میرزا حسن شیرازی فسایی ملقب به حکیم باشی سال 1237 ه.ق در شهر فسا متولد شد.سه ماه پیش از تولدش پدر و چندی بعد مادرش را از دست داد و تا ده سالگی تحت سرپرستی مادربزرگ و سپس برادر ارشد خود کسب علم و ادب کرد.کتاب "فارسنامه ناصری" که به قول اعتماد السلطنه در کتاب مآثر الآثار از اعتماد الدوله ،الحق اثری جلل و تاریخی عظیم می باشد در دو گفتار تکمیل شده که گفتار اول در احوال پادشاهان و فرمانروایان و قسمت دوم در بیان صفحه ی فارس از شهر شیراز،علما و شعرا ،اعیان و بقاع و بساطین و بلوکات و ایالات و کوه ها و چشمه های فارس است.

فارسنامه در سال 1367 شمسی نیز به وسیله انتشارات امیرکبیر تهران در دو مجلد به همت دکتر منصور رستگار فسایی به چاپ رسید که کتاب سال جمهوری اسلامی نیز شناخته شد.

میرزا حسن فسایی علاوه بر فارسنامه دارای سه اثر دیگر است:

1-تفسیر حسن                     2-تحفه احتشامی                                      3-نقشه مملکت فارس

سر انجام این بزرگ مرد در سال 1316 ه.ق در 79 سالگی در شیراز درگذشت و در جوار قبر جد بزرگوارش بانی و واقف مدرسه ی منصوریه در همین مدرسه به خاک سپرده شد.روانش شاد باد.

دو نمونه شعر از ایشان در وصف شیراز و فسا

 

قطعه ای در قالب مثنوی در وصف شیراز

 

فارس را ،شیراز چون شیرازه است                                              وصف او بی حد و بی اندازه است

وصف او را من نتانم آورم                                                      هر چه آرم، باز گویک قاصرم

در تموزش، دم به دم باد شمال                                                 می وزد،گرما شود ز او پایمال

در زمستانش سراسر چون بهار                                             یخ نبندد جز سه روزی یا چهار

برف اگر بارد نماند هیچ گاه                                                فرّ خورشیدی کند آن را تباه

چون در او سرما و گرما پا نهشت                                         گشت مرداد و دی اش، اردیبهشت

درد و رنج مبرمی در او مبین                                              پس بگو او را بهشت دومین

سرخ رو با زرد رو از درد و رنج                                       گر کسی باشد ،بود نار و ترنج

باشد ار کس داغ بر دل، لاله است                                       ور کسی لب را گزد تبخاله است

نیست کس گریان،مگر ابر بهار                                          ور کسی افغان کند باشد هَزار

گر بجوشد کس، بود خم شراب                                         ور خروشد کس بود چنگ و رباب

 

شعر ایشان درباره فسای آن روز:

 

حدائقش زده پهلو به هشت باغ بهشت                                  ز گونه گون فواکه، ز گونه گونه ثمار

ز هر نهال برومندش آشکار ترنج                                        بسان گوی زنخ بر فراز قامت یار

نهال، گوی زر آورده بار، از نارنج                                       حدیقه کرده روان جوی سیم از انهار

نسیم او،همه دلکش تر از نسیم بهشت                                   هوای او همه خرم تر از هوای بهار

ز لاله هر دمن اوست کوهی از یاقوت                                 ز سبزه هر چمن اوست کانی از زنگار

ز بسکه زمزمه سار خیزد از هامون                                  ز بس که قهقهه کبک آید از کهسار

فضای دشت پر از صوت های موسیقی                             هوای کوه پر از لحن های موسیقار

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم آبان 1390ساعت 15:3  توسط د.هادی جاهد  | 

محمد کریم حامد فسایی صاحبدلی از شهرستان فسا

محمد کریم پوردادیان مشهور و معروف به  "حامد فسایی" در سال 1280 شمسی در فسا دیده به جهان گشود.سراینده کتاب شعری به نام "عشقنامه"(که در حدود 15000 بیت است) می باشد.وی صاحب کتاب دیگری به نام "هوس نامه" است که حاوی اشعار اوست.او پیرو طریقت نعمت الهی و در بازار فسا به شغل خرازی اشتغال داشته است.گرچه او در سال 1368 شمسی دار فانی را وداع گفته اما غزل های عرفانی و اجتماعی او همیشه زنده و پر طنین بر زبان عارفان و صاحبدلان جاریست.

اشعار زیر از اوست:

ای آنکه به غیر از تو تمنای کسم نیست                                   در دل بجز از دیدن صُنعت هوسم نیست

هر دم نفسی می زنم و می روم از خود                                      جز شاهد رویت به میان نفسم نیست

مرغ دلم از خانه تن گشته گریزان                                           گوید بخدا هیچ هوای قفسم نیست

گفتم به دل خون شده بگریز به کویش                                       فریاد برآرد که به او دسترسم نیست

جنگی است میان من و دل در پی عشقت                                 بنگر که بجز لشکر غم پیش و پسم نیست

کاری بکن آخر که کنی دفع خمارم                                       گر جمله جهان باده شود باز بسم نیست

در وصف گل ای باد صبا خوبطرب باش                              من بلبل گلزارم و جز خار و خسم نیست

ای محتسب امشب دلم از درد تو برهان                              جز قوّت و نیروی تو میر عسسم نیست

با من سخن از عشق بگو تا که بگویم                                در دل بجز از نای تو بانگ جرسم نیست

"حامد"بنما درد دل خویش به جانان                                 گو بر در این خانه بجز ملتسمم نیست

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم آبان 1390ساعت 15:0  توسط د.هادی جاهد  | 

غلامحسین موسی زاده شاعر اندیشه از شهرستان فسا

غلامحسین موسی زاده ادیبی است هنرمند که در نور ستاره ها غرق می شود و در نسیم شامگاه با کلامی سبز و قاطع،مهربانی را به دل های مشتاق هدیه می دهد.

غلامحسین موسی زاده متخلص به "اندیشه" در سال 1327 در شهرستان فسا متولد شد.سرودن شعر را از سالهای آخر دبیرستان 1346 آغاز کرد.او که کارمند بازنشسته سازمان آب فارس بوده تا کنون با روزنانه ها و مجلات و انجمن های ادبی مختلف همکاری داشته و سال ها عضو هیئت امنای انجمن شعر و ادب شهرستان فسا می باشد.

مجموعه ی "ابری دل" که در سال 1384 به وسیله انتشارارات صباگستر فسا به چپ رسیده است از ایشان است.

مدد نما ای عشق       

همیشه مایه ی ویرانی دلم این بود                                   که حکم چرخ خطا بود و چاره تمکین بود

به یک نگاه نظر می کنم به رفته ی عمر                          به سال های سیاهی که سرد و غمگین بود

ز استغاثه نشد مستجاب آمدنت                                              اگرچه دیده پر اشک ما خدابین بود

بیا که بی تو نگردد به کام ما این چرخ                                      همیشه گردش ایام بر سر کین بود

قماربازم و با باخت الفتی دارم                                                 که بُرد در یَد مردمان بی دین بود

تو در قنار قیامت مدد نما ای عشق                                     مرا که باختنِ هست و نیست، آیین بود

بده به وادی محشر تو خال بالا را                                            که خال بازی دنیا همیشه پایین بود

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم آبان 1390ساعت 10:57  توسط د.هادی جاهد  | 

محمد تقي كامگار فسايي شاعر مرثیه ها از شهرستان فسا

محمد تقی کامگار فسایی سال 1304 شمسی در فسا زاده شد و سلسله نسبش به ملوک شبانکاره می رسد.تا کلاس هفتم آن زمان در فسا درس خواند و در سال 1315 گواهی ششم ابتدایی را از دبستان روزبهان گرفت. سپس به شیراز رفت و گواهی نامه سوم و چهارم متوسطه ی خود را از دبیرستان شاهپور دریافت نمود.سال پنجم متوسطه خود را به عنوان شاگردی از شاگردان مرحوم دکتر حمیدی شیرازی که بدان فخر می کند گذراند.به علت فوت پدر و همچنین ازدواج درس را رها کرده و در مزرعه موروثی به کار زراعت پرداخت.در سال 1330 از دانشکده علوم دانشگاه تهران در رشته فیزیک موفق به اخذ درجه لیسانس شد. و در دبیرستان های تهران کار تدریس را آغاز کرد، به مدت نه سال هم در دانشکده افسری ،مکانیک آنالتیک و نیدریک و پنج سال هم در تیپ تعلیمات نیروی هوایی فیزیک و مکانیک تدریس نمود و سرانجام پس از سی سال خدمت به افتخار بازنشستگی نایل آمد.در سرودن شعر صاحب قریحه است و بیشتر شعرهای خود را در رثای همسرش سروده است و کتاب "یادگار عمر" اولین اثر چاپ شده ایشان است.

نمونه ای از کارهای ایشان

روز نوروز است یار گل عذار من کجاست                               در چمن یاران همه جمعند یار من کجاست

دل پر از شادی دهان پر  خنده بود                                 یا رب آن شادی کجا سیمین عذار من کجاست

رفت و از من برد آرام و قرار                                              صبر و تابم رفت از کف آن قرار من کجاست

اندُهم  یار است و بار غم چو کوهی بر دلم                    رفت از دل شور و شادی غم گسار من کجاست

زندگی مان بود شور عشق با صدها امید                                 نیست امیدی دگر امیدوار من کجاست

روز نوروزم شب تار است بی دیدار او                                   با که باید گفت کو آن گل عذار من کجاست

"سن خوزه کالیفرنیا ؛آوریل 1988"

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم آبان 1390ساعت 20:31  توسط د.هادی جاهد  | 

روزبهان بقلی فسایی شیخ شطاح شاعر جذبه های عرفانی شهرستان فسا

روزبهان بقلی فسایی در سال ۵۲۲ یا ۵۳۰ ه -ق مصادف با حکمرانی "المسترشد بالله" و حکمرانی سلطان سنجر سلجوقی در ایران و حکومت سلطان محمد بن مکشاه در شهر فسا از سرزمین فارس زاده شد.پرفسور کارل و ارنست در کتاب خود به نام "روزبهان بقلی"{ترجمه کورس دیوسالار} می نویسد:"نام روزبهان مرکب است از دو جزء :روزبه+ آن} به معنای نیک روز و خوشبخت.

روزبهان دارای القاب ریادی از قبیل:سید الاقطابُ سلطان العرفاُ برهان العلماُ قدوه العشاقُ قطب المحققینُ شیخ شطإاحُ است.که بیشترین شهرت وی شیخ شطإاح بوده است.گویند شیخ شطاح از این جهت لقب وی بوده است که در حالت های وجد و شوق کلماتی می گفته که ظاهر آن با شرع منافات داشته است.و نسبت "بقلی" را بدان جهت به وی داده اند که وی در "فسا" دکانی داشته که در آن "بقل(۰به معنای سبزیجات و گیاهان رسته از زمین) می فروخته است.

دانشمند محقق جناب دکتر غلامعلی آریا در کتاب روزبهان (شیخ شطإاح) از قول استاد غلامحسین ندیمی نوشته اند:"شیخ از طایفه دیالمه ساکن فسا بوده است که از زمان دیلمیان مخصوصا در زمان عضد الدوله عده ی زیادی از این طایفه در فسا سکونت کرده بودند.این طایفه بعدها چون سایر اهالی فسا مورد هجوم طوایف شبانکاره(واقع در فارس خاوری) و بعضی از امرای سلجوقی قرار گرفتند و چنان که به نقل از تاریخ "ابن اثیر" آمده است"آلب ارسلان داود سلجوقی" از خراسان به فسا می رود و حکمران شهر فرار می کند و او در حدود هزار نفر از رجال دیلم فسا را از دم تیغ می گذراند"

تحصیلات:همانطور که معمول بوده است شیخ نخست قرآن را فرا می گیرد وی قرآن را حفظ می کند سپس تفسیر قرآن را در دو کتاب تصنیف می نماید.شیخ فقه و حدیث و علوم ظاهری را نیز فرا می گیرد.بعد از ۲۵ سالگی از فسا به شیراز می رود ودر رباط "ابو محمد الجوزک" مسکن می گزیند.شیخ مسلمان سنی و پرو مذهب شافعی بوده است اما فرزندان وی ظاهرا به تشیع مایل می شوند. وی در تفسیر و تاویل، حدیث، فقه، اصول،تصوف، تالیفات بسیار و گسترده ای دارد که برای مطالعه این آثار می توان به کتاب های مرجع و نیز کتاب پلکان های نقره ای جعفری فسایی و سلیمان پور  ص ۲۳ تا ۳۵و "فارسنامه ناصری" به تصحیح دکتر منصور رستگار فسایی مراجعه کرد.

شعر روزبهان علاوه بر این همه وسعت و درجا های عالی علمی شعر را نیز نیکو می سرود.و از آ؟نجا که مسلک او عشق به خدا و حقیقت بوده است تار و ژور شعرهای خود را از دل بیرون کشیده و به زبان دل بیان کرده است

اما نمونه غزلی از میان انبوه رباعی و دوبیتی  و قطعه و تک بیت های روزبهان فسایی:

چون فرو شد زورق از دریای اخضر نیم شب                    شد جهان مانندهمچون دریای عنبر نیم شب

سر نهادند از تحیر خلق بر بالین خواب                           من ز خواب غافلان برداشتم سر نیم شب

بارگاه عشق را چون دیدم از اغیار پاک                          حجره ی خاص فلک را کوفتم در نیم شب

در گشادندم که تنها بودم و دل سوخته                        طالب و عاشق چو ابراهیم آزر نیم شب

چون درون اندر شدم دیدم جهانی را چو خود              چشم ها پر اشک و رخ بر گوهر و زر نیم شب

صد هزاران عیسی و موسی و ابراهیم و نوح              بر سر از خاک تحیر کرده افسر نیم شب

ای بسا سر قدم کاندر سحرگه می زنند                        ارغنون عاشقان در سرّ آزر نیم شب

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم مهر 1390ساعت 9:57  توسط د.هادی جاهد  | 

ملا محمّد اسماعیل مطبوعی شاعر مرثیه سرای فسا

مرحوم ملا محمّد اسماعیل مطبوعی از شاعران  و مرثیه سرایان فسا دوم فروردین ۱۲۵۰ شمسی در فدشکویه  و به قولی در محله پایین فسا دیده به جهان گشود.

پدر  وی مرحوم محمّد ابراهیم نیز از اساتید مکتب خانه های قدیم بوده است.مرحوم ملا محمد اسماعیل تحصیلات خود را زیر نظر پدر و مادر خود در مکتب خانه های قدیم در علوم قرآنی و اسلامی انجام داده و به دلیل تبحر و تیزهوشی به زودی خود صاحب مکتب خانه می شود که بزرگان لقب "ملا" را به او می دهند.ایشان از سن ۳۰ سالگی یعنی از حدود ۱۲۸۰ شمسی به سرودن شعر می پردازد که اکثرا به صورت تعزیه و مرثیه بوده است.تنها اثر ارزشمندی که از ایشان باقی مانده کتابی به نام"تظلّم نامه" است که داستان جنگ کاظم خان بهارلو می باشد و تصویر زیبایی از حوادث حدود بین ۱۰۰ الی ۸۰ سال پیش فسا است که خود در خاتمه ی کتاب تاریخ به پایان رسیدن سرودن اشعار )که تمامی به سبک مثنوی می باشد( سال ۱۳۴۷ هجری قمری مطابق با ۱۳۰۶ هجری شمسی ذکر می نماید.

ملا محمد اسماعیل مطبوعی پس از گذراندن ۷۷ سال عمر،سرانجام در سوم خرداد ۱۳۲۷ هجری شمسی دار فانی را وداع گفت و در قبرستان معروف به "قبله ی دعا" که چند سالی است به کلی از میان رفته است رو به روی شاهزاده قاسم به خاک سپرده می شود.

نمونه شعر ایشان:

شنیدم این سخن از قول استاد                                 به سلطان هر که در افتاد و ر افتاد

کتاب جان کاظم شد به اتمام                                        تمامی گفتم از آغاز و انجام

بعون الله شد ختم کلامم                                          ولی صد حیف گم گردید نامم

نخواندم در زمانه درس هیئت                                  نه صرف و نحو نه راه طریقت

هر آنکه سحو نسیانی ز من دید                           نماید عفوم از احسان و  بخشید

..............الی آخر

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم مهر 1390ساعت 22:4  توسط د.هادی جاهد  | 

زین العابدین حیران شاعر قرآنی شهرستان فسا

حاج زین العابدین حیران فرزند مرحوم مصطفی حیران ۵ تیرماه ۱۲۹۴ شمسی در محله پایین شهر فسا دیده به جهان گشود و همچون پدر خویش شغل آزاد خرید و فروش پوست بره و فرش را انتخاب نمود.از سن ۵ سالگی در مکتب مرحوم ملا حسین یزدی عموی خود درس مقدمات آنروز را شروع نمود. سپس قرائت قرآن و تفسیر و حدیث نبوی را نزد مرحوم حاج مهدی منزوی آموخت.تجوید و قواعد قرآنی را از محضر مرحوم شیح محمّد بحرانی یاد گرفت و سرانجام علم عروض و بحور علم بدیع را از محضر مرحوم شیخ محمّد جعفر فاخری (یکی از فقها و بزرگان ادب فسا)بهره برد.در شعر پیرو سبک و سیاق مولوی و حافظ و سعدی است و بیشتر اشعار او انتقادی ،مذهبی و اجتماعی می باشد.از ایشان دفتر شعری به نام"دیوان اشعار" افزون بر ۵۷۰۰ بیت در بر دارنده غزلیات ،رباعیات ،تضمین ها که به وسیله یکی از دختران فرهیخته ایشان به زیور چاپ آراسته شده است،باقی مانده است.تاریخ وفات ایشان ۱۴ آذر ۱۳۷۴ شمسی است و پیکر این بزرگوار در حیاط شاهزاده قاسم از بقاع متبرکه شهرستان فسا در خاک آرمیده است.روحش شاد و اندیشه اش جاوید.

یک بند از شعرهای ایشان که ترجمه ی زیبایی از دعای ابوحمزه ثمالی است:

بارالها من ادب با این عقوبت ها مکن                          حیله و مکر است اگر در حق من اجرا مکن

از کجا خیر است در کارم که خیر در دست تواست             تشنه ام آبم بده رد از لب دریا مکن

از کجا راه نجات است هر طرف ره بسته است                جز در لطف خودت درهای دیگر وا مکن

بی نیاز از رحمت تو نیستم رحمت فرست                    من تجرّی کرده ام کردم بدی افشا مکن

راضی از من نیستی درمانده ام فریادرس                   نیستم از قدرتت خارج مرا رسوا مکن

یارب و یاربّ و یا رب گفتن من بندگی است               بنده ام درمانده ام،بیچاره ام مولا مکن

من تو را بشناختم من را دلالت می کنی                 دعوتم کردی به سویت رّد من آقا مکن

گر نبودی تو نبودم من که بشناسم تو را                  من تو را دیدم خدایا دیده نابینا مکن

می کنم حمد و ثنایت باز می خوانی مرا                گر بطیئم ،کن اجابت من ادب فردا مکن

می کنم حمد و ثنایت هر سوالی می کنم            می دهی من از عطایت بخل من رویا مکن

می کنم حمد و ثنایت حاجتم در خلوت است        تو شفاعت می کنی از من،سرم سودا مکن

می کنم حمد و ثنایت باز می خوانم تو را                  گر بخوانم غیر تو نطق مرا گویا مکن

می کنم حمد و ثنایت چون تویی امید من                 از کس دیگر ندارم من امید  رسوا مکن

می کنم حمد و ثنایت واگذارم می کنی             ای خدا قطع کرم بر من تو در عقبی مکن

می کنم حمد و ثنایت دوست می دارم تو را        نیستم من بی نیاز خوارم تو در دنیا مکن

می کنم حمد و ثنایت بردباری می کنی                از گناهم غافلم یا رب مرا رسوا مکن

تو سزاواری ستایش می کنم شایسته ای          من گنه کارم خدایا روی من هر جا مکن

دست آویزم دعای تو است هست در دست من            ردّ حیران ای خدای قادر یکتا مکن

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم مهر 1390ساعت 20:37  توسط د.هادی جاهد  | 

هادی عرفانی فسایی(بیدل عرفان) صوفی صافی ضمیر شهرستان فسا

هادی عرفانی فسایی ملقب به اعتماد العرفا ُمتخلص به بیدل عرفان در ۲۴ محرم الحرام سال ۱۲۸۹ ه۰ق در فسا چشم به جهان گشود.در دوران کودکی به فراگرفتن دانش پرداخت و پیوسته در روستای هارم اقامت داشت و به کشاورزی می پرداخت.در سال ۱۳۲۷ ه.ق در حلقه ی سلسله ی نعمت اللهی در آمد.

عرفانی از صوفیان صافی ضمیر به شمار رفته و دو کتاب به نامهای "تذکره العارفین" و "نصایح المبتدین" از او بر جای مانده است.او در سال ۱۳۳۳ شمسی به دار بقا کوچ کرد و در آن هنگام بیش از هشتاد سال داشت.

نمونه ای از شعر ایشان:

                                                                 غزل

ای برادر نگران باش جهان می گذرد                                شادمانی و غم و سود و زیان می گذرد

فقر و بیچارگی و نعمت شخص منعم                              هر دو با درد و غم و آه و فغان می گذرد

نقد عمری که به بازار جهان آوردند                                نیک بنگر که همه در غم نان می گذرد

منشین بی می و مطرب که جهان در گذر است            ای خوشا عمر که با دردکشان می گذرد

تیر آهی که ز دل های فقیران برخاست                       بر حذر باش که از جوشن جان می گذرد

بازی چرخ نگر وین فلک شعبده باز                          که به نیرنگ و فسون فاش و نهان می گذرد

گفت"عرفانی بیدل" سخنی نغز و لطیف                  در ادب کوش و هنر جو که جهان می گذرد

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم مهر 1390ساعت 8:43  توسط د.هادی جاهد  | 

عباس خبازی نوبندگانی شاعر شهدای کربلا از شهرستان فسا

حاج عباس خبازی نوبندگانی ساکن و اهل شهرستان فسا در سال ۱۳۲۸ در این شهرستان متولد شد بازنشسته آموزش و پرورش است .او سراسر عمر پر برکت و معنوی خود را به سرودن شعرهایی در مدح خاندان عصمت و طهارت گذرانیده است.

او چنان در رثای شهدای کربلا و آقا امام حسین(ع) می سراید که خود نیز مرثیه خوان شب ها و روزهای محرم می شود و با سرودن این شعرها و توسل به آستان مقدس انبیاء دل همه شوریدگان را به استقبال اشک و آینه می برد.

شاعر اهل بیت (ع) ما در چشمه ی مناجات به تماشای برگهای خیس خورده و شفاف می نشیند و بیداری لحظه هایش را مدیون بیت بیت غزل ها و اشک هایی می داند که در دوری از پروردگار بر کویر گونه جاری کرده است.

اثر این شاعر:کتاب"کویر لاله خیز" چاپ اول ۱۳۷۲ است که در مرثیه سرایی شهدای کربلا و شهدای جنگ تحمیلی می باشد

شعری منتخب از  آثار وی:

                                                 عشق حسینی

دمی که در حریم جان به مهرت اقتدا کنم                   تمام جان و هستی ام به پای تو فدا کنم

چنان شوم که عقل و دل ز من غریبه می شود          دو دیده بندم از جهان نظر به کربلا کنم

قدم قدم تو با منی منم که زائر تو ام                       شوم مقیم درگهت نگه به ماسوی کنم

تو ای بهار دلنشین به صحن بوستان                           تو ای نهال آرزو به درب آشیان

به چشمه سار زندگی رخت شده تجلیم               ز لاله های زلف تو به داغ مانده جان من

تو از کویر خاک و خون گذشته ای به یک نفس           نگاه کن تو در قفا به پای ناتوان من

درون آفتاب و خون تو را نظاره می کنم                سرشک دیده بهر تو گل ستاره می کنم

کنر بوته های خون ز نای دل نوا دهم                  به سجده در نمکاز خون به تو اقامه می کنم

تو گلشن نماز را از آن خود نموده ای                      من از بلندی اذان به تو اشاره می کنم

خوش آن دمی که با افق به کوی تو سفر کنم       مقیم درگهت شوم ز شور و شر حذر کنم

درون خیل عاشقان تو را نمایم آرزو                    حنای دولت تو را به سینه و به سر کنم

تمام لاله های تو  ز ده تر کنم                       تمام خاک تیره را به آه سیم و زر کنم....

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم مرداد 1390ساعت 14:38  توسط د.هادی جاهد  | 

حبیب عابدینی شاعر حماسه و مردانگی شهرستان فسا

حبیب عابدینی  در اردیبهشت ۱۳۳۷ در نوبندگان شهرستان فسا به دنیا آمد.با عشق و علاقه شعرهای فایز دشتستانی را از سن نوجوانی می خواند.شاهنامه فردوسی توانست از وی شاعری حماسی و مردانه بیافریند.

اما جنگ فضای دیگری فراهم کرد و حضور او در جبهه باعث شد به سرودن اشعار ملی حماسی بپردازد.

 شعر فارسی در بیانی شیواتر  زبان و ادبیات فارسی از زمان پیدایش تا کنون چون مار هزار پوست انداخته است تا به ادبیات معاصر رسیده و رنگی چنین یافته است در سبک خراسانی از واژه های ساده ی فارسی و در سبک عراقی از واژه های عربی و در سبک هندی از واژ ه هایی با بار معنایی فراوان به کار رفته است و بعدها در سبک بازگشت پیروی از سبک عراقی و و خراسانی به عنوان یک اسلوب ادبی پی گرفته شده است اما به عقیده ادیبان نوآور امروز باید به کلی با سنت خداحافظی کرد و از ادبیات قدیم جدا گردید و  بایست واژه ها و اسلوب ها را چنان به کار ببریم که نمودار دوره معاصر باشد  به عقیده آنها کاربرد هر واژه در زمانه خویش به دلالت ویژه ای رسیده است و امروزه آن واژه ها محکوم به مرگ هستند در نظر این گروه برای یک شاعر معاصر استفاده از کاربردهای  قدیمی  به جای کاربردهای معاصر واژگانی و اصطلاحی  عیب بزرگی به حساب می آید و نشان از غلبه عروض و قافیه بر شعر شاعر معاصر دارد و یا تخفیف واژه ها به عنوان مثال "ره" بجای"راه" یا جایگزینی واژگان پیشینیان شایسته ادبیات کنونی ما نمی باشد.مثال دیگر استفاده از خفته به جای خوابیده برازنده ی شعر امروز نیست چون این واژه ها هیچ جایگا هی در زبان امروز ندارند.
اما آنچه نیاز امروز ماست نوگرایی متکی بر سنت است ،بنای امروز ادبی ما رنگ آمیزی های متناسب با نیاز امروز ما را طلب می کند اما این رنگ آمیزی های ضروری نباید اساس ساختمان شکوهمند ادبی ما را منهدم کند.سبک و سیاق این بنای بلند را می توان -و می باید-مبتنی بر سلیقه امروز،سلیقه آدمهایی که در میانشان زندگی می کنیم و شرایط و محدودیت ها و امکاناتی که در آن قرار داریم بسازیم و برکشیم،اما مصالح و مواد این کاخ بلند را نباید سست و ناپایدار برگزینیم ،این شیوه فرخنده ای نیست که به بهانه ی ساده گویی ،به بهانه سلاست و روانی و هزارجور بهانه دیگر،واژه های سره فارسی -که کمی تا اندازه ای برایمان مشکل است -را دور بریزیم.
این شاعر ارجمند سروده است:
بی پا شوید و سر روان تا معبد عشق
با دل روید و جان دوان تا سرحد عشق
رقصان روید و پای کوبان و گرازان
خوش دل روید و جان نثاران و خرامان

ادیبی ارجمند در مجلس شعری بر این شعر خرده گرفته و واژه "گرازان" را نامانوس و ناپسند خوانده بود که معنایی ندارد و شعر را بی محتوا ساخته است.
شاعر در پاسخ به این ادیب غفلت از تمدن و فرهنگ پیشینیان و شاعران گرانمایه ای چون حافظ و فردوسی را شایسته این بزرگ ندانسته بود.
شاعر عزیز "حبیب عابدینی" نیز در پاسخ شاهد"گرازان" را در شاهنامه حکیم طوس به زیبایی یافته و در شعر خویش با نوآوری و طبع روان به کار بسته بودند؛ این نکته را چنین بیان داشته اند:
"با خود گفتم اگر عزیزی بدین پایه ارجمند یک بار و فقط یک بار شاهنامه حکیم طوس را می خواند دهها بار واژه "گرازان" را می دید و گمان می کرد ترجیع بند تمامی کلام سلطان سخن طوس است.

گرازان به درگاه شاه آمدند                                                       شکسته دل و عذرخواه آمدند

فرهنگ معین:"گرازان:جلوه کنان و خرامان"

مجموعه اشعار حبیب عابدینی با نام "شوکران" با مقدمه استاد دکتر احمد بهشتی روحانی و دانشمند گرانقدر شهرمان در سال ۱۳۸۴به چاپ رسیده است

گزیده ای از این مجموعه:

                                                 شوکران

یاد باد آن شیون پروانه ها                                           یاد مستی خوردن خم خانه ها

یاد آن دلدادگان سینه چاک                                               یاد آن پیغمبران خون تاک

یاد آن موسایی سبط آفرین                                              یا سبطی زادگان آن امین

یاد آن حوری وشان قافله                                                       یا آن غارتگران نافله

یاد مجنون زادگان ایل ما                                                 یاد موسی سیرتان نیل ما

عشق ما یاد بهارانت به خیر                                        جبهه یاد خوب یارانت به خیر

عطر جان افزای باروتت کجاست؟                             نغمه خمپاره پس سوتت کجاست؟

چفیه ها ای چفیه های سوخته                                    جز تو ما را نیست هیچ اندوخته

از حریر تافته طنازتر                                                         از پرند و پرنیان پر رازتر

ای منورها دمی روشن شوید                                     تیرها،بر سینه ام جوشن شوید

توپ ها بار دگر غرّش کنید                                            از چرای ماندنم پرسش کنید

یاد شیر جبهه یاد مرتضی                                          یاد محمود و حسین و مصطفی

یاد دورانی که عبّاس آفرید                                                لاله شولای قد یاس آفرید

وای قلبم باز از دستم پرید                                         صد بسیجی باز بر شعرم چکید

آی جبهه بی وفایی کرده ای                                          با من آهنگ جدایی کرده ای

یاد شعر جنگ و یاد شهریار                                                 یاد آن شیراوژنان روزگار

ای خروش حمزه در غوغای جنگ                                     وی سکوت حیدر اندر گاه تنگ

جنگ اگر خواهی ز طوفان زاده ایم                              صلح اگر گویی چو شبنم ساده ایم

جان به راهت جمله قربان می کنیم                           هرچه می خواهی بگو آن می کنیم

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم تیر 1390ساعت 18:28  توسط د.هادی جاهد  | 

فاطمه حکمتی شاعر با احساس و اندیشه شهرستان فسا

او که تولدش را با آمدن عروس فصل ها جشن گرفته اند در تاریخ ۱/۱/۱۳۶۹ در شهرستان فسا پابه عرصه زندگی نهاد.از کودکی با شاعری مانوس بود و غنچه شاعری وجودش به شکوفه های بهاری آراسته بود.در مجله هایی چون:سلام بچه ها،رشد،پیشگامان،سروش نوجوان،و خیمه ،خامه شعر و سخن پرورده است.زبانش نو  و امروزی است و در غزل و رباعی و دوبیتی و شعر سپید حرف های به دل نشستنی دارد. 

جنس لطیف زنانه همواره به پدیده های پیرامون از پنجره احساس نگریسته است. تصویرها  در نظر متفاوت و به دور از خشونت مردانه ی او  پرده ای لطیف است که اندوه ها و غم و شادی ها را با تب وتابی فراوانتر از آنچه مردان بر زبان دارند، به تصویر می کشد و در اشعار شاعران زن معاصر از هر نژاد وتبار و از هر رنگ و  زبانی که باشند، این دیدگاه رنگ نیرومند خود را از دست نداده و پیوسته نمایانگر احساس درونی وابسته و  لطافت دوست شاعر خواهد بود.لحظه ها از نگاه  یک جنس لطیف چنان تصویر می شود که تشبیه ها همه پنهان و استعاره ها بیشتر از نوع مصرحه است(مشبه به ها باقی و سایر ارکان حذف می شود.) .اگرچه پرواز در دنیایی باشد که الهام یافته از خیال شاعر است و واقعیت عینی و بیرونی ندارد اما توصیف ها در نگاه زنانه همه رنگ و بوی حسی یافته و مخاطب را به اوج نقطه احساس نزدیک می سازد

از اوست:

                                                        تفسیر

ای که چشمان تو مهمان نفسگیر من است          از چه رو حادثه ی فاصله تقدیر من است

با نگاهت همه اندوه مرا باور کن                       شاید این قسمت ما بود که تقصیر من است

اشک هایم همه شیرینی لبخند تو باد           خواب آن شب غزلی بود که تعبیر من است

مثل این حادثه ها غصه ی من تلخ تر است       چه کنم خاطر تو با من و زنجیر من است

خواستم از تو بگویم ولی افسوس نشد           چه بگویم که نگاهت همه تصویر من است

آخرین حرف من از پشت خیالم پیداست          یک غزل چشم به راهت غم تفسیر من است

یک رباعی:

با آمدنت بهار را آوردی                                           شادی و صداقت و صفا آوردی

از لحظه ی نور تا ابد خواهد ماند                              آن دفتر گل که از خدا آوردی

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم تیر 1390ساعت 23:58  توسط د.هادی جاهد  | 

جواد جعفری فسایی مرد سخت کوش وفسا دوست شهرستان فسا

این مرد سراسر احساس در ۶ اردیبهشت ۱۳۲۳ در کوشک قاضی از روستاهای شهرستان فسا زاده شد.سها تحصیلات ابتدایی را در روستای زادگاه خویش گذراندو تا مقطع سیکل در فسا بود و سپس جهت ادامه تحصیل به شیراز رفت و از دبیرستان "حاج قوام" شیراز دانش آموخته گردید.پس از خدمت سربازی به استخدام آموزش و پرورش در آمد.استاد جعفری فعالیت معلمی را در شهرستان نی ریز آغاز و پس از آن به شهرستان جهرم رهسپار گردید.ایشان تحصیلات خویش را در رشته "زبان انگلیسی" از دانشگاه آذربایجان شرقی (تبریز) به پایان رسانیده اند.پس از گذشت مدت زمانی دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهرستان فسا از ایشان به عنوان استاد زبان انگلیسی دعوت به همکاری نمود.

اثرهای ادبی استاد:

کتاب"یک کوچه نگاه" با مقدمه چهره ی ماندگار ادبیات فارسی ایران استاد دکتر منصور رستگار فسایی انتشارات نوید شیراز ۱۳۸۶

کتابی درباره شرح حال و اثرهای شاعران فسا از قرن چهارم هجری تا زمان انتشار با نام "پلکان های نقره ای" با همکاری ادیب و شاعر برجسته سرکار خانم سیما سلیمان پور

مرد را جنس خشن نامیده اند اما نه از این جهت که توانایی بیان احساس را در قالب واژه های رمانتیک، در کنه هستی خویش نداشته باشد بلکه از این رو که آزادانه به بیان احساس می پردازد و از روح خویش پاره پاره های احساس را جدا ساخته و به معشوق حقیقی و مجازی هدیه می دارد.روح مرد را روحی بلند و با صلابت می دانند که تکیه گاه احساس نهفته زنانه است و هیچ گاه مردی را نمی یابیم که از بیان واژه ها به دل هراسی  راه داده باشد  و از آشکار سازی آنچه در دل دارد به واژه های چند پهلو پناه آورده باشد.اما همین است راز آنکه مرد ها زود شکسته می شوند و به افسردگی ها پناه می آورند و برای احساس خویش لانه شعری می سازند تا کبوتر احساس را دوباره با صدایی نرمتر و لطیف تر به مهمانی زیبایی ها فرا خوانند.خنجر عشق چه در داستان های عاشقانه چه در قصیده ها و غزل ها و چه در اسطوره ها بر جان مرد نشسته است و زن ها به دیگری دل سپرده اند و لحظه های خوب را از یاد برده اند .و چه فراموشکار بود حوا که بهشت را به میوه ای فروخت و آدم  را از عرش به فرش آورد. اگر به تاریخ شعر و شاعری نگاهی گذرا داشته باشیم اندک شاعران زن در برابر جمعیت فراوان مردان شعرسرا نمودار این شکست های درونی است که به عقیده من مردها چه زود می شکنند و زن ها چه زود از یاد می برند.مردها همه عاطفه اند و زنها احساسی رگباری و گذرا  وشکوفه های پانگرفته درخت تنومند مرد توان رگبار طوفانی  را ندارد اما بیا بیندیشیم زیرا پس از هر  بهاری تابستانی خواهد آمد که میوه های بارگرفته اش نمودار استقامت مرد است در روزگاری جانفرسا.

نمونه ای از شعرهای پر احساس ایشان:

                                                       تب لحظه ها

شبی به یاد تو شعری پر از عسل گفتم                          ترا سرودم و صد باغ گل غزل گفتم

دلم به سمت تو می رفت و کوچه کوچه راه                    و آن غروب که با تو اتل متل گفتم

تو از سپیده دمیدن از عشق می گفتی                       من از تبار تو رستن بغل بغل گفتم

چه خوب بود تب لحظه ها که ویران شد                      مگر اذان تو ای عشق بی محل گفتم

ز حسرتی که تو دادی سرود من خشکید                   منی که از دل غمدیده در عمل گفتم

هلاک بود برایم"سها" ندیدن دوست                        تو جرعه ای بنشانم که ماحصل گفتم

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم تیر 1390ساعت 17:55  توسط د.هادی جاهد  | 

هادی جاهد شاعر شهرستان فسا


                                

هادی جاهد در سال 1365 در شهرستان فسا به دنیا آمده است . کلیه مقاطع تحصیلی ابتدایی ،راهنمایی و دبیرستان را در فسا گذرانید و پس از گذراندن دوره پیش دانشگاهی و قبولی در کنکور سال 1384 وارد دانشگاه دولتی شیراز شد.در رشته زبان و ادبیات عربی تحصیلات خود را به اتمام رسانید.دوره کارشناسی ارشد را در دانشگاه آزاد اسلامی واحد نجف آباد اصفهان با موفقیت به اتمام رسانید.از مهرماه سال 1391 در دوره دکتری زبان و ادبیات عربی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران مشغول به تحصیل ادبیات عربی می باشد.به شعر و شاعری علاقه فراوان داشته و گاهی شعرهایی از دل می سراید:

            غزلی در توصیف حرم با صفای امام رضا(ع) که با توفیق زیارت بر زبانم جاری گردید."یا حق"  :

                                              منتظر باران        

من از پشت پنجره فولاد با صدای چنین     بیا که غم در دلم باز مهمان است

هزار شیعه نه؛ که صد قافله ی عشق    برای طواف شمع دلت جوشان است

تمام رواق ها مست دعای سحر شده اند دست ها به آسمان منتظر باران است

دوباره از سینه ها نوای امّن یجیب می آید بیا که بیمار حرمت،طالب درمان است

شفاعت خاک حرم را تب آسمان می داند افق دوباره خون می گرید وطوفان است

شکوفه ها ،غزل،ستاره ی سحری،دلم / نوید میدهندسحردوباره وقت ایمان است

اذان نماز رضا پیچیده درفضای دلم اکنون/نماز بی سجده درحریم حرم خط پایان است

ببخش هادی عاصی که درشاعرانه ی شب/رضارضا گویان شده ودر پی غفران است

مهرماه 1391

شعری دیگر با تقلید از قافیه و ردیف شعر دکتر منصور رستگار فسایی که در در توصیف خلیج همیشه فارس در آیینه رهبر کبیر انقلاب آیت الله العظمی خامنئی به زبانم جاری گردید:

                     خلیج دلربا

                     تا با صفای چشم تو وا می شود دلم،

                     آوازه خوان صحن و سرا می شود دلم

                     پرواز می کند دلم به هوای خلیج فارس

                      سیمرغ پر گشوده ی صد نوا می شود دلم

                      عاشق شدن یک بهانه بیشتر نداشت

                     با یاد همیشه ات بهانه سرا می شود دلم

                   دلتنگ ترین بیتاب دل خموش من است

                  دریا کجاست؟! که نغمه سرا می شود دلم

                   مردم گمان کرده اند که من عاشق توام

                   برای دریا همیشه مست دعا می شود دلم!

                    به یاد حافظ و سعدی دلم ترانه سراست

                    با یاد فارس ،همیشه سرا می شود دلم

                     رهبر همان سید همیشه خندان بهارمان

                     آیینه دار توست که دلربا می شود دلم

 

 

هادی جاهد-فروردین 1389

شعری از نوع احساس ،در توصیفی غزل گونه :

خواب زمستانی

من به درستی ته این زندگی

ژرف پژوهیده و کاویده ام
یک غزل ناب ناب
از ته هر دخمه ای
چیده و بوییده ام
عکس دلم ریش ریش
کرده و سابیده ام
سوز زمستان و شب،دیده و لرزیده ام
روزنه ها،غارها،
پنجره،
آوارها
ریخته بر پیکرم
یکسره خوابیده ام
خواب تو را دیده ام
با دل خود آرزو کرده و ترسیده ام
مست ستایش شده،
دست تو را دیده ام
چشم که وا کرده ام
بی غزلم بوده ام
وای که امروز هم
خواب تو را دیده ام
خواب تو را دیده ام

نماز جماعت

از خواب بیدار شدم تا به نماز سر ساعت برسم/       گرچه مشتاق دعای سحرم ، باز به عادت برسم
باز باران سحرگاه به من تاب نوشتن می داد/           قلم خیس دعا را نچکانده به شکایت برسم
شفق صبح به دل از یاد خدا باز تأنّی می داد/         رکعت عمر به باد است بیا تا به جماعت برسم
فارغ از قیل و مقال نفس ثانیه ها هر لحظه /          قدم تک تک خود را ندوانیده به غوغای قیامت برسم
باز در راه صدا از سر گلدسته فرو می آید /           کاش دعای سحر را نخوانیده به احساس سلامت برسم
هادی جاهد

                                                                    

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم خرداد 1390ساعت 12:36  توسط د.هادی جاهد  | 

دکتر منصور رستگار فسایی مرد ادیب و فسا دوست شهرستان فسا

دکتر منصور رستگار فسایی با وجود اینکه سالهاست در فسا زندگی نمی کند اما لحن آب و بوی نمناک باران و شب بوهای شبنم نشسته در فضای ذهن او خاطره ای به یاد ماندنی و جاریست. برای او فارس سرزمین عشق و عاطفه و احساس است رستگار مردی نستوه و افسانه ای که همیشه می خواند و می نویسد و شعر گفتن را نیز چاشنی سرخوشی های نوشتاری و عرفانی خود ساخته است.

عشق به زادگاه زاده احساس شاعرانه است.آنگاه که احساس بستر تفکر شاعر را دگرگون ساخته  و شهر و دیار خویش را  مورد ندا قرار می دهد و در این لحظه است که واژه ها سراسر احساس شاعرانه اند و نغمه های درونی همه پژواک اشتیاق بازگشت به جایی که ریشه ها و اندیشه ها در آن باریافته و بارور گردیده است.

تا بر صفای چشم تو وا می شود دلم آیینه دار خاطره ها می شود دلم

پر می کشد دلم به هوای ستاره ها سیمرغ قاف و مرغ هوا می شود دلم

غوغای عاشقان جهان در نوای توست راهی بزن که مست نوا می شود دلم

بیتی برای خاطر دلتنگی ام بخوان کز ساز عشق عقده گشا می شود دلم

تنهاترین خموش و خروشان دل من است اینجا زبان حال خدا می شود دلم

بی دوست در ملال شب تلخ انتظار بن بست غصه زای بلا می شود دلم

ترکم مکن که ترک وفایت نمی کنم با من بمان که جای صفا می شود دلم

یادش به خیر باد جوانی و عاشقی کز آن هنوز نغمه سرا می شود دلم

هر دم دلم برای خودم تنگ می شود بی تاب رهسپار "فسا" می شود دلم

+ نوشته شده در  شنبه بیستم آذر 1389ساعت 21:3  توسط د.هادی جاهد  |